
بریدههایی از کتاب اوپنهایمر
۳٫۱
(۳۴)
اوپنهایمر آدم حساسی بود و عقایدش را با احتیاط و معمولاً در هالهای از ابهام عنوان میکرد -مثل سفر شجاعانهای که سال ۱۹۶۰ با کیتی به ژاپن داشت. وقتی خبرنگاران ازش پرسیدند از نقش خودش در این بمباران متأسف است یا نه، جواب داد: «از این که در موفقیت فنی بمب اتم نقش داشتم، پشیمون نیستم. حسی که الان دارم، بدتر از حس دیروزم نیست».
این حرف نمونهٔ فوقالعادهای از ترکیب شفافیت و ابهام در گفتار است -کاری که اوپنهایمر در آن استاد بود. این لحن گفتار، عمق زیادی هم دارد.
gharib206
دانشجویان اوپی خیلی دوستش داشتند. بعضیهایشان چند بار با او کلاس مکانیک کوانتوم برمیداشتند. مسئولان دانشگاه به یک زن روسی گفته بودند اجازه ندارد این کلاس را برای بار چهارم بردارد -او هم اعتصاب غذا کرد تا بهش اجازه دادند.
L
فرمی در ۲۲ سالگی نخستین کسی شد که به پتانسیل انفجاری اتمها -که در فرمول معروف اینشتین عنوان شده بود- اشاره کرد:
«به نظر میرسد حداقل در آیندهای نزدیک امکان ندارد راهی برای آزادسازی این مقادیر عظیم انرژی پیدا کرد -که البته این خوب است، چون تأثیر اولیهٔ انفجار این مقدار عظیم از انرژی میتواند فیزیکدان بیچارهای را که راهی برای مسئله پیدا کرده، پودر کند».
L
امروزه فرسنگها با «تحویل مواد هستهایمان به سازمانی بینالمللی برای نظارت بر همهٔ مسائل هستهای» فاصله داریم -حتی بیشتر از سال ۱۹۴۶، که ترومن این ایده را برای اولین بار مطرح کرد.
با همهٔ این تفاسیر، همچنان فاجعهٔ هستهای دنیایمان را تهدید میکند. پس شاید وقتش باشد که یک بار دیگر نگاهی به داستان پیشگامان بزرگ سلاحهای هستهای بیندازیم
Mohammad.D.Ali
کمبریج مرکز فیزیک تجربی در اروپا و گوتینگن مرکز فیزیک تئوری بود.
red rose
به نظر بورن و اوپنهایمر، این فرض ضروری بود که هسته بیحرکت و الکترونهای اطرافش همواره در حال حرکت باشند. تلر اما این فرض را قبول نداشت: او باور داشت که فرض نوسان و حرکت هسته برای فهم شرایط الکترون واجب است.
L
نوشته «در آن پنج ثانیهٔ آخر، که انگار یک عمر طول کشید، همهمان آرام دراز کشیده بودیم و فکر میکردیم شاید بمب عمل نکرده یا آزمایش دوباره به تعویق افتاده. بعد نور خیلی کمرنگی دیدم که انگار به سه پرتو تقسیم شده بود ... اول با خودم فکر کردم همهش همین بود؟ اما بعد یادم افتاد دو لایه محافظ روی صورتم است. بعد از این که نورهای درخشان کمرنگ شدند، دست راستم را برداشتم تا کمی نور از زیر ماسک جوشکاری وارد شود. انگار پرده از شبی تاریک برداشته بودم.»
red rose
«مردم بیچاره، مردم بیچاره ...»
اوپنهایمر خطاب به رابرت ویلسن؛ پیش از افتادن بمب روی هیروشیما؛
اوت ۱۹۴۵
L
جین تتلاک (Jean Tatlock)، دوست کمونیست رابرت، بعدها دربارهاش گفته بود: «باید این رو در نظر داشته باشین که اون تو هفتسالگی در انجمنهای علمی سخنرانی میکرد و هیچوقت بچگی نکرد. واسهٔ همین، خیلی با بقیهٔ ما فرق داشت».
L
اوپنهایمر از ریسک هم خوشش میآمد و رانندهٔ خیلی خطرناکی بود. با ماشینش، که ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت میرفت، با قطارها مسابقه میداد. یک بار تصادف کرد و زنی که کنارش نشسته بود، بیهوش شد. پدرش برای عذرخواهی، یکی از نقاشیهای پاول سزان (Paul Cezanne) را بهش هدیه داد.
L
برای کسانی که به ایدههای نو علاقه دارند، که قطعاً اوپی و تلر هم در این دسته میگنجند، دههٔ ۱۹۰۰ بهترین دوره برای بهدنیاآمدن بود.
در واقع در اولین سال از زندگی اوپنهایمر (یعنی ۱۹۰۵) که با نام «سال جادویی اینشتین» هم شناخته میشود، این فیزیکدان نظری بزرگ چهار مقالهٔ انقلابی منتشر کرد که مفهوم کلی نسبیت را توصیف میکردند.
L
ارنست لارنس، استاد ارشد اوپنهایمر در برکلی، شتابدهندهٔ حلقوی را ساخت. این دستگاه آنقدر به ذرات شتاب میداد که تقریباً به سرعت نور میرسیدند، برای همین به یکی از پایههای شکلگیری فناوری هستهای تبدیل شد
L
حجم
۱۲۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
حجم
۱۲۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
۲۴,۰۰۰۶۰%
تومان