جملات زیبای کتاب قلعه مالویل | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلعه مالویل

بریده‌هایی از کتاب قلعه مالویل

نویسنده:روبر مرل
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۲۳۴ رأی
۳٫۸
(۲۳۴)
انسان تنها حیوانی است که می‌تواند فکر نابودی خودش را بکند و تنها حیوانی است که از این فکر درمانده و مأیوس می‌شود. چه جانور عجیبی است انسان! جانوری که تا به آن حد به نابودی خود حریص است و تا به آن اندازه به حفظ خود مشتاق.
AS4438
اگر بناست نسل بشر ادامه داشته باشد بقای او منوط به نطفهٔ انسان‌هایی چون ماست که می‌کوشند جامعه‌ای از نو بسازند.
AS4438
در جامعهٔ مصرف، کالایی که انسان بیش از هر چیز مصرف می‌کند خوش‌بینی است.
AS4438
این هیزم که به آن سرعت می‌سوزد طبیعت وقت بی‌نهایت زیادی صرف ساختن آن می‌کند،
AS4438
آدم هرچه پیرتر می‌شود بیشتر حرص زنده ماندن دارد. راستی هیچ نمی‌دانم چرا این‌طور است».
AS4438
اما در عین حال آدم در باطن امر و پس از همهٔ این دردها و رنج‌ها که به وکالت از دیگران می‌کشید دلش قرص بود که مرگ همیشه نصیب همسایه می‌شود.
AS4438
نباید در وضعی قرار بگیریم که باج بدهیم؛ طوری که خیال کنند از ما طلب دارند؛ طوری که تصور شود شهر حق دارد از قبل دِه امرار معاش کند.
AS4438
انسان جانور عجیبی است که به این آسانی مرگ همنوعش را آرزو می‌کند.
AS4438
بلی، جسم نیز فکر می‌کند! جسم نیز جدا از هرگونه پیوند با روح می‌اندیشد و احساس می‌کند.
AS4438
تنها زنده ماندن کافی نیست و برای اینکه این موهبت برای تو ثمربخش باشد باید که بعد از تو نیز ادامه داشته باشد».
AS4438
آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه بدهد. زندگی مثل کار می‌ماند، پس بهتر اینکه آن را به انجام رساند نه اینکه هرجا مشکل شد نیمه‌کاره ولش کرد
محمدرضا
پسر عاقل در گوشه‌ای از تصویر با لب و لوچهٔ آویزان دیده می‌شود. من خطایی متوجه او نمی‌بینم، چون به او که هیچ وقت از زحمت کشیدن برای پدرش کوتاهی نکرده است یک برهٔ کوچک هم نداده‌اند تا با رفقایش سوری راه بیندازد؛ اما برای این پسرهٔ کثافت که پس از حیف و میل کردن سهم دارایی خود با فاحشه‌ها باز به مزرعه برمی‌گردد بی‌معطلی گوسالهٔ چاقی سر می‌برند.
Marie Rostami
«از این قرار، همیشه بدترین مصیبت‌هایی که به سر آدم می‌آید از طرف کسان خودش است».
AS4438
آن که گوش شنوا دارد بد می‌شنود.
AS4438
انسان تنها حیوانی است که می‌تواند فکر نابودی خودش را بکند و تنها حیوانی است که از این فکر درمانده و مأیوس می‌شود. چه جانور عجیبی است انسان! جانوری که تا به آن حد به نابودی خود حریص است و تا به آن اندازه به حفظ خود مشتاق.
Fa Ne
من یک عالم فکر توی کله‌ام دارم که همین‌طور هی می‌چرخند و هی می‌چرخند. به خدا ترجیح می‌دادم که احمق بودم».
استودیوس
می‌خواهم بگویم که به راستی بدون تو زندگی من پوچ و توخالی بود و تو بسیار مایهٔ دلخوشی من بودی.
کاربر ۹۶۴۵۹۷۹
