
کتاب ویرانه های من
جستارهایی درباره روان رنجور و آدمها
انتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
معصومه سادات صدری
۱۷
در جوانی فضایی هستیم؛ بیپول، بیکار، بیهدف، سرگردان. هیچچیزِ تثبیتشدهای در زندگی نداریم و نمیدانیم چه چیزی خوشحالمان میکند، بیشتر از همیشه احتیاج به تأیید جماعت داریم. به جماعت نیاز داریم تا احساس درست بودن کنیم و بدتر اینکه دائم توی گوشمان میخوانند: «وقت نداری… دنیا تنگه… بجنب!» مثل اینکه به جراحی وسط عمل قلب بگویند: «بجنب، وقت نیست!» و او دوتا کوک سرسری بزند و بیمار را بفرستد خانه.
Narges.Shah
۱۱
رنج اصلی همین است که آدم بیشتر میخواهد، از هر چیزی بیشترش را میخواهد و این همگانیترین رنج جهان است
.
۱۱
خانمجان با اینکه خودش زن بود ترجیح میداد کنار استبداد مردانه بایستد و زنهای مستقل را مسخره کند.
کاربر ۹۶۴۲۷۹
۱۰
آدم موجودی اجتماعی است؛ اگر تنها میماند، حتماً جایی اصول ابتدایی این زندگی اجتماعی را نقض کرده و به قول جامعهشناسها رفتار جامعهستیزانه داشته. اما جامعه دقیقاً چه جور رفتاری از من میخواهد؟ جامعه میخواهد در مسابقههای متفاوت موفقیت شرکت کنم. مثل اسمیت بدوم و اول شوم. خانه بخرم، بچهدار شوم، ماشین بهتری سوار شوم، مدرک دانشگاهی معتبرتری داشته باشم، و اگر یکی با علم به اینکه اگر بدود زندگیاش بهتر میشود یک جایی از این مسیر مسابقه ایستاد و دیگر ندوید، تنبیه میشود. تنهایی تنبیه جامعه برای ماست، جامعهای که به ما فرصت میدهد تا دوباره تنبیهمان کند.
cherryside
۹
فقط میخواهم تنها باشم چون فکر میکنم در تنهایی قضاوت بهتری از خودم دارم
معصومه سادات صدری
۹
اگر قرار باشد مرزی بسازم برای جوانی و میانسالی آنجاست که دیگر از صندلی بلند نمیشوی تا گلدان روی میز را جابهجا کنی، چون فکر میکنی جای درستش فقط چند سانتیمتر آن طرفتر است. لحظهای هست که شاید شفاف و واضح نیست، اما هست که آدم میفهمد دیگر جوان نیست.
Nazanin
۸
زندگی من پُر از رنج بوده. و مال کی نبوده؟
Zohreh Askari
۷
مدتها بود میخواستم به کسی بگویم احساس عدمپیشرفت چهطور دارد از درون تهیام میکند.
♡ fatm ♡
۶
هیچچیزی ارزش حال را ندارد، هیچ تصویر زیبایی از آینده آنقدر نمیارزد که امروز را حرامش کنم.
niloofar
۵
برای من جوان نبودن عادت کردن به ناراستی است.
pateneh
۵
ویرانههای تاریخی را نگه میداریم، حراستشان میکنیم و پاسبان میگذاریم و بلیت میفروشیم و به تماشایشان میرویم، اما ویرانههای انسانی ردی ندارند. کسی یادش نمیماند وقتی ناخوش و خراب بوده چه شکلی داشته و بعدها هم ترجیح میدهد خودش را در روزگار آباد به یاد بیاورد و وقتی مُرد در خاطر دیگران آن آبادانی بگردد و بماند و تا وقتی هنوز آنهایی که خاطره را حمل میکنند نمُردهاند این آبادی دستبهدست شود
ZohreAalipour
۵
روز اولی که جدایی را باور کردم درونم تاریک بود، تاریکیای که مدام میخواست برود خرید. میخواست لیوانها را بشکند تا لیوان نو بخرد، روکش مبلها را دربیاورد، شیر روشویی و دستگیرههای در را عوض کند. میدانستم هر چیزی را اگر دور بیندازم، اگر خانهام را عوض کنم، اگر شهرم را عوض کنم، باز چیزهایی درونم هست که نمیشود با آنها کاری کرد.
