جملات زیبای کتاب مزاح بی پایان | طاقچه
تصویر جلد کتاب مزاح بی پایان

بریده‌هایی از کتاب مزاح بی پایان

انتشارات:نشر برج
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۳۳ رأی
۳٫۶
(۳۳)
«چرا هیچ‌وقت غمگین نشد؟» «غمگین شد، بوبو. فقط مدل من و تو غمگین نشد، مدل خودش شد. ولی مطمئنم غمگین شده.»
haniy Kia
«من فقط یه پسری نیستم که تنیس بازی می‌کنه. تاریخچه‌م پر از جزئیاته. پر از تجربه و احساس. من پیچیده‌م.»
haniy Kia
«چیزهایی که به دکتر گارتن گفتم درسته ولی تصور کن که اون حس رو همه‌جات داشته باشی، درون بدنت. از سر تا پات. یعنی همهٔ سلول‌ها و اتم‌ها و سلول‌های مغزی و همه جات اون‌قدر تهوع داشته باشن که بخوان بالا بیارن، ولی نشه، و این احساس رو همیشهٔ همیشه داشته باشی، و مطمئن باشی، شک نداشته باشی که این احساس هیچ‌وقت از بین نمی‌ره و باید کلِ زندگی طبیعیت رو با همین احساس بگذرونی.»
haniy Kia
«اما بعد دیگه مهم نیست چی کار کنم، همیشه بدتر می‌شه، حضورش مدام بیشتر می‌شه، فیلتره می‌افته، و احساسه هراس از احساس رو به‌مراتب وخیم‌تر می‌کنه، و بعد دو هفته دیگه حضورش همیشگیه، حضور احساسه، و من دیگه کاملاً توش غوطه‌ورم، من داخلشم و همه چی باید از فیلتر اون بگذره تا برسه بهم، و دیگه نمی‌خوام باب بکشم، و نمی‌خوام برم سر کار، یا برم بیرون، یا چیزی بخونم، یا تله‌پیوتر ببینم، یا برم بیرون، یا بمونم خونه، یا کاری بکنم یا کاری نکنم، هیچی نمی‌خوام، هیچی جز این که احساسه بره. ولی نمی‌ره. اصلاً این که دوست داری هر کاری بکنی که ازش خلاص شی بخشی از خود احساسه. متوجهی. هر کاری. متوجهی؟ مسئله این نیست که می‌خوام به خودم آسیب بزنم، مسئله اینه که می‌خوام دیگه آسیب نبینم.»
haniy Kia

حجم

۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۵۱۲ صفحه

حجم

۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۵۱۲ صفحه

قیمت:
۵۰۰,۰۰۰
تومان