جملات زیبای کتاب ایرانی تر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ایرانی تر

بریده‌هایی از کتاب ایرانی تر

نویسنده:نهال تجدد
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۰از ۱۴۷ رأی
۳٫۰
(۱۴۷)
«فکر نکن. اگر فکر کردی، حرف نزن. اگر حرف زدی، ننویس. اگر نوشتی، چاپ نکن. اگر چاپ کردی، امضا نکن. اگر امضا کردی، غافل‌گیر نشو.»
Saba
وقتی یک فیلسوف می‌میرد، بدن از بین می‌رود و اندیشه باقی می‌ماند.
علیرضا کریمی
«طاعت و عملِ رسول استغراق بود در خود، که عمل عملِ دل است و خدمت خدمتِ دل است و بندگی بندگیِ دل است. اما چون دانست که هر کس را به آن عملِ حقیقی راه نباشد، ایشان را این پنج نماز و سی روز روزه و مناسکِ حج فرمود تا محروم نباشند… و باشد که به آن استغراق نیز بویی برند.»
Saba
هنرمند واقعی کسی است که از سنتی بسیار کهن می‌آید، سنتی که شاید می‌پندارد همه‌چیز را گفته و نشان داده است، ولی او بدون زحمت خود را با تکنیک‌های زمانش وفق می‌دهد و ناگاه یک نگاه، یک صدا، یک حس جدید می‌آفریند.
شراره
وقتی با نهال صحبت می‌کنم، هر فرصتی خوشایند است تا ــ با خنده ــ یادآور شود وقتی اهالی گل (فرانسهٔ سابق) کلبه‌نشینانی بیش نبوده‌اند ایران امپراتوریِ درخشانِ توانمندِ سازمان‌یافته‌ای بوده است، و مرکز جهان همیشه رُم و نیویورک نبوده.
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
ماندالاها نمادِ ناپایداریِ چیزهایند، یادآورِ زودگذریِ همه‌چیز. ناماندگاری، مفهومی مهم در سنت بودایی، باید ما را به زودگذری برساند و درک این‌که سرچشمهٔ رنج در دل‌بستگی به اشیا و اشخاص است. بودیسم، با تخریب ماندالا، می‌گوید که فقط تجربه مهم است و نه نتیجه.
Saba
آماده بودم از قتل بختیار و اورانیوم بگویم، اما او از عطار پرسید و سیمرغ. همین مرا بس. اگر ژان‌کلود صد سال هم از من بزرگ‌تر بود، فرقی نمی‌کرد
کاربر ۹۱۳۸۱۶۲
ملتی که برای فرهنگ زیر باران می‌ایستد زنده است.
علیرضا کریمی
«محور شرارت منم، ابلیس منم، دیو و دد منم، شومیِ شیطان منم، تیزدندان، شاخ‌به‌سر، پنجول‌به‌دست… اما در کنار شما، هم‌زبان شما، کمابیش هم‌سن‌وسال و هم‌شکل شما، هم‌درد شما، هم‌آرزوی شما.»
مل.
هنرمند واقعی کسی است که از سنتی بسیار کهن می‌آید، سنتی که شاید می‌پندارد همه‌چیز را گفته و نشان داده است، ولی او بدون زحمت خود را با تکنیک‌های زمانش وفق می‌دهد و ناگاه یک نگاه، یک صدا، یک حس جدید می‌آفریند.
شراره
«مردمی» بودن یعنی باید از مردم آمد؛ این اشرافیت پنهان و نیرومند. مردمی بودن با تولد زاییده می‌شود. هیچ‌کس در مردمی بودن دخالتی ندارد. مردمی بودن مادرزادی است، عمیق است، در هیچ مدرسه‌ای آموزش داده نمی‌شود. باید مردمی بود و، با گذشت زمان، مردمی باقی ماند.
شراره
میلوش بارها از نویسنده‌ای چِک نقل‌قول می‌کرد: «فکر نکن. اگر فکر کردی، حرف نزن. اگر حرف زدی، ننویس. اگر نوشتی، چاپ نکن. اگر چاپ کردی، امضا نکن. اگر امضا کردی، غافل‌گیر نشو.»
شراره
این آغازِ مثنوی، قرآن فارسی، مرا به یاد جمله‌ای از آرتور رَمبو می‌اندازد: «چه جای افسوس برای چوبی که ویولن شود!»
Mehr
