یکی از مادران ویتنامی در یادآوری تجارب دردآورش در قایق کوچک سوار بر اقیانوس میگوید: «نمیتوانستیم حرکت کنیم. پسر دو ماههام تب داشت و من نمیتوانستم به او شیر بدهم، چون پستانم شیر نداشت. پسرم مُرد. مجبور شدم بچهام را به آبهای اقیانوس بسپرم. آن روز هولناکترین روز زندگیام بود.»
رسول
از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲ جتهای ایالات متحده تقریباً هشت میلیون تُن بمب بر روی ویتنام ریختند، یعنی چهار برابر بمبهای به کار رفته در کل جنگ جهانی دوم.
رسول
بعضی از افسران چنان فاسد بودند که گاه تجهیزات نظامیای را که قرار بود به ارتش ویتنام جنوبی برسد، به ویت کنگها میفروختند.
رسول
تماشاگران بعد از ورود به سالن سینما مجبور بودند تا پایان فیلم در سالن بمانند و فیلم را، هرچقدر هم که بد بود، تا به آخر تماشا کنند، چون ترک سالن
رسول
میدانیدجنگافروزی ساده است، اما اداره یک کشور بسیار دشوار.
رسول
برای جوانان مُدگرای ویتنام، شیوه اطلاع رسانی در مورد ایدز شبیه تبلیغات سیاسی دولت بود و به همین دلیل عمدتاً مورد بیتوجهی آنها قرار میگرفت.
رسول