آن مادیان سرخ‌یال

دانلود و خرید آن مادیان سرخ‌یال

۴٫۱ از ۱۴ نظر
۴٫۱ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود   آن مادیان سرخ‌یال  نوشته  محمود دولت‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
من و تو هر دو غریبانیم؛ و گفته‌اند غریبان یگانه همدیگرند
آخرین دلخوشیم چشم ویرانگر توست💕🌺
من و تو هر دو غریبانیم؛ و گفته‌اند غریبان یگانه همدیگرند.
محسن
اما... دانم که انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می‌یابد؛ بلکه انسان در ناگفته‌هایش نهفته‌است که محرم‌ترین شخص، شاید از ناگفته‌هایش او را بشناسد.
Nafiseh R
و شعر زبان عشق آمد
خاتون
پس ای مردمان! هیچ‌یک از شمایان، به گفتارها و آموزه‌های دروغ گوش فرامدهید، که دروغگویان و دروغزنان خانه و دیه و شهر و کشور را ـ حتی ـ بهویرانی و تباهی می‌کشانند. پس با افزار پاکی و راستی ایستادگی کنید برابر ایشان!
Nafiseh R
شب بود و تو دیدی؟ درست است، شب بود برای تو و برای دیگران، امّا... نه برای من! که در نگاه چشمان من هودَج روشن بود چنانچه انگار ماه در آن نشسته است.
خاتون
کلمه، کلمه، کلمات... اگر در کلمات بگنجد که نخواگنجید و یقین بدان دارم که او فزون از کلمات است در اسارت کلمات و در اسارت شعر. نه؛
ghazl
و شعر زبان عشق آمد و خاکستر داده آن شد که بسوخت و بسوخت و بسوخت تا سرما، تا زمهریر
محسن
چنین آورده‌اند که اِمرءُالقیسِ کندی از دودمانِ آکل‌المرار، فرزند «حُجْر» و «تَملِک» سرانجام قرار گرفت در بطن خاک اَنقَره، بر دامنه کوه عسیب با شعله چشمانی که فرو نمردند در برابر مرگ.
sahara
چون هیچ فرزندی خونخواهی پدر را نپذیرفت، نامه را به جوان‌ترینشان قیس برسانید که «بر فرزندی‌ست خون من که از شنیدن خبر قتل من برنتابد، مویه نکند، نگرید و خاک بر سر نریزد!»
sahara
صفحه قبل۱۲صفحه بعد