جملات زیبای کتاب ابله | طاقچه
تصویر جلد کتاب ابله

بریده‌هایی از کتاب ابله

۳٫۹
(۲۲۸)
ما آدم‌های خیلی خوبی هستیم که از شدت خوبی مسخره به نظر می‌رسیم...»
ائمه
اگر شما روی بینی یا پیشانی‌تان زگیلی داشته باشید همیشه با خود فکر می‌کنید که همه مردم کارهایشان را در دنیا رها کرده و به زگیل شما خیره مانده‌اند و آن را مورد تمسخر قرار می‌دهند، حتی اگر امریکا را هم کشف کرده باشید از بابت آن زگیل تحقیرتان می‌کنند.
Shadi
من پول می‌خواهم وقتی پول داشته باشم آن‌وقت یک آدم متشخص خواهم بود. همین پول کثیف و نفرت‌انگیز حتی استعدادهای انسان را شکوفا می‌کند و تا آخر دنیا هم این قاعده پابرجا خواهد بود.
Amin Bahiraei
در حقیقت، هیچ چیز تأسف‌بارتر از این نیست که انسان ثروتمند، اصیل، خوش‌تیپ، دارای تحصیلات کافی، باهوش و خوش‌اخلاق باشد اما در عین حال هیچ ذوقی، امتیاز مثبتی، یا ایدۀ خاصی نداشته باشد و از هر نظر شبیه همه مردم دیگر باشد.
ائمه
می‌خواهم حداقل یک نفر را داشته باشم که بتوانم با او در مورد همه چیز صحبت کنم، درست همانطور که با خودم حرف می‌زنم
Ghazal Hashemi
«ابله است، اما خوب می‌داند که چاپلوسی بهترین روش برای رسیدن به هدف است رفتارش غریزی است.»
ائمه
انسان خیلی زود به تجملات عادت می‌کند و ترک آن بسیار دشوار است. تجملات به تدریج در زمره نیازهای ضروری انسان‌ها درمی‌آید.
فاطمه
همانگونه که یک مادر با دیدن اولین لبخند فرزندش شاد می‌شود خداوند نیز هر بار گناهکاری را می‌بیند که به درگاهش از صمیمم قلب دعا می‌خواند و طلب عفو می‌کند شادمان می‌گردد.
Shadi
جنایت پناهگاه امنی برای آدمهای ضعیف و حقیر و حریص است.»
ائمه
آنچه اهمیت دارد تلاش بی‌پایان و خستگی‌ناپذیر برای کشف زندگی است نه کشف آن
ائمه
شما کسی را که به شما علاقه‌مند است بیشتر آزار می‌دهید.
کشاورز
تواضع قدرت فوق‌العاده وحشتناکی است،
Mohammad Nobakht
من لیستی از کتاب‌هائی که اول باید بخوانی را برایت می‌نویسم، موافقی؟
وانیلِ تلخ
آه، چه آرزوهایی داشتم! الان دیگر هیچ چیز نمی‌خواهم، اصلاً نمی‌خواهم که آرزویی داشته باشم، با خود عهد کرده‌ام که هیچ نخواهم.
Shadi
«همه چیز در وجود شما در حد کمال است... حتی لاغری و پریدگی رنگ‌تان... هیچ‌کس تصور نمی‌کند که دلش بخواهد شما را به صورت دیگری ببیند... آرزو داشتم به دیدار شما بیایم... مرا ببخشید.»
شلاله
سیاستمداران، ژنرال‌ها و مدیران در امور مختلف در هر کارو به هر تعدادی که بخواهید فراوانند اما مرد عمل در این کشور وجود ندارد.
فاطمه
دائم فکر می‌کردم چگونه باید زندگی کنم و سرنوشتم چگونه خواهد شد. در چنین لحظاتی دچار نگرانی شدیدی بودم. می‌دانید وقتی تنها هستید چنین لحظاتی را بیشتر تجربه می‌کنید.
