یک بیمار سرطانی که از اضطراب درد و مردن رها میشود و به مرحله تسلیم میرسد، لذت در وجودش جوانه میزند. لذت تماشای یک شاخه گل، نوشیدن یک لیوان آب خنک و یا استشمام یک عطر ملایم. او قدر هر نعمت کوچکی را در همان لحظه زنده بودنش میداند. به بعد فکر نمیکند، پس خوشحال است. در صلح و آرامش با خودش و جهان اطرافش است.