ما اشرافسالاری را دولتی تعریف کردهایم که در آن حکومت در دستانِ نه یک نفر بلکه تعداد معینی از افرادِ منتخب است که آنها را اشرافزادگانی منتخب از میان مردم میخوانیم. به وضوح میگویم «در دستان تعداد معینی از افراد منتخب»؛ زیرا تفاوت اصلی بین اشرافسالاری و دموکراسی بدین قرار است: در اشرافسالاری حق فرمانروایی فقط به گزینش وابسته است، درحالیکه در دموکراسی عمدتاً به نوعی حق فطری یا حق کسبشده از روی تصادف بستگی دارد، که در جای خود توضیح خواهم داد. اگر بتوان همه جمعیت حکومتی را بهعنوان اشرافزاده ثبت کرد، آنگاه به فرض اینکه حق ثبت موروثی نباشد و به خاطر وجود قوانینی عمومی نتوان آن را به دیگران تخصیص داد، باز هم دولت سرتاسر اشرافسالار خواهد بود؛ زیرا هیچ کس بهجز افراد برگزیده را نمیتوان بهعنوان اشرافزاده ثبت کرد. اکنون اگر این برگزیدگان فقط دو نفر باشند، یکی از آنها در راستای غلبه بر دیگری تلاش خواهد کرد و چهبسا دولت بهخاطر قدرت زیاد ایشان به دو گروه تقسیم شود یا اگر حکومت به دست سه، چهار یا پنج مرد بیفتد، دولت شاید حتی به سه، چهار یا پنج گروه تقسیم شود.