کارل مارکس میگفت دین نیرویی بوده که مانع از تغییر جامعه شده، زیرا طبقۀ حاکم با بهرهبرداری از دین طبقۀ کارگر را تحت سلطه نگه داشته است. طبقۀ کارگر با اشتغال به خوشیهای زندگی پس از مرگ و انصراف از اوضاع و احوال زندگی کنونی، دین را بهعنوان ابزاری برای تسلی خاطر این طبقه در وضعیت ستمدیدگی به کار گرفته است.