جملات زیبای کتاب چشم در برابر چشم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چشم در برابر چشم
off

کتاب چشم در برابر چشم

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
غلامحسین ساعدی
انتشارات: 
طاقچه
sachli
۸۳
کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Maryam Bagheri
۲۶
جلاد: صد در صد به همین علته قربان. و اما ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد. گاه با پریدن از خواب و گاه با پریدن توی آب. گاه با عطسه، گاه با سکسکه. گاه پیش از خستگی، گاه بعد از خستگی، و اون وقت که شروع شد، دیگه شروع شده. و پشت سرش، درد کمر و قولنج شکم، رودل و صفرای زیاد و بزاق فراوون، دودوی چشم‌ها و راست شدن پشم‌ها و آخر سر اختلال کامل حواس. و اما علاج همه‌ی این‌ها، درآوردن یه چشمه قربان. یه دونه چشم! حاکم: یه دونه چشم! جلاد: بله قربونت گردم. حاکم: چشم برای چی؟ جلاد: برای این‌که عدالت اجرا بشه.
N_ZAHEDI
۲۶
حاکم: پس چطور می‌شه که من بدخواب می‌شم؟ جلاد: خیلی علت‌ها ممکنه داشته باشه قربان. حاکم: مثلاً؟ جلاد: مثلاً... مثلاً ممکنه وجدانتون ناراحت باشه.
hojjat
۱۵
ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد. گاه با پریدن از خواب و گاه با پریدن توی آب. گاه با عطسه، گاه با سکسکه. گاه پیش از خستگی، گاه بعد از خستگی، و اون وقت که شروع شد، دیگه شروع شده. و پشت سرش، درد کمر و قولنج شکم، رودل و صفرای زیاد و بزاق فراوون، دودوی چشم‌ها و راست شدن پشم‌ها و آخر سر اختلال کامل حواس.
mamad
۹
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
شیرین
۶
عدالت اجرا شد! عدالت اجرا شد! عدالت حاکم عادل اجرا شد! ساکت می‌شوند و با احتیاط و تردید اطراف خود را نگاه می‌کنند، به عقب برمی‌گردند، پاهای حاکم آرام‌آرام ناپدید می‌شود و صدای خرناسه‌اش اوج می‌گیرد. همه با هم جلوتر می‌آیند و با احتیاط خم می‌شوند و از تماشاچیان می‌پرسند. ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
کاربر ۱۹۴۳۱۳۶
۳
ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Reza Javan
۲
جلاد: از کجا خبردارم؟ مگه بنده عامل و مجری عدالت نیستم؟ بالاخره حساب دستمه قربان. حاکم: اشتباه نمی‌کنی؟ جلاد: ابداً، ابداً قربان. بذارین براتون بگم، آخرین چشمی که درآوردیم چند روز پیش بوده؟ ها، سه روز پیش بوده. حاکم: پس به این علته که خوابم نبرده؟ جلاد: صد در صد به همین علته قربان؛
Narges
۲
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
فائزه قائمی
۲
ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد
فائزه قائمی
۲
من آرزو داشتم این چشم ناقابل را در راه حضرت حاکم از دست بدم، اما یک عفریتهٔ گدا مرا از چنین افتخاری محروم کرد.
فائزه قائمی
۲
اگه به خاطر یه میله باید چشم من در بیاد، سَقَط‌فروش سر کوچهٔ ما که چندین جعبه از این میله‌ها داره باید صدها چشم ازش در بیارین،
فائزه قائمی
۲
جناب میرشکار دمدمه‌های ظهر تنور شکم را از کباب تیهو انباشته و خواب غیلوله مفصلی کرده، و بعد از خواب بیدار شده، توی حمام مشت و مال مفصلی داده.
فائزه قائمی
۲
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
مسعود
۱
همه با هم جلوتر می‌آیند و با احتیاط خم می‌شوند و از تماشاچیان می‌پرسند. ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
فاطمه کدخدایی
۱
اکنون بروید و به صدای بلند تمام مردم شهر را خبر کنید که عدالت اجرا شد و حق‌داری به حق رسید!
