جملات زیبا از متن کتاب کلمات | طاقچه
تصویر جلد کتاب کلماتsubscriptionAvailable

کتاب کلمات

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیلویا پلات، رزا جمالی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
amirkarimifar
۹
دست‌ها به زحمت به هم گره می‌خورند تاریکیِ محض سقفی بی هیچ ستاره‌ای.
آزادی
۷
اگر ماه می‌خندید، به تو می‌مانست تو همان‌قدر تأثیر می‌گذاری که در زیبایی ویرانگری  و هر دوی شما نور را در خود درونی کرده‌اید
fifi
۶
و چقدر دوست داشتم که مهربانی را باور کنم
آزادی
۵
پا‌هایش انگار می‌گویند ما تا این‌جا آمده‌ایم، حالا دیگر تمام شده است
آزادی
۵
خواستم بمیرم و به سمتِ تو برگردم و به سمتِ تو برگردم حس می‌کردم دارم به استخوان‌‌هایت می‌رسم
آزادی
۴
علف‌ها غمِ خود را به پا‌هایم ریخته‌اند
آزادی
۳
این زن کامل شده است. بر تن بی‌جانش لبخند رضایتی نقش بسته
آزادی
۳
این سکوتِ ارواحِ بهت‌زده است.
الف
۲
خواب دیدم که مرا به آغوشت سحر کردی و  ماهزده ترانه‌ای را خواندی و مرا دیوانه‌وار بوسیدی (انگار به تو در ادراکم شکل داده‌ام)
آزادی
۲
چشمِ شفافِ تو چیزی کاملاً زیباست
آزادی
۲
من به تصویرم وفادارم.
آزادی
۲
خواب دیدم که مرا به آغوشت سحر کردی و  ماهزده ترانه‌ای را خواندی و مرا دیوانه‌وار بوسیدی (انگار به تو در ادراکم شکل داده‌ام)
پری‌سا!
۲
اور: اما اساساً همین نوشتنِ شعر رضایت فراوانی برای شما در زندگی به وجود آورده، اینطور نیست؟ پلات: آه که چه رضایتبخش است! بی شعر نمی‌توانستم به زندگی ادامه دهم. شبیه نان و آب یا چیزی حیاتی برای من است. وقتی شعری می‌نویسم و تمام می‌کنم، کاملاً خرسندم و بعدش خیلی سریع از یک شاعرِ خلاق به ادیبی در حالِ استراحت بدل می‌شوی که اصلاً شبیه پیش از آن نیست؛ به رغمِ این، فکر می‌کنم تجربۀ واقعیِ نوشتنِ شعر شکوهمند است.
پری‌سا!
۱
ور: زمانی که شروع به نوشتن کردید، چه جور چیز‌هایی می‌نوشتید؟ پلات: فکر می‌کنم طبیعت، پرندگان، زنبورها، بهار، پاییز، تماِم آن‌جور موضوعاتی که برای کسی که تجربه‌ای درونی برای نوشتن ندارد، موهبتی تمام است. فکر می‌کنم آمدنِ بهار، ستارگانی در بالا، اولین بارشِ برف و چیز‌هایی از این قبیل موهبتی برای یک کودک و شاعری جوان است.
پری‌سا!
۱
اور: این روزها بیشتر شعر‌هایتان از کتابها برمی‌آیند یا از زندگیِ خودتان؟ پلات: نه، به هیچ وجه اینطور توصیفشان نمی‌کنم؛ فکر می‌کنم شعر‌هایم از جوشش و تجربیاتِ حسیام برمی‌آیند اما باید بگویم که تنها با نیشتری است که از فریاد درونم باخبر می‌شوم. معتقدم که تجربه را باید در اختیار بگیریم و روی آن کار کنیم، حتی شدیدترینِ آنها چون دیوانگی و جنون و شکنجه و رنج باید با هوش و آگاهی به نوشتن دربیاید؛ تجربیات شخصی خیلی مهمند اما مطمئناً نباید یک جعبۀ دربسته باشند و شبیه نگاه کردن به آیینه خودشیفتگی ایجاد کنند؛ معتقدم که باید نقب بزنند و به رویدادها و فجایعی بزرگتر که از آن نشئت گرفتهاند، اشاره‌ای داشته باشند؛ وقایعی چون هیروشیما و داخاو و نظیر آن.
fifi
۱
هیچ‌وقت نمی‌توانستم با تو حرف بزنم چرا که زبانم در آرواره پیچ می‌خورد و در پیچ در پیچ سیم‌‌های خاردار گره می‌خورد
سُهاد
۱
آن سکستون و سیلویا پلات هر دو از شاگردان رابرت لاول بوده‌اند و هر دو از مهم‌ترین شاعران مکتب اعتراف خوانده شده‌اند و در این مکتب زخم‌‌های روحی و لحظات مختلف زندگی خود را از قلم نمی‌آندازند و صمیمانه و بدون خوف و خفا آن‌ها را در شعر مطرح می‌کنند.
مهرنوش
۱
اما تو بی‌تفاوتی ‫و تو انگار همه چیز را به سنگ بدل می‌کنی.
