جملات زیبای کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست | طاقچه
تصویر جلد کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست

بریده‌هایی از کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست

۲٫۸
(۸)
وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند.
golbaf184
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
amirata
خدا در این‌جور جاها خیلی پرطرفدار می‌شود. وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند
tima
دوباره آن دکترهای پرستارکُش دور هم جمع شدند، دورهمی مردهایی که خانه‌هاشان بزرگ بود و وقت داشتند بخندند و کتاب بخوانند و به تئاتر بروند و نقاشی بخرند و فراموش کنند چطور فکر کنند، فراموش کنند چطور چیزی را احساس کنند.
amirata
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
tima
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
amirata
آدم در آمریکا باید برنده باشد، هیچ راه فراری نیست، باید به خاطر هیچ هم جنگید.
Mahdi.fo

حجم

۳۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۳۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۴۹,۰۰۰
تومان