همون کلاغه که به خونش نرسید.
۱
آهنگر: بله قربان، چشم راست میرشکار شما. حاکم: تو از کجا خبر داری که چشم راست میرشکار من، بی‌مصرفه و به درد نمی‌خوره؟ آهنگر: همه خبر دارن قربان، مگه ندیدید که جناب میرشکار موقع شکار، چشم راستش را می‌بندد و با چشم چپ نشانه می‌رود و ماشه را می‌چکاند؟
Kian
۱
جلاد: های جانمی‌ها، بازم یک مدال دیگه، یک افتخار دیگه!
yasamin
۱
قربان، قربان، آخه عدالت را چه کار به چشم من؟ یا اصلاً چه کار به خود من؟ یا چه کار به حرفه و کار و کاسبی من؟ خدا شاهده که من اصلاً با چیزهای خیلی خوب و خیلی عالی مثل نجابت و شجاعت و صداقت و ضیافت و عدالت سر و کاری ندارم.
yasamin
۱
حاکم: پس چطور می‌شه که من بدخواب می‌شم؟ جلاد: خیلی علت‌ها ممکنه داشته باشه قربان. حاکم: مثلاً؟ جلاد: مثلاً... مثلاً ممکنه وجدانتون ناراحت باشه. حاکم: چی؟ وجدان من ناراحت باشه؟ چطور ممکنه حیوون؟ جلاد: ممکن که نیس قربان، فقط احتمال داره.
مجید محزونی ریزی
۱
حاکم: پس گوشاتو وا کن و خوب بشنو! وقتی نوازنده به حضور ما رسید، هیچ نوع بگو مگو و بحث و جدلی با او نخواهیم داشت، هیچ نوع استدلال و برهانی را نخواهیم پذیرفت، و اصلاً ضروری نیست که هنرمند احمق ما لزوم چشم را برای حرفه و هنر خود واجب بداند و برای ما دلیل‌تراشی کند. بنابراین، تا به حضور ما رسید و شروع به هنرنمایی و نواختن نی کرد، بی‌هیچ گفت‌وگویی هر دو چشم او را از چشم‌خانه بیرون می‌کشی و هنر او را اعتلا می‌بخشی و در ضمن ما را هم راحت می‌کنی!
،،
۰
ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
والریا
۰
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Haniyeh
۰
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
maedeh
۰
حاکم: پس چطور می‌شه که من بدخواب می‌شم؟ جلاد: خیلی علت‌ها ممکنه داشته باشه قربان. حاکم: مثلاً؟ جلاد: مثلاً... مثلاً ممکنه وجدانتون ناراحت باشه.
maedeh
۰
ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Sahel
۰
صد در صد به همین علته قربان؛ و اما ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد. گاه با پریدن از خواب و گاه با پریدن توی آب. گاه با عطسه، گاه با سکسکه. گاه پیش از خستگی، گاه بعد از خستگی و اون وقت که شروع شد، دیگه شروع شده؛ و پشت سرش، درد کمر و قولنج شکم، رودل و صفرای زیاد و بزاق فراوون، دودوی چشم‌ها و راست شدن پشم‌ها و آخرسر اختلال کامل حواس؛ و اما علاج همهٔ این‌ها، درآوردن یه چشمه قربان. یه دونه چشم!
~book_love~
۰
از تماشاچیان می‌پرسند. ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Paniz Zarei
۰
چرا فدایت شوم؟ من تا امروز، با دوا و درمان، هزاران چشم معیوب را خوب خوب کرده‌ام و هیشکی در عوض یه چشم بهم پاداش نداده، حالا که یه همچو وضعی پیش اومده، می‌خواهین چشم منو در بیارین؟
Tina
۰
ممکن که نیس قربان، فقط احتمال داره.