جملات زیبای کتاب آرایش دشمن | طاقچه
تصویر جلد کتاب آرایش دشمن

بریده‌هایی از کتاب آرایش دشمن

نویسنده:املی نوتومب
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۴۶ رأی
۴٫۲
(۴۶)
، زهی خیال باطل!
fatemeh abdollahi
شنوایی بی‌دفاع‌ترین حس در بین حواس است
nerc
«اما این‌جا، اگر خطر کنم می‌میرم!» «اگر خطر نکنی هم می‌میری.»
Saeid Ghorbani
«آدم از تعریفی که بعضی افراد از عشق دارند دچار تهوع می‌شود.»
Mary gholami
در رفتار یک دیوانه که نباید دنبال منطق گشت.
Saeid Ghorbani
«خنده‌دار است که آدم‌ها نیاز دارند به این‌که دیگران را متهم به تباه کردن زندگی‌شان کنند، درحالی‌که خودشان به‌تنهایی بدون کمک هیچ‌کس دیگری خیلی خوب از عهده‌اش برمی‌آیند!»
Saeid Ghorbani
«و چه تناقضی؛ به جای مجرم قربانی تحت تعقیب بود.»
Saeid Ghorbani
«اخلاق من هیچ‌وقت مثل شما نخواهد شد. شما یک دیوانهٔ زنجیری هستید. «به هر کسی که حرف‌هایش را نمی‌فهمند انگ دیوانگی می‌زنند! عجب ذهن تنبلی!»
Saeid Ghorbani
‫«خنده‌دار است که آدم‌ها نیاز دارند به این‌که دیگران را متهم به تباه کردن زندگی‌شان کنند، درحالی‌که خودشان به‌تنهایی بدون کمک هیچ‌کس دیگری خیلی خوب از عهده‌اش برمی‌آیند!»
Beh
بعضی بدشانسی‌ها در زندگی سودمندند.
افسر ارشد
«به هر کسی که حرف‌هایش را نمی‌فهمند انگ دیوانگی می‌زنند! عجب ذهن تنبلی!»
مجهول
دشمن همان است که هر چیز ارزشمندی را درون‌تان نابود می‌کند. همان که کاستی‌های درون هر واقعیتی را نشان‌تان می‌دهد. همان که پستی‌های شما و رذالت‌های دوستان‌تان را پیش چشم‌های‌تان آشکار می‌کند. همان که حتی در یک روزِ خوب دلیل محکمی برای شکنجهٔ شما پیدا می‌کند. همان که شما را از خودتان بیزار می‌کند. همان که وقتی گوشه‌ای از چهرهٔ بهشتیِ زن ناشناسی را می‌بینید، مرگ را که در آن‌همه زیبایی نهفته است نشان‌تان می‌دهد.
مجهول
از نظر من دیوانه کسی است که رفتارش توجیه‌ناپذیر باشد. من می‌توانم تمام رفتارهایم را برای‌تان توجیه کنم.
افسر ارشد
«زندگی؟» «می‌شناسمش. آن‌قدری که به‌اش بها داده‌اند نمی‌ارزد.»
حــــــــنا🌼
«دلیلی به‌جز عشق که همه‌چیز را به تباهی می‌کشاند نبود.»
Saeid Ghorbani
خنده‌دار است که آدم‌ها نیاز دارند به این‌که دیگران را متهم به تباه کردن زندگی‌شان کنند، درحالی‌که خودشان به‌تنهایی بدون کمک هیچ‌کس دیگری خیلی خوب از عهده‌اش برمی‌آیند!
کاربر ۹۹۶۷۶۳۵
«زندگی؟» «می‌شناسمش. آن‌قدری که به‌اش بها داده‌اند نمی‌ارزد.»
افسر ارشد
«آدم از تعریفی که بعضی افراد از عشق دارند دچار تهوع می‌شود.»
نسیم پاییزی
“پشیمانی از خطا خطای بزرگ‌تری است.”
نسیم پاییزی
