جملات زیبای کتاب در انتهای کوچه در باران شمع را روشن می کنیم، تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب در انتهای کوچه در باران شمع را روشن می کنیم، تنهایی

بریده‌هایی از کتاب در انتهای کوچه در باران شمع را روشن می کنیم، تنهایی

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۱.۳از ۳ رأی
۱٫۳
(۳)
اگر در باران کسی را در کوچه دیدید بگویید: اندوه ناتمام در غروب‌های بارانی ما را تسخیر کرد
masoome
بریده‌های آسمان را به خانه می‌بریم شاید برای جراحت‌ها و زخم‌های پیر ما مداوا باشد
masoome
صدای ما روزبه‌روز فروتر می‌رفت جهان و حسرت بر ما آوار می‌شد باید به‌تنهایی جهان و حسرت را حمل کنیم
masoome
ما اعلام کرده بودیم به زندگی ادامه می‌دهیم
masoome
پشیمان نیستم بگویم: همیشه در سرما با شب یک مکاشفهٔ فرسوده و مرده داشتم
masoome
در باران بدون چتر باهم راه بروید
masoome
ما می‌پرسیدیم در زمین چه‌قدر ریشه داریم که باید هنوز در مقابل بادهایی که از کنارمان می‌گذرند مقاومت کنیم
masoome
می‌خواستید در رنگ آبی زندگی کنید که نور ساده باشد شعر از نور ساده‌تر باشد از وزن و قافیه گریخته باشد
masoome
نشسته بودم باخستگی همهٔ بربادرفته‌ها را نگاه می‌کردم.
masoome

حجم

۴۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۴۷ صفحه

حجم

۴۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۱۴۷ صفحه

قیمت:
۹۳,۰۰۰
تومان