جملات زیبای کتاب گذشته راز آمیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب گذشته راز آمیزsubscriptionAvailable

کتاب گذشته راز آمیز

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۷۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
دانا تارت، مریم مفتاحی
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر479065
۱۶
هیچی. جز اینکه زندگی من، بیشترش، ملال‌آور و خسته‌کننده بوده. یعنی یکنواخت بوده. دنیا همیشه برای من جایی پوچ و توخالی بود. قادر نبودم حتی کمترین لذتی از چیزی ببرم. دست به هر کاری می‌زدم، احساس دل‌مردگی می‌کردم.
aurorablack
۱۲
«من معتقدم داشتن استادان متعدد به ضرر دانشجو تمام می‌شود و ذهن جوان را دچار سردرگمی می‌کند، همان‌طور که به باور من، خواندن عمیق یک کتاب بهتر از خواندن سطحی صد کتاب است. می‌دانم دنیای مدرن با نظر من چندان موافق نیست، اما گذشته از همهٔ این‌ها، افلاطون فقط یک معلم داشت، همین‌طور اسکندر.»
srixr
۱۱
هرچه را زیبا بنامیم، در مقابلش به لرزه درمی‌آییم. برای روح افرادی چون یونانی‌ها و خود ما چه‌چیزی هولناک‌تر و زیباتر از از کف دادن اختیار است؟
srixr
۹
در خاطرات اولیه‌ام، خودِ من نیز یک آدم غریبه بیش نبودم: بیمناک و مغرض، به‌طرز غریبی ساکت. در تمام عمرم، کم‌رویی‌ام را مردم به حساب بدخلقی و بداخلاقی و فیس‌وافاده‌ام گذاشته‌اند.
srixr
۹
آدم دوست دارد خیال کند در سخن کلیشه‌ایِ قدیمیِ «عشق بر همه‌چیز غلبه می‌کند» حقیقتی نهفته است، اما اگر در عمر کوتاه و تأسف‌برانگیزم فقط یک چیز یاد گرفته باشم این است که آن سخن حقیقت ندارد. عشق نمی‌تواند بر هرچیزی فاتح شود و هرکسی چنین تصوری داشته باشد، احمق است
willow
۸
خواندن عمیق یک کتاب بهتر از خواندن سطحی صد کتاب است.
ema
۶
پول تنها چیزی بود که با آن می‌توانستم زندگی‌ام را دگرگون سازم؛
کاربر479065
۵
درد و رنج هرکس تماماً متعلق به خودش است.
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۵
ـ زیادی خوب بود. فکر می‌کنم کسی که عادت به کار فکری دارد، در مقام عمل، درصدد شاخ‌وبرگ دادن به آن عمل و هوشمندانه جلوه دادنش برمی‌آید. روی کاغذ همه‌چیز شسته‌ورفته است، اما حالا که قصد اجرایش را دارم می‌بینم چه کار شاق و پیچیده‌ای است.
ema
۵
هیچ‌کس نمی‌تواند به‌راستی ما را درک کند، مهم نیست چقدر هم محبوب و عزیزش باشیم.
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۴
«ارسطو در رسالهٔ فن شعر می‌گوید چیزهایی مانند جسد که نگاه کردن به آن‌ها دردناک است، در آثار هنری می‌توانند تبدیل به موضوعی جذاب برای تعمق و تفکر شوند
Nero
۴
بعضی چیزها هولناک‌تر از آن‌اند که بلافاصله دریافت شوند، گاهی واقعاً آن‌قدر هولناک‌اند که هرگز درک نمی‌شوند و بعدها، در خلوت، در خاطره، است که واقعیت به‌تدریج خود را آشکار می‌سازد: وقتی دیگر خاکسترها سرد شدند؛ وقتی عزاداران رفتند؛ وقتی آدم به اطرافش نگاه می‌کند و در کمال تعجب خودش را در دنیایی تماماً متفاوت می‌بیند.
willow
۳
چه وحشتناک که در کودکی درمی‌یابیم آدمی موجودی جدا از کل جهان است، اینکه کسی و چیزی همراه با زبان سوخته و زانوان زخمی آدمی دچار درد و عذاب نخواهد شد، اینکه درد و رنج هرکس تماماً متعلق به خودش است
willow
۳
ـ مرگ، مادر زیبایی‌هاست. ـ و زیبایی چیست؟ ـ وحشت.
willow
۳
زندگی‌ام تکه‌پاره‌های بی‌سروتهی از زمان است،
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۳
شب وقتی پیاده به خانه برمی‌گشتم، همه‌جا سفیدپوش بود و گویی من گذشته و خاطراتی نداشتم، گویی همیشه در امتداد این جادهٔ درخشان و نجواگر بوده‌ام.
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۳
هرگز قادر نیستم تمام‌وکمال همرنگ جماعت شوم و از جنبه‌هایی متمایز از محیطم می‌مانم، درست مثل مارمولک سبزی که متمایز از برگ سبزی است که رویش نشسته، بدون توجه به اینکه چقدر به ظرافت و مهارت توانسته است رنگش را به رنگ سبز برگ نزدیک کند.
ema
۳
زندگی‌ام همواره خسته‌کننده و ملالت‌بار بود و همیشه تصور می‌کردم به همین منوال ادامه خواهد یافت. در یک کلام، حس می‌کردم زندگانی من به‌طرزی نامحسوس از ریشه تباه شده است.
aurorablack
۳
عشق مرشدی ظالم و هولناک است. فرد خود را محض خاطر دیگری از دست می‌دهد، ولی با انجام چنین کاری خود را سیه‌روز و اسیر بوالهوس‌ترین خدایان می‌کند
srixr
۲
زمانی در یک جامعه عدالت وجود دارد که تمام سطوح سلسله‌مراتب در جایگاه خودشان باشند و افراد در آن خشنود باشند. وقتی آرزوی یک فرد فقیر این است که از جایگاه خودش بالاتر برود، فقط دارد خودش را بی‌جهت سیه‌روز می‌کند. یک فرد فقیر و عاقل همواره به این نکته واقف است، همان‌طور که یک فرد متمول و عاقل می‌داند.» اکنون شک دارم که چنین حرفی می‌تواند درست باشد،
willow
۲
عشق نمی‌تواند بر هرچیزی فاتح شود و هرکسی چنین تصوری داشته باشد، احمق است.
willow
۲
بعضی چیزها هولناک‌تر از آن‌اند که بلافاصله دریافت شوند، گاهی واقعاً آن‌قدر هولناک‌اند که هرگز درک نمی‌شوند و بعدها، در خلوت، در خاطره، است که واقعیت به‌تدریج خود را آشکار می‌سازد
willow
۲
هرگز نتوانستم درک کنم چگونه خط افق خود را محو می‌کند و تو را در عالم ناقص رؤیا و خیال که نمایی کلی از دنیای آشنای توست، سرگردان و بی‌هدف و تنها رها می‌کند
کاربر ۸۸۳۶۱۰۷
۲
تأثیری که گاهی به یک شخص عمیقاً داغدار اجازه نمی‌دهد در مراسم خاکسپاری یک قطره اشک هم بریزد. بعضی چیزها هولناک‌تر از آن‌اند که بلافاصله دریافت شوند، گاهی واقعاً آن‌قدر هولناک‌اند که هرگز درک نمی‌شوند و بعدها، در خلوت، در خاطره، است که واقعیت به‌تدریج خود را آشکار می‌سازد: وقتی دیگر خاکسترها سرد شدند؛ وقتی عزاداران رفتند؛ وقتی آدم به اطرافش نگاه می‌کند و در کمال تعجب خودش را در دنیایی تماماً متفاوت می‌بیند.
Nero
۲
هرچقدر هم تاریکی این دنیا وحشت‌انگیز بود، می‌ترسیدم آن را با تاریکی ابدی جایگزین کنم  شل‌وول و بادکرده، گودالی گل‌آلود.
ema
۲
یکی از دلایلی که موجب می‌شد عاشقش باشم، این بود: من را از آنچه در اصل بودم بهتر می‌دید، برای اینکه من کنار او انسان دیگری بودم، برای اینکه او اجازه می‌داد من چنین آدمی باشم.
aurorablack
۲
چه وحشتناک که در کودکی درمی‌یابیم آدمی موجودی جدا از کل جهان است، اینکه کسی و چیزی همراه با زبان سوخته و زانوان زخمی آدمی دچار درد و عذاب نخواهد شد، اینکه درد و رنج هرکس تماماً متعلق به خودش است. حتی وحشتناک‌تر اینکه با بزرگ‌تر شدن درمی‌یابیم هیچ‌کس نمی‌تواند به‌راستی ما را درک کند، مهم نیست چقدر هم محبوب و عزیزش باشیم. خویشتنِ خود ما اغلب موجب اندوه ما می‌شود، برای همین است که ما چنین نگران از دست دادنش‌ایم، این‌طور فکر نمی‌کنید؟
aurorablack
۲
قلبم می‌گوید قوی باش؛ من یک سربازم؛ بدتر از این را دیده‌ام.
aurorablack
۲
یکی از دلایلی که موجب می‌شد عاشقش باشم، این بود: من را از آنچه در اصل بودم بهتر می‌دید، برای اینکه من کنار او انسان دیگری بودم، برای اینکه او اجازه می‌داد من چنین آدمی باشم.
aurorablack
۲
هیچ ایرادی بر عشق به زیبایی وجود ندارد، اما زیبایی همیشه سطحی و بی‌مایه است، مگر اینکه با چیزی پرمعناتر و هدفمندتر همراه باشد.