کتابخون
آدم‌های پست و رذل آدم‌های قابل اعتماد را دوست دارند
tina
ابله فئودور داستایوسکی مترجم: نسرین مجیدی نشر روزگار
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
شما ثروتمند هستید اما نه مثل راتشیلد، خانواده محترمی دارید اما در هیچ زمینه‌ای ممتاز نیستید، ظاهرتان خوب است اما جذابیت ندارید. تحصیلات عالی دارید اما هیچ عقیده‌ای از خود ارائه نمی‌دهید، مغز دارید اما ایدۀ خلاق ندارید، قلب دارید اما کار نیک فوق‌العاده‌ای انجام نمی‌دهید و به همین ترتیب، در همه امور چون افراد عادی رفتار می‌کنید.
tina
«شما کسی را که به شما علاقه‌مند است بیشتر آزار می‌دهید.»
keivan
نگاه می‌کرد بدون آنکه چیزی ببیند و گاهی گوش می‌کرد بدون آنکه چیزی بشنود. گاه می‌خندید بدون اینکه علت آن را بداند.
elahe
نویسنده‌ی این رمان معتقد است که تنها راه رستگاری برای جوانان و ملت آن‌ها در کودکی شان نهفته است
Mahmood Rasolipor
شکنجه را در نظر بگیرید، وقتی محکومی را آن‌قدر شکنجه می‌کنند تا بمیرد دچار رنج و جراحات جسمانی است و همین زخم‌ها باعث می‌شود که دچار عذاب روحی نشود یعنی او فقط از درد جراحات عذاب می‌کشد تا بمیرد. اما رنج واقعی و عذاب اصلی از زخم نیست، بلکه زمانی است که شما مطمئن هستید تا یک ساعت دیگر، ده‌دقیقه دیگر، نیم‌دقیقه دیگر و سپس در همین لحظه روحتان از بدن جدا می‌شود و زندگی‌تان به عنوان یک انسان پایان می‌یابد. این سرنوشت حتمی است بدون چون‌وچرا. وقتی سرت را درست زیر تیغه گیوتین می‌گذارند و صدای پایین آمدن آن را می‌شنوی، درست همان ربع ثانیه وحشتناک‌ترین لحظه‌ی زندگی است.
m.norouzi
«تو از شرایط من چه می‌دانی که اینطور قضاوت می‌کنی؟»
naarvan.bookworm
دروغ گفتن به کودکان کاری شرم‌آور است چون به‌هرحال همه چیز را خواهند فهمید.
شاهین
به خاطر عشقی که امروز به او داری و به خاطر همه‌ی شکنجه‌هایی که متحمل می‌شوی آتش کینه‌ات تیزتر خواهد شد.
Shadi
هیچ چیز تأسف‌بارتر از این نیست که انسان ثروتمند، اصیل، خوش‌تیپ، دارای تحصیلات کافی، باهوش و خوش‌اخلاق باشد اما در عین حال هیچ ذوقی، امتیاز مثبتی، یا ایدۀ خاصی نداشته باشد و از هر نظر شبیه همه مردم دیگر باشد.
نیتا
من هیچ وقت دوست ندارم با افراد بزرگسال معاشرت کنم. این را خودم از مدت‌ها قبل متوجه شده‌ام. معاشرت با آنان را دوست ندارم چون در حقیقت چگونگی آن را نمی‌دانم. هر چه بگویند و هر چقدر مهربانی کنند احساس راحتی نمی‌کنم و خیلی خوشحال می‌شوم اگر بتوانم آنها را ترک کرده و نزد دوستانم بروم. دوستانم همیشه بچه‌ها بوده‌اند، البته نه به این دلیل که خودم یک کودکم بلکه به سادگی به سمت آنها کشیده می‌شوم.
رقـیه ســادات🌱
ما آدم‌های خیلی خوبی هستیم که از شدت خوبی مسخره به نظر می‌رسیم...»
tina