جملات زیبا از متن کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست | طاقچه
تصویر جلد کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می زیست

۲.۵(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب

۶۴,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۳۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند.
golbaf184
۱۱
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
amirata
۸
خدا در این‌جور جاها خیلی پرطرفدار می‌شود. وقتی آدم‌ها به خیطی می‌خورند، بدجوری یاد خدا می‌افتند
tima
۸
دوباره آن دکترهای پرستارکُش دور هم جمع شدند، دورهمی مردهایی که خانه‌هاشان بزرگ بود و وقت داشتند بخندند و کتاب بخوانند و به تئاتر بروند و نقاشی بخرند و فراموش کنند چطور فکر کنند، فراموش کنند چطور چیزی را احساس کنند.
amirata
۳
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
tima
۳
بیمارستان‌ها، زندان‌ها و نشمه‌ها: این‌ها دانشگاه‌های زندگی‌اند. من که چندین مدرک گرفته‌ام. می‌توانید استاد صدایم کنید!
amirata
۱
آدم در آمریکا باید برنده باشد، هیچ راه فراری نیست، باید به خاطر هیچ هم جنگید.
Mahdi.fo
۰