آن مادیان سرخ‌یال

دانلود و خرید آن مادیان سرخ‌یال

۴٫۱ از ۱۴ نظر
۴٫۱ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود   آن مادیان سرخ‌یال  نوشته  محمود دولت‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
من شما را دوست دارم مولای من؛ و نمی‌دانم چرا دوست‌تان می‌دارم؟ تمام احوال شما، رفتار شما و کردار شما را دوست می‌دارم. هنگامی که شادمانید، شادمانم؛ و چون اندوهگین می‌شوید اشک در چشمان من موج برمی‌دارد که سرریز کند.
"یک رهگذر"
به من اجازه بدهید از خرگاه دور بشوم و در صحرا بگریم، با صدای بلند بگریم. از خاموش اشک ریختن به جان آمده‌ام مولای من؛ به جان از خاموش اشک ریختنم.
"یک رهگذر"
اگر انسان نتواند دوست بدارد، می‌میرد. می‌میرد.
"یک رهگذر"
شبِ تو امشب چه گران بر من می‌گذرد، چه سنگین و چه گران! بیدار ماندم، بیدار ماندم و بیدار
"یک رهگذر"
آیا گمان برده‌ای قلب من کبوتر دست‌آموزی‌ست اسیرسرپنجه‌های تو؟
"یک رهگذر"
انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می‌یابد؛ بلکه انسان در ناگفته‌هایش نهفته‌است که محرم‌ترین شخص، شاید از ناگفته‌هایش او را بشناسد. عاطفه آدمی رامی توان در مویرگ چشمان او هم بازیافت
"یک رهگذر"
کلمه، کلمه، کلمات... اگر در کلمات بگنجد که نخواگنجید و یقین بدان دارم که او فزون از کلمات است در اسارت کلمات و در اسارت شعر. نه؛
ghazl
و شعر زبان عشق آمد و خاکستر داده آن شد که بسوخت و بسوخت و بسوخت تا سرما، تا زمهریر
محسن سفیدگر
چنین آورده‌اند که اِمرءُالقیسِ کندی از دودمانِ آکل‌المرار، فرزند «حُجْر» و «تَملِک» سرانجام قرار گرفت در بطن خاک اَنقَره، بر دامنه کوه عسیب با شعله چشمانی که فرو نمردند در برابر مرگ.
sahara
چون هیچ فرزندی خونخواهی پدر را نپذیرفت، نامه را به جوان‌ترینشان قیس برسانید که «بر فرزندی‌ست خون من که از شنیدن خبر قتل من برنتابد، مویه نکند، نگرید و خاک بر سر نریزد!»
sahara