جملات زیبا از متن کتاب ته ران | طاقچه
تصویر جلد کتاب ته رانsubscriptionAvailable

کتاب ته ران

هفت روایت از پایتخت بی‌راوی؛ همراه با عکس‌های رامتین فیروزیان

۳.۵(از ۱۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سلمان امین
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
داستان ایرانی

قیمت:

۱۰۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تهران به تو می‌آموزاند که آفرینش یکسان به معنای سرنوشت یکسان نیست.
rose_rje
۱۸
تهران شهر مهاجران است، شهر اقلیت‌هایی که اکثریت مطلق را در دست گرفته‌اند. هیچ تیره‌وطایفه‌ای نیست که بر دیگران برتری بجوید، چه از شمارهٔ آدم‌ها، چه در سیاههٔ مال و دارایی.
fatemeh zrn
۶
اما مهم‌ترین فرق بین پیادگی و پیاده‌رَوی با پرسه زدن، غم است و تنهایی.
علی مداحی
۵
تهران چنان از آدم لبریز است که دیگر هیچ‌کس به چشم نمی‌آید. این انبوههٔ انسانی به طرز تناقض‌آمیزی انسان را در خود هضم می‌کند، ناپدید می‌کند. برای بشری که در طول تاریخ در دسته‌های کوچک انسانی زندگی کرده تحمل این حجم از درهم‌تنیدگی با آدم‌های رنگ‌رنگ در محله‌های پُرتعدادِ پُرجمعیت ساده نیست. شلوغی آدمیزاد را گم می‌کند و افسردگی‌های گستردهٔ شهرنشینان اولین سوغات این گم‌بودگی است. انسانِ مدرن نه تاب زیستن در میان مردم را دارد نه توان دوری از ایشان را. این زندگی غایبانه در حضور دیگران خاصیت زیست تهرانی است در تهران.
کاربر ۲۳۲۰۴۹۹
۴
در شهری که آفتابش پوست عده‌ای را قلفتی می‌کند و پوست دیگرانی را برنزه می‌کند. تهران به تو می‌آموزاند که آفرینش یکسان به معنای سرنوشت یکسان نیست.
بهراد
۴
وقتی کم‌ها بسیار می‌شوند، اصالت از میان برمی‌خیزد
Akbaran nastarzade
۳
سرمایه‌داری یعنی رشد. رشد با میانگی میانه ندارد، دشمن نمره‌یک وسط است. متوسط‌ها در این نبرد پایدار نمی‌مانند، محکوم‌اند به فرورفتن یا فراز آمدن.
علیرضا ترکاشوند
۲
رنج فقر را با ندیدن دارایان و برخورداران علاج می‌کردیم. از همان روزها بود که دانستم فقر غم است اما هم‌نشینی فقیر با غنی اندوه. اندوه غمِ دنباله‌داری است که در جان رسوب کند. غم با شادی از میان می‌رود، اما تنها حریفِ اندوه خوشبختی است.
shahriarkhademi
۲
فقر غم است اما هم‌نشینی فقیر با غنی اندوه. اندوه غمِ دنباله‌داری است که در جان رسوب کند. غم با شادی از میان می‌رود، اما تنها حریفِ اندوه خوشبختی است.
بهراد
۲
در تهران می‌شود حتی در حضور هزاران چشم پنهان شد، غرق شد و دوباره در کنج و دنجی دیگر بیرون آمد و روزانِ روزمره را از سر گرفت؛ می‌شود با «رفیق شفیق» ی در «مقام امن» ی خلوت گزید بی‌آن‌که نگران انگشت‌های هیس و نگاه‌های پرسندهٔ مردمان بود.
محمد
۲
محلهٔ قلعه‌مرغی، یکی از جنوبی‌ترین نقاط تهران، در منطقهٔ ۱۷؛ که بچهٔ پاره‌پوشی بود زیر پای مادری هزارفرزند. اسم بامزه‌اش را از فرودگاهی دارد که زمان جنگ جهانی دوم در آن‌جا بنا شد. این اولین در کشور بود، به همین دلیل ساده آن پهن‌پیکرهای آهنینِ پرنده هنوز نام بومی خود را نمی‌شناختند. پس این شد که به طور موقت «مرغ» نام گرفتند و محل فرودشان هم شد «قلعه».
مینا
۲
پرسه یعنی گام زدنِ بسیار اما بی‌مقصد.
علی مداحی
۱
انگار یه تیکه از گوشت پای پسره رو خورده که مزهٔ گوشت آدم رو بچشه.
علی مداحی
۱
لهجه‌ها انگ‌های ابدی‌اند روی زبان آدم‌های مهاجر. عاملی مهم برای انگشت‌نما شدن. اگر کسی با لهجهٔ شهرش پا به میدان می‌گذاشت دیر نبود که دیگران زخمی و سپرانداخته از معرکه به درش کنند. تعلق به قومیت فراموش‌شدنی بود اما تکلم با لهجهٔ آن قوم چیزی نبود که به‌سادگی از یاد برود.
fatemeh zrn
۱
