
بریدههایی از کتاب ویرانه های من
۳٫۷
(۴۰)
در جوانی فضایی هستیم؛ بیپول، بیکار، بیهدف، سرگردان. هیچچیزِ تثبیتشدهای در زندگی نداریم و نمیدانیم چه چیزی خوشحالمان میکند، بیشتر از همیشه احتیاج به تأیید جماعت داریم. به جماعت نیاز داریم تا احساس درست بودن کنیم و بدتر اینکه دائم توی گوشمان میخوانند: «وقت نداری… دنیا تنگه… بجنب!» مثل اینکه به جراحی وسط عمل قلب بگویند: «بجنب، وقت نیست!» و او دوتا کوک سرسری بزند و بیمار را بفرستد خانه.
معصومه سادات صدری
رنج اصلی همین است که آدم بیشتر میخواهد، از هر چیزی بیشترش را میخواهد و این همگانیترین رنج جهان است
Narges.Shah
خانمجان با اینکه خودش زن بود ترجیح میداد کنار استبداد مردانه بایستد و زنهای مستقل را مسخره کند.
.
آدم موجودی اجتماعی است؛ اگر تنها میماند، حتماً جایی اصول ابتدایی این زندگی اجتماعی را نقض کرده و به قول جامعهشناسها رفتار جامعهستیزانه داشته. اما جامعه دقیقاً چه جور رفتاری از من میخواهد؟ جامعه میخواهد در مسابقههای متفاوت موفقیت شرکت کنم. مثل اسمیت بدوم و اول شوم. خانه بخرم، بچهدار شوم، ماشین بهتری سوار شوم، مدرک دانشگاهی معتبرتری داشته باشم، و اگر یکی با علم به اینکه اگر بدود زندگیاش بهتر میشود یک جایی از این مسیر مسابقه ایستاد و دیگر ندوید، تنبیه میشود. تنهایی تنبیه جامعه برای ماست، جامعهای که به ما فرصت میدهد تا دوباره تنبیهمان کند.
کاربر ۹۶۴۲۷۹
فقط میخواهم تنها باشم چون فکر میکنم در تنهایی قضاوت بهتری از خودم دارم
cherryside
اگر قرار باشد مرزی بسازم برای جوانی و میانسالی آنجاست که دیگر از صندلی بلند نمیشوی تا گلدان روی میز را جابهجا کنی، چون فکر میکنی جای درستش فقط چند سانتیمتر آن طرفتر است. لحظهای هست که شاید شفاف و واضح نیست، اما هست که آدم میفهمد دیگر جوان نیست.
معصومه سادات صدری
زندگی من پُر از رنج بوده. و مال کی نبوده؟
Nazanin
مدتها بود میخواستم به کسی بگویم احساس عدمپیشرفت چهطور دارد از درون تهیام میکند.
Zohreh Askari
هیچچیزی ارزش حال را ندارد، هیچ تصویر زیبایی از آینده آنقدر نمیارزد که امروز را حرامش کنم.
♡ fatm ♡
برای من جوان نبودن عادت کردن به ناراستی است.
niloofar
ویرانههای تاریخی را نگه میداریم، حراستشان میکنیم و پاسبان میگذاریم و بلیت میفروشیم و به تماشایشان میرویم، اما ویرانههای انسانی ردی ندارند. کسی یادش نمیماند وقتی ناخوش و خراب بوده چه شکلی داشته و بعدها هم ترجیح میدهد خودش را در روزگار آباد به یاد بیاورد و وقتی مُرد در خاطر دیگران آن آبادانی بگردد و بماند و تا وقتی هنوز آنهایی که خاطره را حمل میکنند نمُردهاند این آبادی دستبهدست شود
pateneh
روز اولی که جدایی را باور کردم درونم تاریک بود، تاریکیای که مدام میخواست برود خرید. میخواست لیوانها را بشکند تا لیوان نو بخرد، روکش مبلها را دربیاورد، شیر روشویی و دستگیرههای در را عوض کند. میدانستم هر چیزی را اگر دور بیندازم، اگر خانهام را عوض کنم، اگر شهرم را عوض کنم، باز چیزهایی درونم هست که نمیشود با آنها کاری کرد.
