
کتاب در انتهای کوچه در باران شمع را روشن می کنیم، تنهایی
دفترهای سالخوردگی؛ دفتر پنجم
پدیدآورندگان:
احمدرضا احمدیانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
masoome
۲
اگر
در باران
کسی را در کوچه
دیدید
بگویید:
اندوه ناتمام
در غروبهای بارانی
ما را
تسخیر کرد
masoome
۱
صدای ما
روزبهروز
فروتر میرفت
جهان و حسرت
بر ما آوار
میشد
باید
بهتنهایی
جهان و حسرت را
حمل کنیم
masoome
۱
ما
اعلام کرده بودیم
به زندگی ادامه
میدهیم
masoome
۱
پشیمان نیستم
بگویم:
همیشه در سرما
با شب
یک مکاشفهٔ
فرسوده و مرده
داشتم
masoome
۱
بریدههای آسمان را
به خانه میبریم
شاید
برای جراحتها و زخمهای
پیر ما
مداوا باشد
masoome
۱
میخواستید
در رنگ آبی زندگی کنید
که نور ساده باشد
شعر از نور سادهتر
باشد
از وزن و قافیه
گریخته باشد
masoome
۱
نشسته بودم
باخستگی
همهٔ بربادرفتهها
را
نگاه میکردم.
masoome
۰
در باران
بدون چتر
باهم راه بروید
masoome
۰
ما
میپرسیدیم
در زمین
چهقدر ریشه
داریم
که باید هنوز در مقابل
بادهایی که از
کنارمان میگذرند
مقاومت کنیم