طول کشید تا بدانم تهران فقط یک شهر با مشتی خیابان و کوچه و دکان و بازار نیست، اتحادیه‌ای است از متفرق‌ها؛ جمعی است بین چیزهای متضاد؛ گردهمایی بزرگی از آدم‌ها، فرهنگ‌ها، جغرافیا و حتی آب‌وهوای متفاوت که زیر پرچم نامی واحد جمع شده‌اند.
•Vaniya•
۱
«بچهٔ کجایی؟» «تهرون.» «نه، پدرمادرت کجایی‌ان؟» «مادرم تبریزیه، بابام اصفهانی.» «پس نگو بچهٔ تهرونم، خالی‌بند. تو اصفهونی هستی.» «چرا آخه؟» «اصلیت آدم مال جاییه که پدرش اون‌جا افتاده رو خشت. بابات اصفهونیه، پس خودت هم اصفهونی هستی.» «مامانم چی؟» «مامان حساب نیست، فقط بابا.»
•Vaniya•
۱
زیاد طول نکشید تا فهمیدم تهرانی بودن یک چیز است و در تهران بودن چیز دیگر. کافی بود پایم به مدرسه باز شود تا از خلال چنین گفت‌وگوهایی تفاوت معنادار این دو را بدانم. بفهمم که خاک مادری در اصل همان خاک پدری است، بفهمم مادر حساب نیست، بفهمم که تهران زادگاه من هست اما خانه‌ام نه. بفهمم که چیزی داریم به نام «تهرانی اصیل» و لابد چیزی به نام «تهرانی غیراصیل». غیراصیل‌ها را می‌شناختم، می‌شدند تمام مهاجران، آوارگان و پناهندگان به این ابرشهر. اما اصیل‌ها، یادم نمی‌آید زیاد با آن‌ها نشست‌وبرخاست داشته باشم.
•Vaniya•
۱
وقتی کم‌ها بسیار می‌شوند، اصالت از میان برمی‌خیزد، کسی چیزی برای دفاع ندارد و دیگری دلیلی برای هجوم.
•Vaniya•
۱
در شهری که آفتابش پوست عده‌ای را قلفتی می‌کند و پوست دیگرانی را برنزه می‌کند. تهران به تو می‌آموزاند که آفرینش یکسان به معنای سرنوشت یکسان نیست.
PepeX
۱
برای مادری با حدود ده‌میلیون فرزند ساده نیست که شب‌ها رخت‌خواب تمام جگرگوشه‌هایش را پهن کند و زیر گوش‌شان لالایی بخواند. دردانه‌ها جایی گرم‌تر دارند و بچه‌مریض‌ها، ناتنی‌ها و رانده‌ها هر جا که شد بیتوته می‌کنند.
PepeX
۱
اصالت هدیه و موهبت نیست که یک‌شبه به کسی داده شود، مثل سیرترشی باید گوشه‌ای کز کند تا سر صبر و در گذر سال‌ها جا بیفتد. ظرف سفالینِ اصالت قطره‌قطره پُر می‌شود اما با کوچک‌ترین ضربه‌ای تَرک برمی‌دارد، پس به همین دلیل شکننده است و نیازمند تیمار.
آرزو
۱
امروز اما زمین، خاصه در ابرشهرها، برای در بر گرفتن آدمیزاد خساست می‌کند. کم است، مثل آب، مثل رضایت، مثل مادر.
آرزو
۱
«اصلیت آدم مال جاییه که پدرش اون‌جا افتاده رو خشت.
محمد
۱
حالا که فکر می‌کنم می‌بینم اصالت در روزگار ما واژه‌ای است که بیش‌ازحد به آن اعتنا کرده‌اند. آن را بی‌جهت ستوده‌اند بدون آن‌که از آوای تمامیت‌خواهانهٔ درون آن هراسیده باشند. هیمنه‌ای دارد که برای خودبرتربینی بی‌همتاست. آدمِ اصیل همواره خود را در معرض آلودگی به چیزی جعلی و بدلی می‌بیند، پس او از اختلاط و هم‌نشینی با هر که از قبیله و عشیرهٔ او نیست دوری می‌کند.
محمد
۱
تهران شهر مهاجران است، شهر اقلیت‌هایی که اکثریت مطلق را در دست گرفته‌اند.
مینا
۱
آدمِ اصیل همواره خود را در معرض آلودگی به چیزی جعلی و بدلی می‌بیند، پس او از اختلاط و هم‌نشینی با هر که از قبیله و عشیرهٔ او نیست دوری می‌کند
سبا جهانگیری
۱
در ادبیات امروز، کتبی و شفاهی، خانه را «سقف» می‌گویند. دقیقاً به همان معنایی که این لغت می‌رساند. کار سقف تنها حفاظت است از آدمی در برابر باد و باران، سرما و گرما. یعنی خانه دیگر جایی برای زندگی نیست، جایی است برای زنده ماندن، نمُردن. می‌توان این‌طور اندیشید که طراحی معمارانه هرگز به این اندازه بیرون از فلسفهٔ زندگی نایستاده بود.
Zahra04
۱
تهران در عمل نوسازه‌ها را بر پایهٔ ابتذال بنا می‌کند، اما در حرف‌های روزمره گذشتهٔ طلایی خود را می‌ستاید. این بزرگداشت گذشته نیست، رفتار بی‌آیندگانی است که برای گریز از پوچی امروز به گذشته متوسل شده‌اند، بی‌آن‌که نه اعتباری برای گذشته داشته باشند، نه حال و نه آینده.
Zahra04
۱
تو گویی که آلودگی نام دیگر تهران است
علی مداحی
۰
تهران برای خشنود ماندن شهر خوبی نیست.
علی مداحی
۰