یکی از دلایل مسخ و استحالهٔ آرمانها و اهداف سیاسی انقلابها، چنانکه هانا آرنت در مورد انقلاب فرانسه نشان داده است، تعویض و تغییر هدف آنها از آزادی مثبت، یعنی آزادی مشارکت و تصمیمگیری همگان در سیاست، به آزادی منفی یا رهایی از فقر و تهیدستی و نابرابری است.
Behnam Raouf
در همهٔ انقلابها فرصت و قدرت بهطور ناگهانی بهدست کسانی میافتد که توقع و انتظار آن را نداشتند. این معجزه ذهن آنها را به معجزهپردازیهای دیگر میکشاند و آنها گمان میبرند که هر کاری از دستشان ساخته است، پس میدان و مجال خیال و توهم بازمیگردد.
Behnam Raouf
یکی دیگر از دلایل کجروی انقلابها، با توجه به تجربهٔ تاریخی برخی از آنها، قدرتطلبی و فرصتطلبی گروههای اقلیت در شرایط خستگی و فرسودگی اکثریت مردم است. درنتیجه هدف حزبی خاص به عنوان هدف ملی معرفی میشود. طبعاً حفظ حالت بسیج تودههای مردم در درازمدت کار دشواری است و مردم میخواهند هرچه زودتر به زندگی خصوصی خود برگردند. پس بدینسان آنها قدرت را در دست گروههای اقلیت برآمده از انقلاب وامیگذارند و رها میکنند. بسیجزدایی تودهها همواره به تمرکز قدرت در دست اقلیتها میانجامد.
Behnam Raouf
در جامعهٔ تودهای یعنی در شرایطی که پیوندهای اجتماعی قدیم و سنتی ازهمگسیختهاند و هنوز علقههای اجتماعی تازهای شکل نگرفته است، تودهها گلهوار از پیشوایان فرمانبرداری میکنند و جذب آنها میشوند. به گفتهٔ اریش فروم در جامعهٔ تودهای جهان امنیت قدیم فرومیریزد و تودهها با گریز از آزادیهای نوپدید به دامان امن ایدئولوژی فراگیر و پیشوای تودهها درمیآویزند.
Behnam Raouf
مردمفریبان برای آنکه نیاز مردم به خود را افزایش دهند، به کشمکشها و دشمنیهای خارجی دامن میزنند.
Behnam Raouf