دانشمندی که در اصل تنها کتابها را «زیر و رو میکند» (زبانشناسی که به طور متوسط با حدود ۲۰۰ کتاب چنین میکند) ، ابتدا توانایی اندیشیدن خود را از دست میدهد و اگر به این زیر و رو کردن نپردازد، نمیتواند بیندیشد. او آن هنگام که میاندیشد به انگیزهای (اندیشهای در متنِ خوانده شده) پاسخ میدهد و صرفاً کار او واکنش است. دانشمند تمامی نیروی خود را صرف تأیید یا رد، نقد اندیشههای دیگران میکند و خود دیگر نمیاندیشد... غریزهی دفاع از خود در او سست شده است. در غیر این صورت به دفاع از خویش در مقابله با کتابها میپرداخت.