
بریدههایی از کتاب انقلاب فرانسه
۲٫۹
(۹)
«زمانی که یک طبقه از انسانها میتواند طبقه دیگری را گرسنگی دهد بدون آن که مجازات شود، آزادی صرفاً پدیدهای ظاهری و تو خالی است.»
Mahla
حاکمیت از آن مردم است نه شاه.
Mahla
روزی که «شکم آخرین پادشاه را با دل و روده آخرین کشیش پُر کنند» روز خوبی خواهد بود.
Mahla
از آنجا که خدا پادشاه را برمیگزید، شاه تنها میبایست به خدا پاسخگو باشد، نه به مردم ــ عقیدهای که سبب سوءاستفادههای بسیاری میشد.
Mahla
روحانیت عموماً مخالف انگاره آزادی وجدان دینی بود ــ آنها مصمم بودند نظارت خود را بر عقاید و اعمال مذهبی مردم حفظ کنند.
Mahla
طرف چپ رئیس گروهی مینشستند که احساس میکردند انقلاب به اندازه کافی پیش نرفته است. آنها به حقوق مردم معمولی علاقهمند بودند و خواستار شکل دموکراتیک حکومت بودند که در آن همه مردم، نه فقط صاحبان مال و منال، حق رأی داشته باشند.
بزرگترین گروه، که در وسط مینشست، مرکب از نمایندگان آزادیخواه میانهرویی بود که خواستار پادشاهی مشروطه بودند که در آن شاه برخی اختیارات را حفظ میکرد و مجلس به کار وضع قوانین میپرداخت. این گروه شامل مردانی چون لافایت، میرابو، و اَبه سییس میشد.
ترتیب نشستن این مردان در صحن مجلس موجب سر برآوردن اصطلاحات سیاسیای شد که ما امروزه به کار میبریم: چپ، یا اندیشمندان آزادیخواه (لیبرال)، و راست، یا اندیشمندان محافظهکار.
Mahla
ژیروندیان و شاه، به دلایل بسیار متفاوت، موافق جنگ بودند. شاه در خفا امیدوار بود که جنگ ضدانقلابیون را وادارد که گرد او جمع شوند و او را به موضع قدرت پیشینش بازگردانند. ژیروندیان میخواستند آرمانهای انقلابی خود را به فراسوی فرانسه گسترش دهند و نیز میدانستند که جنگ با خارج موجب همبستگی مردم در پشت سر حکومت جدید خواهد شد. مردم، که هنوز از تهدیدهای بسیار واقعی در مرزهایشان در هراس بودند، به آسانی متقاعد شدند.
Mahla
آنها از قانون اساسی پشتیبانی میکردند اما فاقد آرمانهای سیاسی جدی و پابرجا بودند
Mahla
وقتی همه قوانین زیرپا گذاشته میشوند، وقتی استبداد به نقطه اوجش رسیده است، و وقتی حسن نیت و نزاکت زیرپا لگدمال میشود، آن وقت است که مردم باید به پا خیزند. آن لحظه اکنون فرا رسیده است.
Mahla
کشور در هرج و مرج اقتصادی فرو رفته بود. سلطنتطلبان مشغول توطئه برای برقراری مجدد سلطنت بودند؛ چپگرایان میخواستند هیئت مدیره را براندازند. ثروتمندان عمدتاً به فکر خوشگذرانی بودند؛ بینوایان نان میخواستند.
Mahla
جنگ، که چنان شتابناک و با چنان آمادگی اندک آغاز شده بود، نیرویی بود که موج بزرگ بعدی جنبش انقلابی را به راه انداخت.
Mahla
شاید پایدارترین دستاورد انقلاب آرمانهایش باشد که هنوز در سرتاسر جهان امروز بازتاب دارد ــ «آزادی، برابری، برادری.»
Mahla
از آغاز قرن نوزدهم، شهروندان جهان با تلاش برای رهایی خود از شَرّ مستبدان، دستیابی به حقوق کامل و برابر خود، و همکاری با دیگران در کشور خود و در کشورهای دیگر برای دستیابی به آزادی و عدالت برای همه؛ خواستار آزادی، برابری، و برادری بودهاند.
Mahla
«طبقه اول» همه روحانیان را، از کشیشان ساده محلی تا سراسقفهای ثروتمند و قدرتمند و بزرگراهبان توانگر ــ رؤسای جامعههای راهبان ــ دربر میگرفت. آیین کاتولیک
مذهب مسلط در فرانسه بود. هر چند طی سده هجدهم تنها حدود یکصد هزار روحانی در فرانسه وجود داشت، کلیسا مالک بیش از ده درصد زمینها بود. «طبقه اول» در امور فرانسه از قدرت و اختیار زیادی برخوردار بود.
