جملات زیبای کتاب می خواستم روزی گریه کنم، سیب سرخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب می خواستم روزی گریه کنم، سیب سرخ
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب می خواستم روزی گریه کنم، سیب سرخ

دفترهای سالخوردگی؛ دفتر هفتم

نوع کتاب
۲.۸ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علیرضا
۱
باران از روی جهان نقاب برداشته بود نمی‌توانستیم جهان بدون نقاب را باور کنیم
Anya
۱
هر وقت از فکر مرگ فارغ می‌شدیم به گُلدان‌های شمعدانی نگاه می‌کردیم که ببینیم آیا گُل داده‌اند سپس تکه‌نانی را گرم می‌کردیم برای صبحانه.
Anya
۱
بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد من از جهان سهمم را گرفته بودم.
Anya
۰
چتر کوچک و شکسته‌ام را در توفان و سیلاب بر سرم می‌گیرم و در باران آرام‌آرام به‌سوی خانه‌ام در پایان جهان می‌روم به خانه‌ام که می‌رسم در خانه‌ام بسته است و من کلید ندارم.
کاربر ۶۴۷۷۶۷۷
۰
باد خاطرات ما را از عمر و جهان به کوچه‌های بن‌بست می‌برد