ZohreAalipour
رنج اصلی همین است که آدم بیشتر میخواهد، از هر چیزی بیشترش را میخواهد و این همگانیترین رنج جهان است
اشک انار
من کجای عالم ایستادهام؟ قصد داشتم به همین جا برسم؟ برای همین چیزها به دنیا آمدهام؟
کاربر ۹۵۸۸۹۱۲
ما در تضاد زندگی میکنیم، بین چیزی که هستیم و چیزی که دوست داریم باشیم، و این ما را سختجانتر از چیزی که فکرش را میکنید بار آورده.
سُهاد
آدم موجودی اجتماعی است؛ اگر تنها میماند، حتماً جایی اصول ابتدایی این زندگی اجتماعی را نقض کرده و به قول جامعهشناسها رفتار جامعهستیزانه داشته. اما جامعه دقیقاً چه جور رفتاری از من میخواهد؟ جامعه میخواهد در مسابقههای متفاوت موفقیت شرکت کنم. مثل اسمیت بدوم و اول شوم. خانه بخرم، بچهدار شوم، ماشین بهتری سوار شوم، مدرک دانشگاهی معتبرتری داشته باشم، و اگر یکی با علم به اینکه اگر بدود زندگیاش بهتر میشود یک جایی از این مسیر مسابقه ایستاد و دیگر ندوید، تنبیه میشود.
SADRA
کام رنج است، ناکامی رنج است
بودا
♡ fatm ♡
در دورهای زندگی میکنیم که نمیشود تنها بود و این آسیبش بیشتر از احساس تنهایی کردن است.
♡ fatm ♡
بجنگ یا بمیر. جوانی برای من اینطور بوده.
معصومه سادات صدری
روانی سلامت، معاشرانی دلدار، جوانی جاویدان، وطنی که بشود در آن زندگی کنیم، روابطی پایدار و چهلسالگیای که نیاید و نرود.
مطی
تنهایی اجازه میدهد از هر کلمهای پُرزورترین شکلش، اغراقشدهترین حالتش، به ذهن آدم بیاید
سُهاد
«سرنوشت انسان تنهایی است و به کمال رسیدن سرنوشت آنجاست که تنهایی را باور میکنی.»
♡ fatm ♡
تعداد جداییهای واقعی از تعداد عشقهای واقعی بیشتر است.
♡ fatm ♡
در جوانی فضایی هستیم؛ بیپول، بیکار، بیهدف، سرگردان. هیچچیزِ تثبیتشدهای در زندگی نداریم و نمیدانیم چه چیزی خوشحالمان میکند، بیشتر از همیشه احتیاج به تأیید جماعت داریم. به جماعت نیاز داریم تا احساس درست بودن کنیم و بدتر اینکه دائم توی گوشمان میخوانند: «وقت نداری… دنیا تنگه… بجنب!» مثل اینکه به جراحی وسط عمل قلب بگویند: «بجنب، وقت نیست!» و او دوتا کوک سرسری بزند و بیمار را بفرستد خانه.
narges
خانمجان با اینکه خودش زن بود ترجیح میداد کنار استبداد مردانه بایستد و زنهای مستقل را مسخره کند. خانمجان فکر میکرد میداند جهان چهطور کار میکند و چه چیزهایی بر هم اثر میگذارند و به این میگفت عقل و با این عقل به دیگران برچسب میزد.
معصومه سادات صدری
رشت برای همه مکان است برای من زمان، زمان از دست دادن چیزهایی که دوستشان داشتم.
محسن
برای راحتی خیالتان باید بگویم پژوهشی هم شده و دکتر بریکمن وقت گذاشته سر اینکه به ما بگوید دنیا یک تردمیل بزرگ رنج و شادی است. نه این احساس رنج دوامی دارد، نه آن احساس شادی عمری. اگر در بختآزمایی میلیونها دلار برنده شوید، خوشیاش حداکثر یک سال دوام دارد، و حتی رنج زمینگیر شدن و بیپاییتان یک سال غصهدارتان میکند. بعد روی این تردمیل میدوید و هم به بیپا دویدن عادت میکنید و هم رنج کشیدن با وجود اینکه پول دارید عادی میشود.
مریم
موفقیت آدمها را با کارهای بهسرانجامرسیدهشان میسنجند، نه با چیزهایی که در سرشان است.
کاربر ۴۸۱۷۹۶۵
تنهایی چیزی بیشتر از حضور یا عدمحضور دیگران است.
تینا
ما در تضاد زندگی میکنیم، بین چیزی که هستیم و چیزی که دوست داریم باشیم، و این ما را سختجانتر از چیزی که فکرش را میکنید بار آورده.
Zohreh Askari