اشک انار
۴
رنج اصلی همین است که آدم بیشتر میخواهد، از هر چیزی بیشترش را میخواهد و این همگانیترین رنج جهان است
کاربر ۹۵۸۸۹۱۲
۴
من کجای عالم ایستادهام؟ قصد داشتم به همین جا برسم؟ برای همین چیزها به دنیا آمدهام؟
سُهاد
۴
ما در تضاد زندگی میکنیم، بین چیزی که هستیم و چیزی که دوست داریم باشیم، و این ما را سختجانتر از چیزی که فکرش را میکنید بار آورده.
SADRA
۴
آدم موجودی اجتماعی است؛ اگر تنها میماند، حتماً جایی اصول ابتدایی این زندگی اجتماعی را نقض کرده و به قول جامعهشناسها رفتار جامعهستیزانه داشته. اما جامعه دقیقاً چه جور رفتاری از من میخواهد؟ جامعه میخواهد در مسابقههای متفاوت موفقیت شرکت کنم. مثل اسمیت بدوم و اول شوم. خانه بخرم، بچهدار شوم، ماشین بهتری سوار شوم، مدرک دانشگاهی معتبرتری داشته باشم، و اگر یکی با علم به اینکه اگر بدود زندگیاش بهتر میشود یک جایی از این مسیر مسابقه ایستاد و دیگر ندوید، تنبیه میشود.
♡ fatm ♡
۴
کام رنج است، ناکامی رنج است
بودا
♡ fatm ♡
۴
در دورهای زندگی میکنیم که نمیشود تنها بود و این آسیبش بیشتر از احساس تنهایی کردن است.
معصومه سادات صدری
۳
بجنگ یا بمیر. جوانی برای من اینطور بوده.
مطی
۳
روانی سلامت، معاشرانی دلدار، جوانی جاویدان، وطنی که بشود در آن زندگی کنیم، روابطی پایدار و چهلسالگیای که نیاید و نرود.
سُهاد
۳
تنهایی اجازه میدهد از هر کلمهای پُرزورترین شکلش، اغراقشدهترین حالتش، به ذهن آدم بیاید
♡ fatm ♡
۳
«سرنوشت انسان تنهایی است و به کمال رسیدن سرنوشت آنجاست که تنهایی را باور میکنی.»
♡ fatm ♡
۳
تعداد جداییهای واقعی از تعداد عشقهای واقعی بیشتر است.
narges
۲
در جوانی فضایی هستیم؛ بیپول، بیکار، بیهدف، سرگردان. هیچچیزِ تثبیتشدهای در زندگی نداریم و نمیدانیم چه چیزی خوشحالمان میکند، بیشتر از همیشه احتیاج به تأیید جماعت داریم. به جماعت نیاز داریم تا احساس درست بودن کنیم و بدتر اینکه دائم توی گوشمان میخوانند: «وقت نداری… دنیا تنگه… بجنب!» مثل اینکه به جراحی وسط عمل قلب بگویند: «بجنب، وقت نیست!» و او دوتا کوک سرسری بزند و بیمار را بفرستد خانه.
معصومه سادات صدری
۲
خانمجان با اینکه خودش زن بود ترجیح میداد کنار استبداد مردانه بایستد و زنهای مستقل را مسخره کند. خانمجان فکر میکرد میداند جهان چهطور کار میکند و چه چیزهایی بر هم اثر میگذارند و به این میگفت عقل و با این عقل به دیگران برچسب میزد.
محسن
۲
رشت برای همه مکان است برای من زمان، زمان از دست دادن چیزهایی که دوستشان داشتم.
مریم
۲
برای راحتی خیالتان باید بگویم پژوهشی هم شده و دکتر بریکمن وقت گذاشته سر اینکه به ما بگوید دنیا یک تردمیل بزرگ رنج و شادی است. نه این احساس رنج دوامی دارد، نه آن احساس شادی عمری. اگر در بختآزمایی میلیونها دلار برنده شوید، خوشیاش حداکثر یک سال دوام دارد، و حتی رنج زمینگیر شدن و بیپاییتان یک سال غصهدارتان میکند. بعد روی این تردمیل میدوید و هم به بیپا دویدن عادت میکنید و هم رنج کشیدن با وجود اینکه پول دارید عادی میشود.
کاربر ۴۸۱۷۹۶۵
۲
موفقیت آدمها را با کارهای بهسرانجامرسیدهشان میسنجند، نه با چیزهایی که در سرشان است.
تینا
۲
تنهایی چیزی بیشتر از حضور یا عدمحضور دیگران است.
Zohreh Askari
۲
ما در تضاد زندگی میکنیم، بین چیزی که هستیم و چیزی که دوست داریم باشیم، و این ما را سختجانتر از چیزی که فکرش را میکنید بار آورده.