
بریدههایی از کتاب درس های تاریخ
نویسنده:ویل دورانت، آریل دورانت
مترجم:محسن خادم
انتشارات:گروه انتشاراتی ققنوس
دستهبندی:
امتیاز
۳.۱از ۲۲ رأی
۳٫۱
(۲۲)
آیینها و مسیحیت (که جوهر مانوی دارد) پیروان خود را متقاعد میسازند که سرانجام قدرت اهورایی پیروز خواهد شد؛ اما تاریخ تحقق این امر را تضمین نمیکند. طبیعت و تاریخ با مفاهیمی که ما از خوب و بد داریم توافقی ندارند؛ از نظر این دو خوب یعنی آنچه ادامه حیات میدهد و بد یعنی آنچه از میان میرود، و عالم هستی نه تعصبی به نفع مسیح دارد و نه به زیان چنگیزخان.
mostafa
اگر تولیدمثل انسان بر موجودی مواد غذایی بچربد، طبیعت برای برقرار ساختن موازنه سه عامل در اختیار دارد: قحطی، طاعون و جنگ
کاربر ۶۰۱۸۱۰
. به قولِ هراکلیتوس «جنگ یا رقابت پدر همه چیز است» (۱): سرچشمه پرقدرت اندیشهها، اختراعات، نهادها و دولتهاست. صلح نوعی تعادل ناپایدار است که تنها با قبول برتری یا در صورت تساوی قدرت قابل حفظ شدن است.
Mephisto
جغرافی زهدان تاریخ، مادر و پروراننده و تربیتگاه آن است
کاربر ۶۰۱۸۱۰
از هنگامی که حکومت اشرافی قدرت و امتیاز را مطلقاً در انحصار خود گرفت، هنگامی که با استثمار خودپرستانه و کوته نظرانه بر مردم ظلم روا داشت، هنگامی که در جنگ بر سر اراضی و یا تفریحات شاهانه نیاکانی نیروی انسانی و منابع کشور را به باد فنا داد، دیگر خدماتش به فریادش نرسید. آن گاه بود که محرومان برای شورشی عظیم به یکدیگر پیوستند، نو کیسه جدید با تهیدستان علیه عقبماندگی و رکود متحد شد، گیوتین سرِ هزاران نجیبزاده را از تن جدا ساخت و نوبت رهبری نادرست (۲۴) دموکراسی رسید.
Mephisto
افراط در هر کاری سبب عکسالعمل در جهت مخالف میگردد... دیکتاتوری طبعاً از دموکراسی سرچشمه میگیرد، و خشنترین شکل ظلم و بردهداری از افراطیترین شکل آزادی.
Mephisto
نباید از این احتمال که تمدن ما هم مانند تمدنهای دیگر روزی نابود خواهد شد، سخت مضطرب گردیم. شاید چنان که فردریک از قشون منهزم خود در کولین (۱۴) پرسید «میخواهید تا ابد زنده بمانید؟»
Mephisto
حیوانات بیپروا یکدیگر را میدرند و میخورند، انسانهای متمدن در سایه قانون، یکدیگر را مصرف میکنند.
کاربر ۶۰۱۸۱۰
طبیعت به جمع شدن آزادی و برابری در آرمانشهرهای ما میخندد. چه آزادی و برابری دشمنان سوگند خورده و دیرینه یکدیگرند، هنگامی که یکی غالب شود دیگری میمیرد
کاربر ۶۰۱۸۱۰
حتی مورخی که میپندارد بر فراز عشق به میهن، دین، نژاد، و طبقه خود قرار گرفته است، در انتخاب مطالب و ظریف کاریهای توصیفی تمایلات پنهان خویش را فاش میسازد.
Mephisto
حیوانات بیپروا یکدیگر را میدرند و میخورند، انسانهای متمدن در سایه قانون، یکدیگر را مصرف میکنند. همکاری امری است واقعی و پابهپای توسعه اجتماعی افزونتر میشود، اما بیشتر از آن روست که ابزار و شکل رقابت است؛ ما در گروه خود ـ در خانواده، جماعت، باشگاه، کلیسا، حزب، «نژاد» یا ملت خود ـ، همکاری میکنیم تا گروه خود را برای رقابت با گروههای دیگر توانا سازیم
Mephisto
جنگ شیوه خوردن یک ملت است. از آنجا که جنگ قطعیترین شکل رقابت است سبب ترویج همکاری میشود. تا زمانی که حکومتهای ما عضو یک گروه بزرگ و عملا محافظ یکدیگر نشوند، مانند افراد و خانوادههای عصر شکارگری عمل خواهند کرد.
