
mariiam
۴
به دنبالِ مرگ میگردم
گورِ خود را نمییابم
هر زمان، مرگِ من فرا آید
گویی آن دَم، رها شوم از غم
Reyhane🍀
۲
دریده شدند رشتههای مودت
جدایی فتاد
گذشت نوجوانی
و من رَستم از تندبادِ زمان
ولیکن درین هول باد
به یکباره مُرد
فروزان چراغ دلم
ز من سایهای ماند
نیام من، فقط سایهام
چه خواهی ز سایه
ماریا
۱
رازیست، شگفت، ندانمش چیست
این ماندنِ من به خواستهٔ کیست؟
