تهران چنان از آدم لبریز است که دیگر هیچکس به چشم نمیآید. این انبوههٔ انسانی به طرز تناقضآمیزی انسان را در خود هضم میکند، ناپدید میکند. برای بشری که در طول تاریخ در دستههای کوچک انسانی زندگی کرده تحمل این حجم از درهمتنیدگی با آدمهای رنگرنگ در محلههای پُرتعدادِ پُرجمعیت ساده نیست. شلوغی آدمیزاد را گم میکند و افسردگیهای گستردهٔ شهرنشینان اولین سوغات این گمبودگی است. انسانِ مدرن نه تاب زیستن در میان مردم را دارد نه توان دوری از ایشان را. این زندگی غایبانه در حضور دیگران خاصیت زیست تهرانی است در تهران.