جملات زیبای کتاب من، پیش از تو | طاقچه
تصویر جلد کتاب من، پیش از تو

کتاب من، پیش از تو

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۵۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جوجو مویز، مریم مفتاحی
انتشارات: 
نشر آموت
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ali Ebrahimi
۱۴۳
وقتی وارد دنیای جدیدت شوی، اولش کمی احساس ناراحتی خواهی کرد. آدم‌ها وقتی از منطقه‌ی امن خودشان بیرون می‌آیند، همیشه احساس سردرگمی می‌کنند.
کاژه
۸۸
به تو نمی‌گویم از ساختمان چندطبقه بپر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این‌جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به خرج بده. تلاش خودت را بکن. یک‌جا ننشین.
نارسیس
۶۴
ـ کلارک، گاهی تو تنها انگیزه‌ای هستی که صبح به امیدش چشم باز می‌کنم.
جَوَنده‌ی‌کتاب👒
۴۳
اصلاً نمی‌دانستم که موسیقی می‌تواند قفل وجود آدم را باز کند، آدم را به جایی ببرد که حتی آهنگسازش هم انتظارش را ندارد.
Ali Ebrahimi
۳۶
وقتی وارد دنیای جدیدت شوی، اولش کمی احساس ناراحتی خواهی کرد. آدم‌ها وقتی از منطقه‌ی امن خودشان بیرون می‌آیند، همیشه احساس سردرگمی می‌کنند.
جَوَنده‌ی‌کتاب👒
۳۴
خانواده‌ی ما ادعا می‌کرد با یک لیوان چای می‌تواند همه‌چیز را بین خود حل‌وفصل کند.
arezo
۱۹
موضوع این است که من حس می‌کنم می‌تواند زندگی خوبی باشد. حس می‌کنم در کنار تو شاید واقعا زندگی خیلی خوبی باشد. ولی سبک زندگی من نیست. من مثل این‌هایی که تو با آن‌ها صحبت کردی نیستم. این‌جور زندگی را نمی‌خواهم. ذره‌ای به زندگی مطلوبم شبیه نیست.
dianaz
۱۶
گاهی اوقات ـ وقتی زندگی زناشویی‌ام یک‌جورایی بیش از انتظارم به همزیستی تبدیل شد ـ باغچه‌ی خانه پناهگاه من شد، اوقاتی که مملو از شادی بود.
جَوَنده‌ی‌کتاب👒
۱۴
وقتی ناخواسته به یک زندگی کاملاً جدید رانده می‌شوی ـ یا بهتر است بگوییم به زور به زندگی فرد دیگری تحمیل می‌شوی و تماشاچی لحظات زندگی‌اش می‌شوی ـ کارت به جایی می‌کشد که با خودت فکر کنی واقعا چه کسی هستی. یا از نظر دیگران چه‌جور آدمی هستی.
feri
۱۲
لیسا سلیقه‌ی خوبی داشت، وسایل، لباس، دکوراسیون. هر چیزی را می‌توانست خوشگل و زیبا کند. جلوی خودم را گرفتم تا نگویم هر کسی کیف پولی به عمق معدن الماس داشته باشد، می‌تواند هر چیزی را خوشگل و زیبا کند.
جَوَنده‌ی‌کتاب👒
۸
ـ پاریس. بیرون کافه‌ای توی لو ماره می‌نشستم و قهوه می‌خوردم با کروسان گرم و کره بدون نمک و مربای توت‌فرنگی. ـ لو ماره؟ ـ ناحیه‌ی کوچکی در قلب پاریس. پر از خیابان‌های سنگ‌فرش‌شده و آپارتمان‌های تنگ هم، مردهای شوخ‌وشنگ و یهودیان ارتودوکس و زن‌های پیری که روزی شبیه برژیت‌باردو بودند. تنها جایی هست که می‌شود ماند.
arezo
۷
موضوع این است که من حس می‌کنم می‌تواند زندگی خوبی باشد. حس می‌کنم در کنار تو شاید واقعا زندگی خیلی خوبی باشد. ولی سبک زندگی من نیست. من مثل این‌هایی که تو با آن‌ها صحبت کردی نیستم. این‌جور زندگی را نمی‌خواهم. ذره‌ای به زندگی مطلوبم شبیه نیست.
مهرانه محمدزاده
۱
خودت را از هر چیزی محروم می‌کنی فقط با این فکر که اهلش نیستی.
یک پری کتاب‌خوان
۱
توماس گفت: ـ تخم‌سگ. بابا گفت: ـ نچ.