
nargess
۱۱
ناستس و آمفیماک پسران نامور نومیون بودند و دومی چون دختران زر و زیور به خود میبست و به جنگ میرفت. نادان بیچاره! زر و زیور مرگ را از او دور نکرد. وی نزدیک رود به دست آخیلوس تیز تک از پای درآمد و آخیلوس جنگاور همه آن زرها را با خود به غنیمت برد.
A L I
۷
ای زئوس بزرگ آیا هرگز این همه ناسازگاری را بهره شاهی که برتر از همه شاهان است کردهای و آیا هرگز این همه سرافرازی را از او گرفتهای؟
A L I
۶
مانند شیری که گرفتار گرسنگی جانکاهیست و چون مرالی دشتی یا گوزنی سرفراز در بیشه خود ببیند شاد میشود و ناگهان آن را درهم میشکند هرچند که دستهای از سگان شکاری سبک رو و جوانانی گرم خیز در پی آن باشند، منلاس هم بدین سان شادمان شد و آرزومند بود آن بزهکار را کیفر دهد. پس همان دم با سلاح از گردونه خویش فرو جست.
A L I
۲
در میان این لشکریان بسیار هیچکس نتوانست لاف زند که پیش از دیومد اسبان تندرو خود را برانگیخته و از خندق گذشته و به جنگ تاخته باشد.
mohammad shahriari
۲
ای زئوس بزرگ، خردتو بالاتر از خرد آدمیزادگان و خدایانست؛ با این همه تو این کشتار را روا میداری، مردمی گمراه، دلداده درشتخویی و نابکاری را که جز از جنگ، این آفت ددخویی آدمیزادگان، از چیزی خرسند نیستند یاری میکنی! پس چه! بالاترین کامیابیها، خواب، مهرورزی، آواز دلربای و پایکوبی پاکزادان، این کامجوییهایی که با شوری بیشتر از کارزار بدان میپردازند، سرانجام ما را دل زده میکنند و مردم تروا هرگز از کشتار باز نمیایستند!
9194533235
۱
ض و صنایع لفظی میپرداختند و صنایع معنوی را نادیده میگرفتند. دلایلی که میآورند بسیار ناروا بود، مثلاً میگفتند که در اودیسه تنها از نود شهر جزیره اقریطس «کرت» ذکر رفته و حال آنکه در ایلیاد ذکری از صد شهر این جزیره هست و اگر هر دو منظومه از یک سراینده است چگونه است که در ایلیاد پهلوانان ماهی نمیخورند و در اودیسه میخورند؟ پیداست که این خردهگیریها تا چه اندازه بیبنیادست.
در زمانهای اخیر نیز برخی نقادان همان روش کوریزونتها را در پیش گرفتهاند اما بحث را بیشتر جنبه عالمانه دادهاند و دلایلشان متقنتر از دلایل نقادان اسکندرانیست. در این دو منظومه مطالعه دقیق کرده و در میان آن دو اختلاف آشکار یافتهاند. بدین گونه که ایلیاد بیانی مؤثرتر و سادهترست و اودیسه بیشتر جنبه اخلاقی دارد و نیز پیچیدهترست.
Saleh Ghs
۱
هم هنر پادشاهی کردن دارد و هم هنر جنگ کردن
Saleh Ghs
۱
توانایی تو بسی برتر از توانایی منست، اما نباید که تو همه اندیشههای مرا دگرگون کنی
zahra
۱
ای پادشاه که مردم خود را میدری، اگر زیردستان تو مردمی فرومایه نبودند، این آخرین بار بود که چنین گستاخی و خیرگی از تو سر میزد.
zahra
۰
مرگ بر خدایان هرگز چیره نمیشود.
hotein
۰
آه! کاش دوگانگی و خشم از جایگاه خدایان برافتد، آن خشمی که خردمندترین مردم را بی خود میکند، از انگبین شیرینتر است، در دل آدمیزاده فرو میچکد، اما به زودی در آن نیرو میگیرد و بخارهای تیره چون دودی سیاه آن را بر میآشوبد.
