
مادربزرگ💝
۵۲
دل خوش مکن به قصه هر مرده چشم پیر
در خود مبند «شعر صداهای ناشناس»
⚽️ kaka ⚽️
۷
تیره شدم که پاک خیالان
در روشنای خویش بخوابند
Toobakiani
۵
کوچههای شعر
افق تاریک و دل تاریک
م.
۲
مشکن مرا چنین
بر من مگیر خنجر خونین چشم خویش
Zohreh Askari
۱
مینویسد گورکن با خندهای مسلول پندش را :
«گور دائم گرسنه است، گورکن را نیز!»
ابی
۱
من با خدای دیگران در جنگ و با شیطانشان دوست
من یار آنم که زیر آسمان کس یارشان نیست.
Zohreh Askari
۰
کرانه کور و امیدش دراز و من بیدار
به سوی مرتع مهتاب میبرم شب را
Zohreh Askari
۰
دریغا اگر دست رؤیایی مشعل پر دود مهتاب را از پناه کوهساران در تیرگی فرورفته برمن میگرفت تا بیماروار سر به لبخندی بلند کنم
Zohreh Askari
۰
مینویسد گورکن با خندهای مسلول پندش را :
«گور دائم گرسنه است، گورکن را نیز!»
سِـرِشک سَبــز
۰
ای کاش دست رهگذری لنگ
ای کاش پای رهگذری کور
من مرغ آتشم همه پرواز
اینک نشستهام همه اندوه
چشمم فسرد زین ره متروک
جانم فسرد زین شب مکروه
Niyaz.h
۰
من کیم در این همه حرف
شب چرا نمیمکدم
قطرهای از این همه ابر
روی سنگ تشنه دل
پس چرا نمیچکدم
