شعر بیقرار
به شاعر صحنهها محمد چرمشیر
میز سالخورده
چه حرفی دارد با من
جز درد پای ترکدارش؟
اشتباه نکنید
کاغذهای روی میز شعر نمیخوانند
قرارملاقاتهای مدیری سختگیر را هماهنگ میکنند
و کتابخانه که سالهاست کتاب جدیدی نزاییده
جز مالیات بر درآمد
حرف جدیدی
برای آتش شومینهٔ اربابرجوع زمستانی ندارد
به تلفن گفتهام
اگر با من کار ندارد صدایش را درنیاورد
شاید بتوانم بر حاشیهٔ قرارهای ملاقات
شعری برای بیقراریهایم بگویم