جملات زیبای کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست | طاقچه
تصویر جلد کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیستsubscriptionAvailable

کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۹ رأی)
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
golbaf184
۹
وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند.
amirata
۸
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
tima
۶
خدا در این‌جور جاها خیلی پرطرفدار می‌شود. وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند
amirata
۳
دوباره آن دکترهای پرستارکُش دور هم جمع شدند، دورهمی مردهایی که خانه‌هاشان بزرگ بود و وقت داشتند بخندند و کتاب بخوانند و به تئاتر بروند و نقاشی بخرند و فراموش کنند چطور فکر کنند، فراموش کنند چطور چیزی را احساس کنند.
tima
۳
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
amirata
۱
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
Mahdi.fo
۰
آدم در آمریکا باید برنده باشد، هیچ راه فراری نیست، باید به خاطر هیچ هم جنگید.