آری من خوب می‌دانم که چه‌بسا طعم یک خوراکی یا یک نغمهٔ موسیقی خاطرهٔ لحظه‌ای از گذشته را به طرزی بسیار زنده به ذهن شما بازمی‌گرداند، ولی این فقط برای چند ثانیه است: جرقهٔ کوتاهی می‌زند، باز پرده می‌افتد و زمان حال لامروت همچنان رو در رو است.
کاربر ۷۴۹۴۵۰۹
به وجود شیطان معتقد نیستم، ولی اگر می‌بودم چگونه می‌توانستم فکر نکنم که انسان مظهری از شیطان است؟
Mohsen
ما نیز اگر سنت دیرینهٔ انسان‌های نخستین از بین نرفته بود بی‌شک به رقص درمی‌آمدیم، و حال که نمی‌رقصیم گپ می‌زنیم.
محسن
آدم با چیزهایی که مایهٔ حیاتش هستند خو می‌گیرد، چندان که با آن‌ها خودمانی می‌شود و آن‌ها را جزو حتمیات می‌انگارد. و این درست نیست؛ هیچ چیز را برای همیشه نمی‌دهند و همه چیز زوال‌پذیر است
behnaz.bargozideh
با آنکه زنده بودم انگار خودم نعش خودم بودم.
واحه
در بندگی منطق وحشتناکی هست.
AS4438
پسرجان، زنده‌ای برای اینکه زنده‌ای. دیگر دورتر از این نباید کندوکاو کنی. در عین حال بدان که مرگ دوست انسان نیست».
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
در جامعهٔ مصرف، کالایی که انسان بیش از هر چیز مصرف می‌کند خوش‌بینی است.
محسن
چه جانور عجیبی است انسان! جانوری که تا به آن حد به نابودی خود حریص است و تا به آن اندازه به حفظ خود مشتاق.
واحه
من نمی‌توانم درک کنم که بین فشار ناچیز انگشت من بر ماشه و ویرانی حاصل از آن چه وجه مشترکی هست. با خود می‌گویم آن بی‌شرفی که به تکمه فشار آورده تا جنگ اتمی راه بیندازد اگر اکنون در سنگر بتونی خود زنده مانده باشد امروز باید همین احساس را داشته باشد که من دارم.
AS4438
«قربانی» ــ اصطلاح مزورانه‌ای که در مجلات تخصصی دربارهٔ کشتار حیوانات به کار می‌رود ــ
AS4438
چه مرموز است این بنی نوع بشر! این خون گرانبها که در دنیای قبل آن را گروه‌بندی می‌کردند و جمع می‌کردند و ذخیره می‌کردند، و حال آنکه در جای دیگر و در همان حین فراوان از آن بر خاک می‌ریختند!
AS4438
در جامعهٔ مصرف، کالایی که انسان بیش از هر چیز مصرف می‌کند خوش‌بینی است. از زمانی که سیارهٔ ما از همهٔ آن چیزهایی که برای ویرانی آن ــ و در صورت لزوم ویرانی سیارات نزدیک‌تر به آن ــ لازم است انباشته شد همه راحت گرفتند و خوابیدند. واقعاً عجیب بود: صرف وفور سلاح‌های وحشت‌انگیز و تعداد روزافزون ملت‌هایی که آن سلاح‌ها را در دست داشتند به صورت یک عامل اطمینان‌بخش جلوه‌گر شدند. و از اینکه از سال ۱۹۴۵ به بعد دیگر هیچ یک از آن سلاح‌ها مورد استفاده واقع نشده بود چنین نتیجه می‌گرفتند که «جرئت نخواهند کرد» و لذا اتفاقی روی نخواهد داد. حتی برای این امنیت دروغین که در آن می‌زیستیم نامی وضع کرده و ظاهر یک استراتژی عالی به آن داده بودند، یعنی آن را «توازن وحشت» می‌نامیدند.
ایران آزاد

حجم

۶۵۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۶۸۷ صفحه

حجم

۶۵۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۶۸۷ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۱۰۵,۰۰۰
۳۰%
تومان