جملات زیبا از متن کتاب بیچارگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیچارگان
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب بیچارگان

۳.۵(از ۱۱۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه

۱۳۱,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۵۲,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ناگاه دلم می‌گیرد. با خودم فکر می‌کنم چه بر سر زندگی من خواهد آمد، سرنوشتم چه خواهد شد. سخت است که نه آینده‌ای دارم، نه به چیزی دلم قرص است. حتی نمی‌توانم پیش‌بینی کنم چه بر من خواهد رفت. به پشت‌سرم هم می‌ترسم نگاه کنم، گذشته چنان از اندوه دمادم است که عقبِ یک خاطره رفتن قلبم را تکه‌تکه می‌کند. قرنی نیاز است برای گریستنِ من از دست آدم‌های بدی که نابودم کردند!
mahnooshghbi
۹۵
گاهی پیش می‌آید که زندگی می‌کنی و نمی‌دانی که در یک‌قدمی‌ات کتابی هست که تمام زندگی تو موبه‌مو در آن آمده است.
ساغر
۶۶
من بیش‌ازاندازه رؤیاپرداز بودم و این نجاتم می‌داد.
.
۶۱
من سرم درد می‌کند، کمرم هم درد می‌کند و افکارم هم جور غریبی شده‌اند، گویی آن‌ها هم درد می‌کنند؛ امروز غمگینم، وارنکا!
ساغر
۵۲
قرنی نیاز است برای گریستنِ من از دست آدم‌های بدی که نابودم کردند!
*sunnǭ
۴۵
در بهترین دقیقه‌ها هم همیشه چیزی غمگینم می‌کند.
Melika.R
۴۴
می‌دانید دلبند من، نداشتنِ پول چای به‌غایت شرم‌آور است.
ساغر
۲۵
قرنی نیاز است برای گریستنِ من
.
۲۳
گاهی پیش می‌آید که زندگی می‌کنی و نمی‌دانی که در یک‌قدمی‌ات کتابی هست که تمام زندگی تو موبه‌مو در آن آمده است.
کاربر ۲۵۱۱۹۰۴
۱۹
برای این‌که دیروز چندان غمگین بودم از دستم عصبانی نشوید؛ حالم خیلی خوب بود، سبک‌بال بودم، اما در بهترین دقیقه‌ها هم همیشه چیزی غمگینم می‌کند.
زهرآ
۱۸
گاهی دقایقی را تجربه می‌کنم که خوشحالم از تنها بودن، تنها بودن و غصه خوردن، تنها بودن و اندوهگین بودن بی‌هیچ شریکی و چنین دقایقی دارند بیش‌تر و بیش‌تر به سراغم می‌آیند.
ثمین
۱۵
همیشهٔ خدا فقط با منطق حرف می‌زنید و خب من که مطمئنم در قلب‌تان همه‌چیز چندان هم منطقی نیست.
.
۱۲
بدبختی بیماری مسری است. بدبخت‌ها و بیچاره‌ها باید از هم دور بمانند تا بیش از این نابود نشوند.
asra.
۱۲
در قلب من عزیزکم، فقط و فقط رنج است و بس.
Zahra
۱۱
به قولی آهسته بروی، آهسته بیایی که گربه شاخت نزند و آب توی دل دیگران تکان نخورد و خداترس و بی‌آزار باشی و بگویی حتماً کسی هم کاری به کار من ندارد! هیچ این‌طور نیست، می‌آیند تا به لانه‌ات سرک بکشند و فضولی‌ات را بکنند
amir7u
۱۰
خاطرات، خواه شیرین و خواه تلخ، همیشه عذاب‌آورند؛
۱۰۱۲۰۲
۱۰
از این‌که به هر رویداد ساده‌ای معنا و ارزش خاصی ببخشم لذت می‌بردم. زندگی‌ام سرشار بود. خوشبختی و آرامش داشتم؛ یک خوشبختیِ آرام.
سیدآرمین عقیلی
۱۰
دلیل ندارد آدم خودش را ناچیز فرض کند و از اهن‌وتُلُپ کسی وحشت کند!
Shindokht
۹
من بیش‌ازاندازه رؤیاپرداز بودم و این نجاتم می‌داد.
MuhammadhasanJabbarian
۹
پاکروفسکی روحیهٔ حساسی داشت، مرتب عصبانی می‌شد، با هر چیز کوچکی از کوره درمی‌رفت و سر ما فریاد می‌کشید، از ما شکایت می‌کرد و بیش‌تر وقت‌ها بدون این‌که درس را تمام کند با عصبانیت به اتاقش برمی‌گشت. در اتاقش تمام روز را پای کتاب می‌گذراند. کتاب‌های زیادی داشت و همگی گران و کم‌یاب بودند. او جای دیگری هم درس می‌داد و پولی بابتش می‌گرفت. گاهی که پولی دستش می‌رسید بی‌معطلی بیرون می‌زد و برای خودش کتاب می‌خرید. القصه، با گذشت زمان بود که او را بیش‌تر شناختم. مهربان‌ترین و شایسته‌ترین و بهترین آدمی بود که دیده بودم.
نگاه
۸
احترام من به خودم برایم عزیزتر از هر چیزی است.
Shindokht
۸
حتی اگر چیزهای بدی بود که آن زمان خاطرم را می‌آشفت، حالا که خاطراتی بیش‌تر نیستند، بدی‌های‌شان زدوده شده و از آن‌ها تصاویری زیبا در ذهنم نقش بسته.
*sunnǭ
۸
برای بیخودی خندیدن زیاده پیر شده‌ام عزیزم،
Sajedeh
۸
عطر بهاری کدام است وقتی معلوم نیست در حیاط ما زیر پنجره چه اتفاق‌ها که نمی‌افتد!
*sunnǭ
۷
همیشه این‌طور است که وقتی همه‌چیز غمگین‌تر می‌شود، آسمان و ابرهایش اخم‌آلود می‌شوند
MuhammadhasanJabbarian
۷
من سرم درد می‌کند، کمرم هم درد می‌کند و افکارم هم جور غریبی شده‌اند، گویی آن‌ها هم درد می‌کنند؛ امروز غمگینم، وارنکا!
I.F
۶
اما قلب من قلب برّه است
.
۶
می‌دانم، می‌دانم عزیزکم که خوب نیست این‌طور فکر کردن، کفر است. اما حقیقتاً می‌گویم، چرا برای بعضی وقتی هنوز در زهدانِ مادرند همای سعادت چهچهه می‌زند اما دیگری در یتیم‌خانه پا به هستی می‌گذارد؟ و همیشهٔ خدا هم «انگور خوب نصیب شغال می‌شود.» تقدیر به یکی می‌گوید «تو شغال باش، کیسهٔ پدربزرگت را چپو کن.» بریز، بپاش، عیاشی کن. همین تقدیر به من که می‌رسد، می‌گوید «تو که نمی‌دانم کی هستی، فقط دور دهانت را لیس بزن که به همین درد می‌خوری.»
Fahime Bdgh
۶
برای چه این‌طور شد؟ آن درخشش خورشید و آن آسمان روشن چه بر سر آن‌ها آمد؟
Sajedeh
۶
نه! بی‌پولی مرا نمی‌کُشد، این نگرانی‌های زندگی، این پچ‌پچ‌ها و حرف‌های درگوشی، خنده‌ها و متلک‌هاست که مرا می‌کُشد.
ثمین
۶