ژان‌کلود می‌پرسد: «آیا می‌توان بودیسم را علمِ روح نامید؟» دالای لاما ناگاه از جا می‌پرد. شاید سال‌ها در انتظار چنین تعریفی بوده است. انگشتش را بلند می‌کند و به‌تأیید می‌گوید: «درست همین است.» ژان‌کلود می‌پرسد: «برای شما روح چیست؟» دالای لاما می‌خندد. «با سر تراشیده و لباس قرمز، دوازده سال مطالعه کن، آن وقت تازه…» ژان‌کلود اعتراضی ندارد. دوازده سال پوششِ قرمز و سرِ تراشیده برای دریافت ماهیت روح بهای گرانی نیست. اما بلافاصله دالای لاما اضافه می‌کند: «در آیین خود بمانید. تغییر مذهب گمراهی می‌آورد. اما اگر در بودیسم چیزی دیدید که خود ندارید، از آن استفاده کنید.»
Mahsa
دیدار کسی که از دروغ و مالکیت فراری است، برای یک روز، یک ساعت، یک دقیقه، ما را بس.
Mahsa
نگاه زن ایرانی خود مبحثی است نیازمندِ بررسی. چالاک و ژرف، هم شرم‌وحیا دارد، هم برانگیزنده است. کسی را می‌نگرد و درعین‌حال نادیده‌اش می‌گیرد، اما
Ella
بشنو این نی چون حکایت می‌کند از جدایی‌ها شکایت می‌کند این آغازِ مثنوی، قرآن فارسی، مرا به یاد جمله‌ای از آرتور رَمبو می‌اندازد: «چه جای افسوس برای چوبی که ویولن شود!» به عبارت دیگر برای نی شدن، برای ویولن شدن، می‌بایست از اطراف برید و درد کشید ــ حسی که نویسندگان مختلف، زیر آسمان‌های مختلف، در قرون متفاوت چشیده‌اند.
helena
از مرگ پدر ــ و از هیچ مرگی دیگر ــ نمی‌گویم. آن تپش استوار به مرگ ره نمی‌دهد. این‌جا صحبت از زندگی است.
A lover book
این سرزمین تنها مرهم من خواهد بود.
وفادار
(همهٔ بهمن‌های ادبیات عظیم‌اند
کرم کتاب
«ما آن‌ایم که زندان را بر خود بوستان گردانیم.»
ستاره
«جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان»
آفرین
می‌کند: «در آیین خود بمانید. تغییر مذهب گمراهی می‌آورد. اما اگر در بودیسم چیزی دیدید که خود ندارید، از آن استفاده کنید.»
کرم کتاب
می‌دان که زمانه نقش سوداست بیرون ز زمانه صورت ماست زیرا قفسی‌ست این زمانه بیرون همه کوه قاف و عنقاست این‌جا سِر نکته‌ای‌ست مشکل این‌جا نبوَد ولیکن این‌جاست
مل.
وقتی یک فیلسوف می‌میرد، بدن از بین می‌رود و اندیشه باقی می‌ماند.
Bahar Abdalvand
(تعریف نوستالژی در واژه‌نامه‌ها: دلتنگی به سبب دوری از وطن یا دلتنگیِ حاصل از یادآوری گذشته‌های درخشان یا تلخ و شیرین)
آفرین
محبوبیت غالباً پس از مرگ حاصل می‌شود.
Razie
دوازده قرن از آن تاریخ گذشته بود و من مغرورانه توانستم نسخهٔ اصلیِ موجود در کتابخانهٔ ملی فرانسه را در دست گیرم. دوازده قرن مرا از آن اسقف مانوی جدا می‌کرد، اما می‌دانستم برادر من است. او نیز از اصل خود جدا بود، به زبان دیگری می‌نوشت و می‌بایست، برای در غربت زیستن، پیوسته از خود بگوید. دستم و دلم می‌لرزید، اما به او نیز قول مأیوس نکردن دادم.
کرم کتاب
باید از «نشاط نو» گفت، باید «رگ جان را از نشاط» انباشت.
کاربر ۱۲۶۱۴۴۶
ایران شد محور شرارت و ما نشسته در این دایره.
مل.

حجم

۱۳۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۱ صفحه

حجم

۱۳۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۱ صفحه

قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
تومان