
بریدههایی از کتاب گوشت لطیف است
۳٫۶
(۴۸)
سعی کرد از خدا متنفر شود، اما او به خدا اعتقاد ندارد. سعی کرد از تمام بشریت به خاطر اینکه اینقدر شکننده و فانی است متنفر شود، اما نتوانست، زیرا تنفر از همه، مشابه تنفر از هیچکس است
Hasti
«گذشته از اینها، از زمان شروع آفرینش داریم همدیگه رو میخوریم. اگه بهطور نمادین نخوریم، بعداً به شکل واقعی همدیگه رو میدریم. تحول باعث شد ریاکاری بشر کمتر بشه.»
sayna
انسان میتواند به همهچیز عادت کند، جز مرگ یک کودک
sayna
بسیار زیباست، اما زیباییاش بیفایده است. زیبایی باعث بهتر شدن مزهاش نمیشود.
Mostafa F
با صدائی موزون قرائت میکند و با اعتقادی راسخ چنین میگوید: «بشر عامل تمام شرارتهای دنیویست. ما خودمان ویروس هستیم.»
Bahar
و چطور خدایی را بپرستد که اجازه میدهد چنین فجایعی رخ دهد.
amir
اما همین رنج است که او را سرپا نگه داشته است.
بدون اندوه، چیزی برایش باقی نمیماند.
Dianall
تژو آرزو میکند که ای کاش میشد به خاطرمرگ فرزندش از کسی متنفر باشد. برای مرگ ناگهانی، چه کسی را میشود سرزنش کرد. سعی کرد از خدا متنفر شود، اما او به خدا اعتقاد ندارد.
Mostafa F
آرزو میکند ای کاش میشد خودش را بیحس و کرخت نماید و بدون هیچ احساسی زندگی کند. کاملاً غیرارادی عمل کند، ببیند و نفس بکشد، نه چیزی بیش از این. همهچیز را ببیند و درک کند و حرفی نزند. اما خاطرات همهجا هستند و او را رها نمیکنند.
mahdi.z
حرفهایی دارد که به بند کشیده شدهاند. دارند پشت جنون پوسیده میشوند.
Mostafa F
همه گوش به فریاد پیروزی گستون سپردهاند و او تنها کسیست که تباهی این صحنه را میبیند.
تباهی و جنون.
Dianall
«همه میگن چون تا نزدیکیهای خورشید پرواز کرد، افتاد و مُرد» پدرش گفت: «ولی پرواز کرد، میدونی منظورم چیه پسرم؟ اون میتونست پرواز کنه. اگه بتونی حتی برای چند ثانیه پرنده باشی، سقوط دیگه اهمیتی نداره.»
مهری
«نمیدونم چرا میگن لبخند آدم جذابه. وقتی یکی میخنده در واقع داره اسکلت خودش رو نشون میده.»
Nanas
گرچه گریه نکرد، اما اشکهایش همانجا بودند، پشت کلماتی که نمیتوانست به زبان بیاورد.
Nanas
تنفر از همه، مشابه تنفر از هیچکس است.
Nanas
گاهی شرایطی پیش میآید که مجبوری بار تمام جهان را به دوش بکشی.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
بسیاری از مردم بهطور طبیعی آنچه را رسانهها با اصرار "تحول" مینامند، در وجودشان دارند. اما او ندارد، زیرا میداند تحول واژهایست که به درستی نشان نمیدهد شیوهٔ کار چقدر سریع و ظالمانه است. کلمهای برای سرهم کردن و ردهبندی حقایقی مرموز. واژهای تهی. تغییر، تبدیل، انتقال؛ کلماتی با معانی مشابه هستند، گرچه انتخاب یکی از این کلمات از میان دیگر کلمات نگرشی متفاوت از جهان، فراروی انسان قرار میدهد.
sayna
اگر همه گوشت انسان میخوردند، شما نیز میخوردید؟
زینب آذرگشب
«نگران نباش، این فقط آبِ، تمیزت میکنه.»
زینب آذرگشب
«ولی پرواز کرد، میدونی منظورم چیه پسرم؟ اون میتونست پرواز کنه. اگه بتونی حتی برای چند ثانیه پرنده باشی، سقوط دیگه اهمیتی نداره.»
sahar
و چطور خدایی را بپرستد که اجازه میدهد چنین فجایعی رخ دهد.
Hasti
نمیشود مطمئن شد که اجساد را از خاک بیرون نمیکِشند و نمیخورند. به همین خاطر بسیاری از گورستانها فروخته و بقیه نیز تعطیل شدهاند. برخی نیز تبدیل به آثار باستانی شده و یادآور دورانی هستند که مردگان میتوانستند در خاک آرام گیرند.
Mostafa F
اما همین رنج است که او را سرپا نگه داشته است.
بدون اندوه، چیزی برایش باقی نمیماند.
Mostafa F
الگرینگو به اگمونت توضیح میدهد که از ساعت هشت صبح در حال آماده کردن غذا هستند، «تو دهنتون آب میشه،» و اینکه افراد در حال خوردن گوشت یک بچه هستند. «این لطیفترین نوع گوشته، ولی خیلی زیاد نیست، چون یک بچه اندازه گوساله رشد نمیکنه. داریم جشن میگیریم آخه یکی از کارگرهامون پدر شده،»
sahar
«بشر عامل تمام شرارتهای دنیویست. ما خودمان ویروس هستیم.»
میترا زروان
گاهی شرایطی پیش میآید که مجبوری بار تمام جهان را به دوش بکشی.
Nanas
نمیتواند به این کنایه فکر نکند، که گوشت، گوشت میخورد.
Nanas
نگاه خیرهاش مثل سگ است، پر از وفاداری بیقید و شرط و درنده خوئی.
Nanas
چیزی تحسین برانگیز در بیتفاوتی تصنعیاش وجود دارد.
Nanas
نورهای بیشماری را میدید که در اطرافشان میدرخشند، و حس کرد صدای سیسیلیا او را بالا میبرد. که صدای او راهی است برای خروج از دنیا.
Nanas
حجم
۱۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۱۷۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان