طرف چپ رئیس گروهی مینشستند که احساس میکردند انقلاب به اندازه کافی پیش نرفته است. آنها به حقوق مردم معمولی علاقهمند بودند و خواستار شکل دموکراتیک حکومت بودند که در آن همه مردم، نه فقط صاحبان مال و منال، حق رأی داشته باشند.
بزرگترین گروه، که در وسط مینشست، مرکب از نمایندگان آزادیخواه میانهرویی بود که خواستار پادشاهی مشروطه بودند که در آن شاه برخی اختیارات را حفظ میکرد و مجلس به کار وضع قوانین میپرداخت. این گروه شامل مردانی چون لافایت، میرابو، و اَبه سییس میشد.
ترتیب نشستن این مردان در صحن مجلس موجب سر برآوردن اصطلاحات سیاسیای شد که ما امروزه به کار میبریم: چپ، یا اندیشمندان آزادیخواه (لیبرال)، و راست، یا اندیشمندان محافظهکار.