وقتی آدم دشمن درونش را برای مدتی طولانی لال کند، همین‌طور می‌شود، وقتی دهان باز می‌کند دیگر ساکت نمی‌شود
نسیم پاییزی
«بله، کثیف‌ترین جنایت ممکن.»
نسیم پاییزی
خیال می‌کنید برای چه به حس شنوایی شما حمله کرده‌ام؟ نه‌فقط برای این‌که منع قانونی ندارد، بلکه بیش‌تر به این خاطر که شنوایی بی‌دفاع‌ترین حس در بین حواس است. چشم برای محافظت از خود پلک دارد. در مقابل بوهای ناخوشایند هم فقط کافی است بینی‌تان را بگیرید، واکنشی که حتی در طولانی‌مدت هم کوچک‌ترین دردی در پی ندارد. چشایی را می‌توان با روزه و پرهیز که به‌هیچ‌عنوان ممنوع نیستند در امان نگه داشت. و از لامسه هم قانون محافظت می‌کند، اگر کسی شما را برخلاف میل‌تان لمس کند، می‌توانید پلیس خبر کنید. آدمیزاد تنها یک نقطه‌ضعف دارد و آن هم گوش است.»
Saeid Ghorbani
«با این تعبیری که شما از قتل دارید، احساس نمی‌کنم در حضور یک جانیِ بزرگ باشم.» «حق با شماست، من جانیِ بزرگی نیستم. من جانیِ کوچک و بی‌قابلیتی هستم.» «این وقت‌هایی را که واقع‌بین می‌شوید دوست دارم.» «توجه داشته باشید که من فقط دو نفر را کُشته‌ام.» «این‌که رقم ناچیزی است، باید بیش‌تر از این‌ها جاه‌طلب باشید، آقا!»
shervin
همین‌طور ورور کنید؟» «در هر صورت،
homayun
«“اخلاق واقعی به اخلاق اهمیتی نمی‌دهد” این یکی از پاسکال است. زنده باد ژانسنیسم!»
Nocturnum_p
«خنده‌دار است که آدم‌ها نیاز دارند به این‌که دیگران را متهم به تباه کردن زندگی‌شان کنند، درحالی‌که خودشان به‌تنهایی بدون کمک هیچ‌کس دیگری خیلی خوب از عهده‌اش برمی‌آیند!»
نسیم پاییزی
«فقط اولین قتل است که اهمیت دارد. یکی از مشکلات مجرم بودن در صورت ارتکاب قتل این است: احساس گناه زیادتر نمی‌شود. با کُشتن صد نفر قاتل خودش را گناهکارتر از زمانی که دستش به خون یک نفر آلوده بوده احساس نمی‌کند. بنابراین، وقتی یک نفر را کُشتی، دلیلی نمی‌بینی تا خودت را از کُشتن صد نفر دیگر محروم کنی.»
Saeid Ghorbani
«بله، زندگی پُر از همین نارضایتی‌هایی است که آن را نامعقول می‌کند. همین ناخشنودی‌های ناچیز خیلی بهتر از مسائل ماوراءالطبیعه پوچیِ هستی را نشان می‌دهند.»
Saeid Ghorbani
«خب. چه می‌خواهید؟» «هیچ. می‌خواهم حرف بزنم.» «از آدم‌هایی که می‌خواهند حرف بزنند وحشت دارم.»
Saeid Ghorbani
«نمی‌توانم مانع صحبت کردن شما بشوم چون حرف زدن ممنوع نیست. شما هم نمی‌توانید مرا مجبور به پاسخ دادن کنید چون اجباری نیست.» «با وجود این همین الآن جوابم را دادید.» «برای این‌که خودم را از پاسخ‌های بعدی معاف کنم.»
Saeid Ghorbani

حجم

۱۴۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۳ صفحه

حجم

۱۴۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۳ صفحه

قیمت:
۹۴,۰۰۰
تومان