Mephisto
توجه ندارد که بالا بودن میزان موالید اغلب با پایین بودن درجه فرهنگ یک تمدن همراه است؛ و پایین بودن میزان موالید با درجه فرهنگ بالا همراه است. او (یعنی طبیعت به مفهوم روند زاد و ولد، دگرگونی، رقابت، انتخاب و ادامه حیات) به آن میاندیشد که ملتی با میزانِ پایین موالید به تناوب به دست گروهی بارورتر و قدرتمند تصفیه خواهد شد.
Mephisto
کینهها و دشمنیهای «نژادی» ریشههایی در منشأ قومی دارد، اما به احتمال بیشتر زاده تفاوتهای فرهنگ اکتسابی ـ در زبان، لباس، عادات، اخلاقیات، یا دین ـ است. این گونه کینهها علاجی جز تعلیم و تربیت بیشتر ندارند. آگاهی از تاریخ به ما خواهد آموخت که تمدن حاصل همکاری و تعاونی است که تقریباً همه انسانها در آن سهم داشتهاند؛ تمدن میراث مشترک ماست و همه مدیون آنیم. انسان متمدن، در رفتار با هر زن و مرد دیگر هرقدر هم که حقیر باشد، نشان میدهد که وی نماینده یکی از آن گروههای سازنده و صاحب سهم است.
Mephisto
هیچ نکتهای در تاریخ از این روشنتر نیست که شورشیان هنگام پیروزی همان شیوههایی را به کار میبندند که خود، همواره عمل به آنها را از جانب قدرتهای مخلوع محکوم میساختند.
Mephisto
جوانی که در آتش هورمونها میسوزد در شگفت است از اینکه در امیال جنسی آزادی مطلق ندارد؛ و اگر عادات، اخلاقیات یا قوانین او را محدود نسازد شاید زندگی را بر باد دهد و این قبل از آن خواهد بود که به عقل کامل برسد و بفهمد که شهوت رودی آتشین است که باید با صدها مهار و مانع رام شود وگرنه فرد و گروه را به کام میکشد.
Mephisto
در مرحله شکار انسان ناچار بود آماده تعقیب و جنگ و کشتار باشد. هنگامی که بر صید دست مییافت، تا حداکثرِ ظرفیتِ معدهاش میخورد، چه نمیدانست که بار دیگر کی خواهد خورد؛ حرصزاده ناامنی است، چنان که سبعیت ـ اگرچه تنها در خون ـ یادگار زمانی است که شرط بقاء توانایی کشتن بود (و اینک میان کشورها چنین است)
Mephisto
میزان مرگ مردان ـ به سبب رویارویی بیشتر با خطرات شکار ـ از زنان بالاتر بود؛ بعضی مردان ناچار زنان متعدد داشتند؛ و از هر مردی انتظار میرفت که زنان را به دفعات باردار کنند. ستیزهگری، خونریزی، حرص و آمادگی جنسی در تنازع بقا امتیاز محسوب میشد. احتمالا هر رذالتی روزگاری فضیلت ـ یعنی خصلتی در خورِ ادامه حیاتِ فرد، خانواده، و گروه به شمار میآمد. زشتکاریهای آدمی میراث روزگار ترقی اوست، نه داغ ننگ ایام سقوط.
Mephisto
نظام جدید فضایل جدیدی طلب میکرد، و پارهای از فضایل قدیم به رذایل بدل شد. سختکوشی از شجاعت حیاتیتر شد، نظم و صرفهجویی از خشونت و تجاوز سودآورتر گشت و صلح از جنگ پیروزی آورتر. اطفال ممّر عایدی اقتصادی بودند؛ تنظیم خانواده خلاف اخلاق شمرده شد.
Mephisto
به نظر میآید حکومت از نوع سلطنت سازگارترین نوع حکومت با طبیعت بشر است، چون سلطه پدر در خانواده یا اقتدار رئیس یک گروه جنگجو در میان افراد آن گروه را اعمال میکند. اگر بنا باشد درباره اشکال حکومت بر حسب رواج و عمر آنها قضاوت کنیم، باید نشان افتخار را به سلطنت دهیم، به عکس آن، دموکراسیها میانپردههای داغ و زودگذر بودهاند.
