ذهنی که مدام در آرزو و جستجوی تجربیات وسیعتر و عمیقتر است، یک ذهن سطحی و محدود است، زیرا همیشه با خاطرات و دانستههای قبلی خود زندگی میکند؛ و آنچه در حیطهٔ خاطرات و دانستههاست، هرگز چیزی نو نیست. ذهنی که در سکوت است و حرکت خود را از سکوت آغاز میکند، ذهن تجربهکننده نیست.
امید اسماعیلی
بسیاری از ما همیشه در آرزو و جستجوی نوعی تجربهایم؛ خواه تجربهٔ رفتن به ماه باشد، تجربهٔ بینش بهوسیلهٔ مواد مخدر و گسترندهٔ ذهن باشد، تجربهٔ رازهای عارفانه باشد؛ یا حتی تجربهٔ جنسی، تجربهٔ ثروت، قدرت، موقعیت اجتماعی، سلطه و انواع تجربیات دیگر. و این جستجوها بدان جهت است که ما از درون تهی، سطحی و بیمایهایم؛ فاقد غنای روانی هستیم و فکر میکنیم بدون انواع تجربیات، ذهنمان یک ذهن کرخت، تیره، نادان، سنگین و کاسد و کاهل خواهد بود. به این دلیل است که مدام کتاب پشت کتاب میخوانیم، از این موزه به آن موزه میرویم، به کنسرت و تماشای فوتبال میرویم، در انواع مراسم شرکت میکنیم و مدام در جستجوی نوعی تجربه هستیم،
امید اسماعیلی
ما همهچیز را در شکل «من» و «جز من» میبینیم بهعبارتدیگر، بین مشاهدهکننده و مشاهدهشونده جدایی وجود دارد. و آیا تا وقتی این جدایی وجود دارد، وجود خشم و تضاد نیز امری حتمی نخواهد بود؟
امید اسماعیلی
من یک ایدئولوژی دارم کاتولیک، کمونیست، یا هرچیز دیگر. اکنون، میکوشم تا اعمال و رفتارم را با آن ایدئولوژی انطباق بدهم؛ سعی میکنم عمل و ایدئولوژی را به یکدیگر نزدیک گردانم. در این تلاش و کوشش تناقض و ناهماهنگی نهفته است؛ و تناقض یعنی تضاد. ماهیت خشونت یا تناقض یک چیز است در من هم خشونت و تندخویی وجود دارد و هم احساسی از رأفت و ملایمت. این یعنی تناقض؛ و تناقض کمک به تشدید خشونت میکند.
امید اسماعیلی