جملات زیبای کتاب جنگ ویتنام | طاقچه
تصویر جلد کتاب جنگ ویتنامsubscriptionAvailable

کتاب جنگ ویتنام

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
فیلیپ گوین، سهیل سمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رسول
۳
یکی از مادران ویتنامی در یادآوری تجارب دردآورش در قایق کوچک سوار بر اقیانوس می‌گوید: «نمی‌توانستیم حرکت کنیم. پسر دو ماهه‌ام تب داشت و من نمی‌توانستم به او شیر بدهم، چون پستانم شیر نداشت. پسرم مُرد. مجبور شدم بچه‌ام را به آب‌های اقیانوس بسپرم. آن روز هولناک‌ترین روز زندگی‌ام بود.»
رسول
۲
می‌دانیدجنگ‌افروزی ساده است، اما اداره یک کشور بسیار دشوار.
eynegro
۲
از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲ جت‌های ایالات متحده تقریباً هشت میلیون تُن بمب بر روی ویتنام ریختند، یعنی چهار برابر بمب‌های به کار رفته در کل جنگ جهانی دوم.
معصومه
۲
«در تلاش برای کسب استقلال و وحدت سرزمین مادری تا آخرین قطره خون خویش را نثار کنید. مقاومت بسیار سخت و طولانی خواهد بود، اما حق با ماست و ما پیروز خواهیم شد.»
دَریآ
۲
کمونیست‌ها همچنین خانه‌های فساد را تعطیل کردند و درِ سالن‌های رقص را نیز بستند. در قالب جمله‌ای مبهم و گُنگ هرگونه رفتاری که متضمن «آمریکایی بازی درآوردن» بود نیز ممنوع شد.
رسول
۱
بعضی از افسران چنان فاسد بودند که گاه تجهیزات نظامی‌ای را که قرار بود به ارتش ویتنام جنوبی برسد، به ویت کنگ‌ها می‌فروختند.
رسول
۱
برای جوانان مُدگرای ویتنام، شیوه اطلاع رسانی در مورد ایدز شبیه تبلیغات سیاسی دولت بود و به همین دلیل عمدتاً مورد بی‌توجهی آن‌ها قرار می‌گرفت.
دَریآ
۱
ما معتقد بودیم که دولت آن‌ها در درازمدت توان ایستادگی در برابر این مشکلات را نخواهد داشت. همین مسئله به من شجاعت و روحیه می‌داد.
دَریآ
۱
روز دوشنبه، ۲۱ آوریل، وان تیو در تلویزیون ویتنام ظاهر شد و طی سخنرانی‌ای بی‌سروته خبر استعفای خود را اعلام کرد. او در خلال سخنرانی‌اش بخشی از نامه نیکسون را که درسال ۱۹۷۲ برای او ارسال کرده و در آن وعده اقدام نظامی در صورت تهدید شدن ویتنام جنوبی را داده بود قرائت کرد. وان تیو با چشمانی پر از اشک پیمان صلح پاریس، هنری کیسینجر و خود آمریکا را محکوم کرد: «ایالات متحده برای وعده‌هایی که به ما داده بود هیچ ارزشی قائل نشده است. این غیرانسانی است. این یعنی پشت کردن به اعتماد دیگران و عدم مسئولیت‌پذیری.»
دَریآ
۱
«قدرت شما نابود شده. شما هیچ چیز برای تسلیم کردن به ما ندارید و بنابراین نمی‌توانید چیزی را که در اختیارتان نیست به ما تفویض کنید.»
رسول
۰
از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲ جت‌های ایالات متحده تقریباً هشت میلیون تُن بمب بر روی ویتنام ریختند، یعنی چهار برابر بمب‌های به کار رفته در کل جنگ جهانی دوم.
رسول
۰
تماشاگران بعد از ورود به سالن سینما مجبور بودند تا پایان فیلم در سالن بمانند و فیلم را، هرچقدر هم که بد بود، تا به آخر تماشا کنند، چون ترک سالن
eynegro
۰
حتماً در حالی فرار کرده بودند که فقط شورت به پا داشته‌اند!`
Mehr
۰
یکی از عاملان ویت کنگ که به دام افتاده بود در خلال بازجویی اقرار کرد که، وقتی برای کشتن کسی دستور می‌گرفتیم، فعالیت‌های او را زیر نظر می‌گرفتیم، و همچنین در منطقه‌ای که قرار بود ترور انجام شود، شبکه‌ای از مأموران خود را به کار می‌گرفتیم تا در مورد اتفاقات روزمره آن منطقه خاص به ما اطلاعات بدهند.... بعد از وقوف کامل به جوانب امر، نقشه‌ای عملیاتی طرح می‌کردیم....
