رابرتارنست کورتیوس با ملاحظهٔ این غنای فرهنگی، شأن پروست را چنین توصیف میکند: «آفرینش هنرمندی که از غنیترین و روشنفکرانهترین و متنوعترین فرهنگ اروپایی تغذیه کرده از آن جهت دوچندان ستایشبرانگیز مینماید که غنای فرهنگی، برای نویسندهای که از ذهنی بهغایت نیرومند بهره نداشته باشد، میتواند در حکم مانعی بازدارنده، مخلّ هرگونه خلقت بدیع و نوآورانه باشد، مانعی که حداکثر به خلق اثری دلپذیر با سبکوسیاقی شبیه به آثار متعلق به مکتب پرتکلف اسکندریه منجر میشود. اما گنجینهٔ غنی و ارزشمندِ سابقهٔ ادبی، نهتنها سدّی در برابر هنر پروست نبود، بلکه با هنر وی قدر و بهای افزونتری هم یافت و مهمتر آنکه ذهن آفرینشگر او در این اقلیم هوایی تازه دمید.»
کاربر ۸۵۱۰۰۳۹
رمان پروست داستان یک جستجوست: کوششهایی مستمر برای بازیافتن چیزی ازدسترفته، تقلای موجودی در جستجوی جوهرش.
کاربر ۱۱۱۸۷۱۸
ولی پرسش این است که حقیقت چیست؟ حقیقت، شناخت جوهر است. این جوهر را کجا باید جست؟ زیر ماده، زیر تجربه، زیر کلمات. چهکسی از عهدهٔ این حفاری برمیآید؟ هنرمند. با توسلجستن به کدام ابزار؟ رنج.
کاربر ۲۰۶۰۵۴۹