جملات زیبای کتاب بی بی پیک | طاقچه
تصویر جلد کتاب بی بی پیک

بریده‌هایی از کتاب بی بی پیک

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۵از ۲۲ رأی
۳٫۵
(۲۲)
آنا فیودورونا خصلت‌های حیرت‌انگیز مادرش را می‌شناخت: او همیشه هم‌زمان به چند چیز با هم فکر می‌کرد انگار که از چند نخ یک رشته می‌بافت.
Galadriel
لذت تمام عمرش این بود که دلش چیزی بخواهد و به دستش بیاورد. بدبختی واقعی‌اش هم این بود که میل و آرزو در او تمام شود و از مرگ هم فقط برای این می‌ترسید که به معنای پایان همهٔ میل و هوس‌ها بود.
Sajedeh
مادر و دختر بی‌حدومرز یکدیگر را دوست داشتند اما خودِ همین عشق سدّ راه نزدیکی و صمیمیت‌شان بود: بدجور می‌ترسیدند باعث دلخوری همدیگر شوند.
Sajedeh
یک چیزهایی هستند که خیلی بیش‌تر از خودِ کار آدم راخسته می‌کنند.
پویا پانا
اما بعد از این مکالمه اثری ناخوشایند در او باقی ماند. به نظر می‌آمد کاتیا به زبان بی‌زبانی به او فهمانده است که دارد اشتباه زندگی می‌کند. چیزی که تا قبل از این متوجهش نشده بود.
Sajedeh
یک چیزهایی هستند که خیلی بیش‌تر از خودِ کار آدم راخسته می‌کنند.
Sajedeh
لذت تمام عمرش این بود که دلش چیزی بخواهد و به دستش بیاورد. بدبختی واقعی‌اش هم این بود که میل و آرزو در او تمام شود و از مرگ هم فقط برای این می‌ترسید که به معنای پایان همهٔ میل و هوس‌ها بود.
پویا پانا
وقتی در زندگی‌شان اتفاق مهمی می‌افتاد، فقط در مقایسه با مواقع عادی، تنگ‌تر و طولانی‌تر در آغوش یکدیگر به هم می‌چسبیدند و در سکوت روبه‌روی فنجان‌های خالی در آشپزخانه می‌نشستند بی‌آن‌که کلامی بین‌شان ردوبدل شود.
Zahra
از همان جنس نفیس و اعلایی که تقریباً بلافاصله ارزش‌های مادی را تبدیل به ارزش‌های معنوی می‌کرد.
Zahra

حجم

۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

حجم

۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

قیمت:
۵۷,۰۰۰
۲۸,۵۰۰
۵۰%
تومان