مهرنوش
۱
بر این میزِ مرمر سیگار از پی سیگار ضرب گرفته‌ای ‫چه کینه‌ای به دل گرفته‌ای
مهرنوش
۱
من که بی‌رحم نیستم، تنها به دنبالِ حقیقتم
marzieh
۰
سیلویا پلات شاعری جزئی‌نگر و ریزپرداز است و به موشکافی در جزئیات پدیده‌ها می‌پردازد. فضای شعری او از دنیای زنبورها گرفته تا وسایل آشپزخانه همه رنگ‌وبویی بدیع و بکر و حتی زنانه دارند. پلات معمولا از تجربیات خود بهره می‌برد تا کشف تازه‌ای را به بیان بکشد. زبانش ساده و محاوره است و از زیور و زینت دادن به کلام می‌گریزد. سیلویا شعر را به استعارات و تشبیهات کهنه و مستعمل نمی‌آلاید و از تعابیرِ کلیشه‌ای، سخت گریزان است. او در مصاحبه‌ای گفته است که خیلی دلش می‌خواهد مسواکش و جزئیات زنانهٔ کمدش را وارد شعرش کند و به شرحِ جزئیات بسیار علاقه‌مند است و او را می‌توان از شاعرانی دانست که به خلق یک نشانه‌شناسی زنانه کمک کرده است، جایی که او از زایمان و کودکانش می‌نویسد و آن را با لایه‌‌های سوررئالیستی و اکسپرسیونیستی ذهنش می‌آمیزد.
سُهاد
۰
سیلویا تحصیلات خود را تا مقطع دکترای ادبیات انگلیسی ادامه داد و در این می‌آنه برای تحصیل به انگلستان رفت و با تد هیوز ازدواج کرد. رابطهٔ آن‌ها دیری نپایید چرا که در این می‌آنه تد هیوز عاشق آسیه شد؛ زن یهودی‌ای که بازماندهٔ هولوکاست بود. خاطرات دوران کودکی سیلویا که با حس گناه نسبت به یهودیان آمیخته شده بود، او را به مرز جنون کشاند و به خودکشیِ او منجر شد:  می‌دانی چند شهر به آن اسم وجود دارد که من نمی‌توانستم هرگز بگویم تو کجا پا گذاشته‌ای و ریشه‌‌های تو کجاست هیچ‌وقت نمی‌توانستم با تو حرف بزنم چرا که زبانم در آرواره پیچ می‌خورد
سُهاد
۰
شعر سیلویا پلات شعری خشمگین و عصبی است؛ شعری اعترافی است که به بیانگری خود می‌پردازد. شعری که انباشته از تصاویر خشونت‌بار هولوکاست است، اتفاقات شخصی و زندگی‌اش در شعر او تأثیر بسزایی گذاشته است گرچه شعرش مستقیم به مسائل زنان نمی‌‌پردازد، نوع زندگی‌اش و سرکوب شدن صدایش در زمان حیات کوتاهی که داشته، دلیلی است واضح که می‌توان به او به عنوان سوژه‌ای قابل‌مطالعه در زمینهٔ فمینیسم نگاه کرد و از این لحاظ آثار او را بررسی نمود.
سُهاد
۰
سیلویا پلات زمانی ظهور کرد که جامعه هنوز با هویتِ زنِ شاعر آشنا نبود و سعی داشت او را به زن خانه‌دار و همسر تقلیل دهد و این در حالی بود که او خود شاعری بزرگ بود و شهرت «همسرِ تد هیوز» نمی‌توانست برازندهٔ او باشد. فمینیست‌‌های افراطی حتی نام خانوادگی هیوز را بارها و بارها از سنگ قبرش پاک کرده‌اند.
سُهاد
۰
سیلویا در دانشگاه کمبریج با تد هیوز آشنا شد. هیوز شاعری شناخته‌شده بود و شخصیتی تأثیرگذار بر کانون‌‌های ادبی بریتانیا اما سیلویا هنوز آثارش را منتشر نکرده بود و اصرار داشت اول تحصیلاتش را به پایان رساند. آن‌ها بعد از ازدواج به بوستون می‌روند و سیلویا به تدریس در دانشگاه می‌پردازد و در کارگاهِ شعرِ رابرت لاول با آن سکستون آشنا و دوست می‌شود. گاهی با هم به کافه می‌روند و از سلایق مشترک و سبک شعری‌شان صحبت می‌کنند. (مرثیهٔ آن سکستون در سوگ سیلویا خواندنی است.)
سُهاد
۰
سیلویا پلات شاعری جزئی‌نگر و ریزپرداز است و به موشکافی در جزئیات پدیده‌ها می‌پردازد.
سُهاد
۰
پلات معمولا از تجربیات خود بهره می‌برد تا کشف تازه‌ای را به بیان بکشد. زبانش ساده و محاوره است و از زیور و زینت دادن به کلام می‌گریزد. سیلویا شعر را به استعارات و تشبیهات کهنه و مستعمل نمی‌آلاید و از تعابیرِ کلیشه‌ای، سخت گریزان است.
سُهاد
۰
در مصاحبه‌ای گفته است که خیلی دلش می‌خواهد مسواکش و جزئیات زنانهٔ کمدش را وارد شعرش کند و به شرحِ جزئیات بسیار علاقه‌مند است و او را می‌توان از شاعرانی دانست که به خلق یک نشانه‌شناسی زنانه کمک کرده است