
بریدههایی از کتاب آرایش دشمن
۴٫۲
(۴۸)
، زهی خیال باطل!
fatemeh abdollahi
شنوایی بیدفاعترین حس در بین حواس است
madmax
«اما اینجا، اگر خطر کنم میمیرم!»
«اگر خطر نکنی هم میمیری.»
Saeid Ghorbani
«آدم از تعریفی که بعضی افراد از عشق دارند دچار تهوع میشود.»
Mary gholami
در رفتار یک دیوانه که نباید دنبال منطق گشت.
Saeid Ghorbani
«خندهدار است که آدمها نیاز دارند به اینکه دیگران را متهم به تباه کردن زندگیشان کنند، درحالیکه خودشان بهتنهایی بدون کمک هیچکس دیگری خیلی خوب از عهدهاش برمیآیند!»
Saeid Ghorbani
«و چه تناقضی؛ به جای مجرم قربانی تحت تعقیب بود.»
Saeid Ghorbani
«اخلاق من هیچوقت مثل شما نخواهد شد. شما یک دیوانهٔ زنجیری هستید.
«به هر کسی که حرفهایش را نمیفهمند انگ دیوانگی میزنند! عجب ذهن تنبلی!»
Saeid Ghorbani
«خندهدار است که آدمها نیاز دارند به اینکه دیگران را متهم به تباه کردن زندگیشان کنند، درحالیکه خودشان بهتنهایی بدون کمک هیچکس دیگری خیلی خوب از عهدهاش برمیآیند!»
Beh
بعضی بدشانسیها در زندگی سودمندند.
افسر ارشد
«زندگی؟»
«میشناسمش. آنقدری که بهاش بها دادهاند نمیارزد.»
حــــــــنا🌼
«به هر کسی که حرفهایش را نمیفهمند انگ دیوانگی میزنند! عجب ذهن تنبلی!»
مجهول
«دلیلی بهجز عشق که همهچیز را به تباهی میکشاند نبود.»
Saeid Ghorbani
دشمن همان است که هر چیز ارزشمندی را درونتان نابود میکند. همان که کاستیهای درون هر واقعیتی را نشانتان میدهد. همان که پستیهای شما و رذالتهای دوستانتان را پیش چشمهایتان آشکار میکند. همان که حتی در یک روزِ خوب دلیل محکمی برای شکنجهٔ شما پیدا میکند. همان که شما را از خودتان بیزار میکند. همان که وقتی گوشهای از چهرهٔ بهشتیِ زن ناشناسی را میبینید، مرگ را که در آنهمه زیبایی نهفته است نشانتان میدهد.
مجهول
از نظر من دیوانه کسی است که رفتارش توجیهناپذیر باشد. من میتوانم تمام رفتارهایم را برایتان توجیه کنم.
افسر ارشد
“پشیمانی از خطا خطای بزرگتری است.”
نسیم پاییزی
خندهدار است که آدمها نیاز دارند به اینکه دیگران را متهم به تباه کردن زندگیشان کنند، درحالیکه خودشان بهتنهایی بدون کمک هیچکس دیگری خیلی خوب از عهدهاش برمیآیند!
کاربر ۹۹۶۷۶۳۵
«زندگی؟»
«میشناسمش. آنقدری که بهاش بها دادهاند نمیارزد.»
افسر ارشد
«آدم از تعریفی که بعضی افراد از عشق دارند دچار تهوع میشود.»
نسیم پاییزی
وقتی آدم دشمن درونش را برای مدتی طولانی لال کند، همینطور میشود، وقتی دهان باز میکند دیگر ساکت نمیشود
نسیم پاییزی
«بله، کثیفترین جنایت ممکن.»
نسیم پاییزی
«خب. چه میخواهید؟»
«هیچ. میخواهم حرف بزنم.»
«از آدمهایی که میخواهند حرف بزنند وحشت دارم.»
Saeid Ghorbani
خیال میکنید برای چه به حس شنوایی شما حمله کردهام؟ نهفقط برای اینکه منع قانونی ندارد، بلکه بیشتر به این خاطر که شنوایی بیدفاعترین حس در بین حواس است. چشم برای محافظت از خود پلک دارد. در مقابل بوهای ناخوشایند هم فقط کافی است بینیتان را بگیرید، واکنشی که حتی در طولانیمدت هم کوچکترین دردی در پی ندارد. چشایی را میتوان با روزه و پرهیز که بههیچعنوان ممنوع نیستند در امان نگه داشت. و از لامسه هم قانون محافظت میکند، اگر کسی شما را برخلاف میلتان لمس کند، میتوانید پلیس خبر کنید. آدمیزاد تنها یک نقطهضعف دارد و آن هم گوش است.»
Saeid Ghorbani
«هر کس گیر همان جنایتکاری میافتد که لیاقتش را دارد.»
Saeid Ghorbani
«به هر کسی که حرفهایش را نمیفهمند انگ دیوانگی میزنند! عجب ذهن تنبلی!»
muwbina
«با این تعبیری که شما از قتل دارید، احساس نمیکنم در حضور یک جانیِ بزرگ باشم.»
«حق با شماست، من جانیِ بزرگی نیستم. من جانیِ کوچک و بیقابلیتی هستم.»
«این وقتهایی را که واقعبین میشوید دوست دارم.»
«توجه داشته باشید که من فقط دو نفر را کُشتهام.»
«اینکه رقم ناچیزی است، باید بیشتر از اینها جاهطلب باشید، آقا!»
shervin
همینطور ورور کنید؟»
«در هر صورت،
homayun
«“اخلاق واقعی به اخلاق اهمیتی نمیدهد” این یکی از پاسکال است. زنده باد ژانسنیسم!»
Nocturnum_p
«خندهدار است که آدمها نیاز دارند به اینکه دیگران را متهم به تباه کردن زندگیشان کنند، درحالیکه خودشان بهتنهایی بدون کمک هیچکس دیگری خیلی خوب از عهدهاش برمیآیند!»
نسیم پاییزی
«فقط اولین قتل است که اهمیت دارد. یکی از مشکلات مجرم بودن در صورت ارتکاب قتل این است: احساس گناه زیادتر نمیشود. با کُشتن صد نفر قاتل خودش را گناهکارتر از زمانی که دستش به خون یک نفر آلوده بوده احساس نمیکند. بنابراین، وقتی یک نفر را کُشتی، دلیلی نمیبینی تا خودت را از کُشتن صد نفر دیگر محروم کنی.»
Saeid Ghorbani
حجم
۱۴۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۳ صفحه
حجم
۱۴۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۳ صفحه
قیمت:
۹۴,۰۰۰
۴۷,۰۰۰۵۰%
تومان