
٪۱۰
کتاب امریکا بر سر تقاطع
دموکراسی، قدرت و میراث جریان نومحافظهکاری در امریکا
انتشارات:
نشر نی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Farzad Mozaffari
۱
خلاصه مواضع فوکویاما در مورد تلاشهای امریکا در بسط دموکراسی در منطقه خاورمیانه این است: سیاست خارجی امریکا برای ایجاد دموکراسی از طریق حمله نظامی کارساز نیست. دموکراسی را باید مردم منطقه به وجود بیاورند. روند آن هم روندی دشوار و طولانی است
Farzad Mozaffari
۱
درواقع، به نظر وی اگر کشوری وجود داشته باشد که بتواند جهان اسلام را از وضعیت کنونی بیرون بیاورد، ایران است؛ ایرانی که ۲۸ سال پیش موج کنونی بنیادگرایی را با سرنگونی شاه و به قدرترسیدن آیتالله خمینی به حرکت واداشت. اگر ایران بتواند شکل مدرنتر و متساهلتری از اسلام ارائه کند، در آنصورت به الگویی قدرتمند برای بقیه جهان اسلام بدل خواهد شد.
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۱
آنچه در اصل جهانشمول است اشتیاق به دموکراسی نیست بلکه علاقه به زندگی در جامعهای مدرن است که از فناوری پیشرفته و موفق، سطح بالایی از معیارهای زندگی، بهداشت و امکان دسترسی به دنیای وسیعتر برخوردار باشد
Farzad Mozaffari
۰
فوکویاما در مورد ایجاد و بسط دموکراسی نظر روشنی مطرح میکند. وی با انتقاد از دولت بوش تصریح میکند که «امریکا هرگز، هیچوقت و در هیچ کشوری نتوانسته است دموکراسی را از خارج به آن کشور تحمیل کند. مردم جوامعی که خواستار دموکراسیاند، باید خودشان آن را به وجود آورند. اینگونه نیست که ایالات متحده بتواند بهسادگی تصمیم بگیرد که بخشی از دنیا را دموکراتیزه کند و سپس بهراحتی بتواند در تحقق آن نیز موفق شود. این امر مستلزم گفتمانها و فشارهای داخلی است.»
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۰
اعتقاد به اهمیت ماهیت رژیم و خصومت با نسبیگرایی ضمنی رئالیسم شمار کثیری از نومحافظهکاران را متحد ساخت. اما در اوایل دهه ۹۰ هیچ توافقی در بین نومحافظهکاران وجود نداشت درباره اینکه تا چه حد سیاست خارجی ایالات امریکا باید بر شالوده ترغیب گسترش دموکراسی یا حقوق بشر استوار باشد یا اینکه چه سطحی از مشغله برای امریکا در اکناف جهان مناسب است؟
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۰
موضعی که امروزه جوهر مشرب فکری نومحافظهکاری تلقی میشود، ترویج دموکراسی، توسعهطلبی و مداخلهجویی است.
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۰
دیدگاهی که جوویت آن را دیدگاه لنینیستی میخواند و معتقد است که تاریخ از طریق امریکا بهعنوان عامل کارگزار میتواند شتاب گیرد، از تفسیر خاصی که در مورد ختم جنگ سرد وجود دارد، ریشه گرفته بود: مشخصاً بدین معنا که افزایش قدرت نظامی امریکا توسط دولت ریگان باعث پیروزی امریکا در جنگ سرد شد.
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۰
یعنی وقتی که از وجود تسلیحات امحاء جمعی در عراق خبری نشد و درباره ارتباط میان صدامحسین با القاعده هم شبهات جدی مطرح شد. در این وقت بود که دولت بوش مجدداً برای توجیه جنگ مسائل جدی چون حقوق بشر و دموکراسی را دستاویز قرار داد که قبلا از آنها غفلت شده بود.
معهذا، دلایل دیگری هم
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
۰
(۱۴) اگر چنانچه آزادسازی اقتصادی مورد تشویق امریکا پیوسته به ثمرات مثبتی منجر شده بود، شاید از نوع هژمونی خیراندیشانه امریکا اقبال گستردهتری میشد. اما حتیکشورهایی چون آرژانتین که خود را پیرو رهنمودهای امریکا تصور میکردند، در پایان دهه ۹۰ با بحران جدی اقتصادی روبهرو شدند که ماحصل آن، بیاعتباری عمومی نئولیبرالیسم در سراسر امریکای لاتین و زایش نسل جدیدی از رهبران چپگرا در این منطقه بود. (۱۵