Mahla
«بسیاری از افراد 'طبقه سوم` خواستار برابری بودند تا آزادی و انگیزهشان بیشتر از حسادت و خشمِ به حق سرچشمه میگرفت تا آزادیخواهی صادقانه.»
Mahla
نظامی منطقی بود که در آن همه طبقات جامعه به مسئولیتهایشان نسبت به یکدیگر عمل میکردند. آن نظام از عهده نیازهای همه مردم به خوبی برمیآمد، اما به نظامی مبتنی بر بیعدالتی تحملناپذیر تبدیل شده بود.
Mahla
مردمی که در دموکراسیهای قرن بیستم زندگی میکنند گاهی این را امری بدیهی تصور میکنند که افراد دارای «حقوق خدشهناپذیر معینی»، نظیر آزادی بیان و آزادی مذهب، هستند که حکومت نمیتواند آنها را سلب کند.
Mahla
افزون بر این مالیاتها، بینوایان ملزم به پرداخت عوارض دیرین فئودالی به مالک زمین و رعایت امتیازات او بودند، امتیازاتی که برخی از آنها ابلهانه و برخی به شدت پرهزینه بودند. مثلا دهقانان ملزم بودند غذای کبوترهای ارباب ملک را تأمین کنند. از سوی دیگر، عوام نمیتوانستند کبوتر نگه دارند و این حق به اربابان زمیندار اختصاص داشت.
کاربر ۸۹۸۲۳۳۴
گفته میشد که اشراف دستههای راهزن ــ گروههای شرور و خشن ــ را اجیر کردهاند تا از «طبقه سوم» بیرحمانه انتقام بگیرند و حالا آنها دارند نزدیک میشوند، محصولات را به آتش میکشند، مردم را میکشند، و تمام شهرها را ویران میکنند.
Mahla
پاپ کیست؟ پاپ نماینده عیسی مسیح، اسقفی است درست مانند هر اسقف دیگر.... مدتها بود که کلیسای فرانسه... میبایست از این بندگی آزاد میشد.
Mahla
شکاف فزاینده بین بورژوازی میانهرو، که خواستار حفظ پادشاهی مشروطه بود، و کسانی که خواهان حکومت جمهوری بودند پُرشدنی نیست. هر دو گروه اشراف و ضد انقلابیون را دشمن مشترک خود میدانستند ــ اما آنها به طرز فزایندهای یکدیگر را نیز دشمن تلقی میکردند.
Mahla
خشونت و وحشت به عنوان ابزار سیاسی رهبران انقلابی تندرو جایگاه مستحکمی یافت.
Mahla
«پس از من، بگذار طوفان نوح بیاید!»
Yasaman Salehi
تأثیرگذاری دین بیشتر از حکومت فرانسه بود. دین در همه عرصههای زندگی فرانسویان دخالت میکرد.
Mahla
افراد باید اجازه مییافتند در خرافههای کهنه و باورهای مذهبی شک کنند تا به «حقیقت» قوانین طبیعی دست یابند.
Yasaman Salehi
جایگزین کردن هرج و مرج که همیشه ملازم انقلابهاست با یک نظم اجتماعی جدید... دست زدن به مبارزه قاطعانه با سلطنتطلبان، احیای حس میهنپرستی، سرکوب شدید همه جناحها... نابودی همه کسانی که خواهان انتقامجویی هستند.
Mahla
بورژوازی گروهی بود که بیشترین بهره را از انقلاب برد. قدرت در جامعه فرانسه دیگر نه در دست اشراف بلکه در دست صاحبان کسب و کار و دارندگان پول و سرمایه متمرکز بود. ورود به این اشرافیت جدیدِ ثروت و سرمایه را دستاورد فردی، و نه تولد، تعیین میکرد.
Mahla
«زمانی که یک طبقه از انسانها میتواند طبقه دیگری را گرسنگی دهد بدون آن که مجازات شود، آزادی صرفاً پدیدهای ظاهری و تو خالی است.»
miss em
«زمانی که یک طبقه از انسانها میتواند طبقه دیگری را گرسنگی دهد بدون آن که مجازات شود، آزادی صرفاً پدیدهای ظاهری و تو خالی است.» (۱) انقلابیون
کاربر ۱۵۷۸۲۶۶
«زمانی که یک طبقه از انسانها میتواند طبقه دیگری را گرسنگی دهد بدون آن که مجازات شود، آزادی صرفاً پدیدهای ظاهری و تو خالی است.» (۱) انقلابیون
کاربر ۱۵۷۸۲۶۶
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
قیمت:
۸۹,۰۰۰
۵۳,۴۰۰۴۰%
تومان