
بریدههایی از کتاب در میمون خودم پدر بزرگم
۳٫۹
(۲۹)
برق تاریکی
گفتم خداحافظ
چشمانش
و آستیناش
در تاریکی برق میزد
عشق
همه چیز را خیس میکند!
سالک
پرسیدم سر انجام عشق چیست؟
دوید و
خود را گُم کرد!
آرزو ایرانمهر
چسب از اندوه من بردار
زخمی ندارد این درد
shima
سئوالی روشن
در جهانی تاریکم
تو خوشبختتری یا من؟
تو زیباتری یا من؟
تو تنهاتری یا من؟
چه فرقی میکند اما
جمجمهای در کابل
یا واشنگتن؟!
sima_sun
او ابری بیتجربه بود
خشمگین
روبروی باد میایستاد و
فریاد میکشید
من نمیدانستم
تا اینکه بارانی چاک چاک
صورتم را هاشور زد.
serenay3-3
تنهایی
پنجرهی کثیفیست
که از زیبایی تو
شبحی بیصورت بهجا میگذارد
تنهایی
فحشهای رکیک مردی مست
بر سر چهارراه
تنهاییست!
A~
چشم گذاشتن بر دندان قروچهی دنیا
فرو رفتن در خاکی فرو مایه
و شنیدن نالههایی موقتی
تمام اینها بهانهای بود
تا دخترانه بگویم خاک بر سرم!
mehrsa
مینویسم بادم
حتی در قفس آزادم
چگونه میشود در من ایستاد؟
چگونه میشود بر من
فرمان ایست داد؟!
Niyaz.h
کجای کدام کتاب جاماندهای؟
کدام سیارهی معلق؟
کجای کدام تخت خوابیدهای؟
هر جای این شب شلوغ را که ورق میزنم
تو
باز میشوی.
mehrsa
اگر پیراهن خونی به تن دارم
کسی را جز خودم نکشتهام
Niyaz.h
عصبانی شو
بگو آرامتر غذا بخورم
که کفشهایم را بر زمین نکشم
لج کن
کوتاه نیا
همزمان که به من تکیه میکنی
دوباره دیوانه شو
حرفهای خاک خورده در تقویم را تازه کن
داد بزن
گریه کن
و هر غلط دیگری که دوست داری بکن
اما شلنگ را
و رنگینکمان باغچه را
از حیاط خانه دریغ نکن
عزیزم!
تو
زن مورد علاقهی من هستی
و مازوخیستها
اینگونه زندگی میکنند!
مهرنوش
چسب از اندوه من بردار
زخمی ندارد این درد
برگرد ای وهم دورهگرد!
مهرنوش
در من آرزوی بزرگی
از هوش رفته است!
مهرنوش
بر سنگ قبر من
نام مرا بنویسید هیچ
من یک خیال ساده بودم
بیخیال!
مهرنوش
پرسیدم سر انجام عشق چیست؟
دوید و
خود را گُم کرد!
سِـرِشک سَبــز
در آینه میرقصم با خودم
با اولین عشقم که نیست
و خاطرهها گریه میکنند در دامنم!
رِ
دستی که تو را نوازش میکند
فراموشات میکند
و این قانون دستهای جهان است
و نفسهای گرماش در گوشام زمزمه میکرد
و گفت: از قانون متنفر است
pariyabz
به خاطر دارم مدادی که انگشتهای مرا میفشرد
هیچ جدول ضربی را حل نکرد!
و نشد که هیچ پاک کُنی
اشتباه مرا پاک کند
sima_sun
بین ما
همه چیز خشک شده بود
جز نم اشکی
بر آستین مانتوی او!
atena
من صدای موزیک را زیاد میکنم
و تو با صدای بلندتر غرغر کن
شیلا در جستجوی خوشبختی
وطنم تابوت جوانان تو
اینگونه بر دوش پیادهروها
غرق میشود!
شیلا در جستجوی خوشبختی
خاموش میشوی
و فراموش میشوی.
شیلا در جستجوی خوشبختی
(توپ، تانک، مسلسل، دیگر)
شیلا در جستجوی خوشبختی
وطنم تابوت جوانان تو
اینگونه بر دوش پیادهروها
غرق میشود!
شیلا در جستجوی خوشبختی
آدم برفیایی
که عاشق آفتاب شده بود!
من
آرزویی یخ زده
در دست تابستان بودم
بیهوده تابستان بود
و من
بیهوده گرمِ خاطرات خودم بودم
ظاهراً همه چیز خوب بود
آفتاب معشوقهی من بود
اما من
هر لحظه کوچکتر میشدم!
atena
وطنم تابوت جوانان تو
اینگونه بر دوش پیادهروها
غرق میشود!
atena
او ابری بیتجربه بود
خشمگین
روبروی باد میایستاد و
فریاد میکشید
من نمیدانستم
تا اینکه بارانی چاک چاک
صورتم را هاشور زد.
fuzzy
دستی که تو را نوازش میکند
فراموشات میکند
و این قانون دستهای جهان است
غمسایه
سئوالی روشن
در جهانی تاریکم
تو خوشبختتری یا من؟
تو زیباتری یا من؟
تو تنهاتری یا من؟
چه فرقی میکند اما
جمجمهای در کابل
یا واشنگتن؟!
غمسایه
انسانم
در غار خودم هستم
و برگهای درختان را
من زا به راه کردهام!
شیلا در جستجوی خوشبختی
حجم
۳۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۸۶ صفحه
حجم
۳۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۸۶ صفحه
قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان