در دشت تیرگیها
مردیم و آبی نبود
حوض بلور باران
غیر سرابی نبود
اندیشهی سپیده
به تیرگی گرایید
در هیئت سیاهی
نور شهابی نبود
در چشم لالهگونِ
پروانههای زخمی
از بیم تیر صیاد
یک لحظه خوابی نبود
شبها را گریه کردیم
در سوگ تشنه بودن
غیر از صدای رگبار
ما را جوابی نبود