Mehr
۰
مسئله وحشتناک این است که آدم کشتن در جنگ بسیار آسان می‌شود. هیچ ندامتی در کار نیست... هیچ پشیمانی‌ای وجود ندارد.
Moonlight
۰
«در تلاش برای کسب استقلال و وحدت سرزمین مادری تا آخرین قطره خون خویش را نثار کنید. مقاومت بسیار سخت و طولانی خواهد بود، اما حق با ماست و ما پیروز خواهیم شد.»
دَریآ
۰
بسیاری از ویتنامی‌ها، آرام و بی‌جنجال، اربابان فرانسوی را پذیرفتند، اما بقیه فشار یوغ را بر گردنشان نپذیرفتند و به درگیری‌های پراکنده و نامنظم روی آوردند.
دَریآ
۰
«در تلاش برای کسب استقلال و وحدت سرزمین مادری تا آخرین قطره خون خویش را نثار کنید. مقاومت بسیار سخت و طولانی خواهد بود، اما حق با ماست و ما پیروز خواهیم شد.»
دَریآ
۰
نیکسونِ مأیوس و خشمگین ویتنام شمالی را به ازسرگیری بمباران‌ها تهدید کرد. نمایندگان ویتنام شمالی این تهدیدها را نشنیده گرفتند و به سیاست تأخیری خود ادامه دادند.
دَریآ
۰
پس از ماجرای «تپه همبرگر» توهم کسب پیروزی‌های بزرگ نظامی ــ مانند پیروزی‌های آمریکا در جنگ جهانی دوم ــ در اذهان سربازان آمریکایی برای همیشه رنگ باخت.
دَریآ
۰
به این ترتیب، نبرد ویتنام به جنگی ناخواسته بدل شد که در آن کار عمده سربازان معمولی این بود که زنده بمانند و روزهای یک سال خدمت معمولشان را در صحنه نبرد سپری کنند.
دَریآ
۰
ما رهبری حرفه‌ای نداشتیم و سربازها می‌دانستند که در کشورشان چه می‌گذرد اعتراضات ضدجنگ. از آن‌ها نام‌نویسی می‌شد و سپس آن‌ها را به جنگی می‌فرستادند که مردم آمریکا هیچ حمایتی از آن نمی‌کردند. من آن‌ها را مقصر نمی‌دانم. اگر من یک سرباز ثبت‌نام شده بودم و می‌دانستم که دیگران در کشورم قسر در می‌روند و من نه، گمان نکنم که من هم مبارز چندان خوبی از آب درمی‌آمدم.
دَریآ
۰
هر هفته کشتی‌های عظیمی به ویتنام جنوبی می‌رسید و از وسایل خانه تا تانک و لوازم کشاورزی وارد کشور می‌کرد. هدف از ارسال این کالاها تقویت توان جنگی ویتنام جنوبی از طریق تحکیم اقتصاد کشور بود، اما چهل درصد از کالاهای ارسالی به ویتنام به سرقت می‌رفت و از بازار سیاه پررونق سر درمی‌آورد. بعضی از افسران چنان فاسد بودند که گاه تجهیزات نظامی‌ای را که قرار بود به ارتش ویتنام جنوبی برسد، به ویت کنگ‌ها می‌فروختند.
دَریآ
۰
بر سطح پُل نوع دیگری از رود جریان دارد، جریان گوشت و خون و استخوان انسان، جریانی از چهره‌های خسته و هراسیده و امیدهای برباد رفته و حس خسران و تباهی.
دَریآ
۰
گاه نیز تنها صدایی که به گوش می‌رسد، صدای لخ لخ همیشگی صندل‌ها یا حتی پاهای برهنه‌ای است که بر روی آسفالت خیس از آب باران خونین شده‌اند؛ این صدا و صدای همنوای گریه کودکان
دَریآ
۰
در داخل شهر، حدود سی هزار سرباز ویتنام جنوبی در انتظار بودند، اما فرماندهانشان آن‌ها را رها کرده و از راه هوا یا دریا به فکر فرار از کشور بودند.
دَریآ
۰
وقتی نخستین سربازان ویتنام شمالی را دیدیم ــ همان موجوداتی که حیواناتی وحشی می‌انگاشتیم و از آن‌ها می‌ترسیدیم ــ از مشاهده این صحنه مضحک که همه آن‌ها نوجوانند حیرت کردیم. همه بچه بودند. بعضی از ما برحسب غریزه به آن‌ها غذا تعارف کردیم، انگار که همه بچه‌ها و بستگانمان بودند، که البته بودند. فاتحان ما چون پسرکانی که از دیرباز آن‌ها را گم کرده بودیم وارد شهر شدند.