Mephisto
در آن عصر درخشان، که حتی اتباع رومی هم از اطاعت از چنان حکومتی به خود میبالیدند، سلطنت موروثی نبود: امپراتور قدرت خویش را نه به زاده خود بلکه به شایستهترین فردی که میتوانست بیابد منتقل میکرد، این آدم را به فرزندی برمیگزید، تربیتش میکرد، و به تدریج مهار قدرت را در دستش مینهاد. این نظام تا حدی به آن جهت درست از آب درآمد که، نه تراجان و نه هاردین، هیچ یک پسر نداشتند، و پسر آنتونیوس پیوس در کودکی مرد، مارکوس اورلیوس صاحب پسری بود به نام کومّودوس (۱۶)، که به جای پدر نشست، اما چون آن سلطان فیلسوف، در نصب جانشین خود کوتاهی کرده بود، زود هرج و مرج حاکم شد.
Mephisto
زیرا اکثریت اغلب نمیتواند برای عملی واحد و خاص سازمان پذیرد، حال آنکه اقلیت میپذیرد. اگر اکثر استعدادها و قدرتها در اقلیتی از انسانها گرد میآیند، حکومت اقلیت نیز آن قدر گریزناپذیر است که تمرکز ثروت. از اکثریت جز بر کنار ساختن متناوب یک اقلیت و روی کار آوردن اقلیت دیگر کاری ساخته نیست.
Mephisto
دموکراسی به معنای دقیق کلمه تنها در عصر جدید (۳۰) و بیشتر پس از انقلاب کبیر فرانسه وجود داشته است. در ایالات متحده آمریکا دموکراسی با حق رأی مردان بالغ و از زمان آندروجکسن (۳۱) شروع شد، و با حق رأی همگانی از جوانی ما آغاز شد. در اتیک باستانی از مجموع ۳۱۵ هزار تن ساکنان، ۱۱۵ هزار تن برده بودند، و تنها ۴۳ هزار تن از شهروندان حق رای داشتند. (۵۵) زنان، تقریباً همه کارگران مرد، تقریباً همه دکاندارها و کسبه، و همه ساکنان بیگانه از حق رأی محروم بودند.
Mephisto
مدت هفت روز مردم کورکورا شهروندانی را که دشمن خود میپنداشتند سلّاخی میکردند... مرگ به هر طریقی دیوانگی میکرد، و همان گونه که در چنین ایامی روی میدهد، توحشی نبود که صورت نگیرد؛ پدران به دست خود اولاد را کشتند، پناهندگان به اماکن مقدس را بیرون میکشیدند، یا درجا قصّابی میکردند... به این شکل انقلاب مسیر خود را از شهری به شهر دیگر پیمود... در نقاطی که دیرتر میرسید، چون شنیده بودند که پیشتر چه روی داده... خونریزی انتقامی... به مقیاسی بزرگتر صورت میگرفت... کورکورا نمونه نخستین این جنایات شد... نمونه انتقام به حکومت رسیده (که هرگز از حکام رفتار عادلانه یا در واقع چیزی جز خشونت ندیده بود) و... نمونه افراط در بیرحمی و سبعیتی که انسانها با عشق شدید به سوی آن میشتافتند..
Mephisto
دموکراسی از همه انواع حکومتها دشوارتر است، زیرا وسیعترین پراکنش تعقل را میطلبد، و هنگامی که ما مردم خود را به حکومت میرساندیم از یاد بردیم که خویش را عاقل سازیم. تعلیم و تربیت توسعه یافته، اما قدرت باروری مردم ساده و عوام پیوسته مانع از گسترش تعقل شده است
Mephisto
«جهل را تنها به این علت که فراوانترین چیز است بر تخت منشانید»
Mephisto
حق هدیه آسمان یا طبیعت نیست بلکه امتیازی است که به خاطر منافع گروه به فرد داده میشود.
Mephisto
تاریخ تکرار میشود، اما در کلیات و در مقیاسی بزرگتر.
Mephisto
ما سرعت خود را دو برابر، سه برابر، یا صد برابر میکنیم، اما در ازای آن اعصاب را خرد میکنیم، و در سرعت سه هزار کیلومتر در ساعت میمونهای شلوارپوشی بیش نیستیم و با روزگاری که پیاده میرفتیم فرقی نکردهایم
Mephisto
حجم
۱۶۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۶۶ صفحه
حجم
۱۶۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۶۶ صفحه
قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان