
hazratsaadi
۰
سیمین بهبهانی (ردیف اول): «ابداً… اگر آنها مجوز بدهند، خب هر وقت میل مبارکشان کشید، همان مجوز را باطل و ما را به این بهانه متفرق میکنند؛ هنوز تنورشان گرم نشده، دقت بفرمایید!»
hazratsaadi
۰
همهچیز تخیل است، تخیل برتر! تخیلِ برتری که فرمان میدهد: در مقام موعود، دیگر شعر در اختیار تو نیست، بلکه تو در تصرف شعر… به شهود میرسی. نقشهٔ راهِ «شعر امروز» همین است.
hazratsaadi
۰
«شعرت از گلوله مؤثرتر است. مملکت بیشتر به شاعر نیاز دارد تا شورشی.»
hazratsaadi
۰
مرد، ضمن دور شدن، کیف پول نیما را میکاود. چیزی ندارد، خالی است. مرد کیف را به نهر رها میکند: «چرا همهٔ شاعرها… حرام از یک پاپاسی!»
hazratsaadi
۰
«آه ای آدمی، ای بیچاره! بزرگی که فقیر، بزرگی که ذلیل میشود… حقیقتاً!»
hazratsaadi
۰
نیما (ادامه میدهد): «من از اساس، از بیس و بنیان به ذکر تاریخ و روند زمان و ترتیب و تقویم اعتقادی ندارم. تاریخ اتفاقی دوار است، ظرف حوادث است، اما در کار شعر، پدیدهٔ پندار است. شعر ناب از عرض زمان عبور میکند. ممکن است گردبادِ مهیب پیر شود، اما تورنادو به راه خود ادامه میدهد. تاریخ یک خط راست نیست که بدون نقطهٔ عطفِ دراماتیک کش داده شود. تاریخ یعنی من، یعنی این سید، یعنی شما. شعر نو با نظر به چنین تعبیری از حیات انسانی خلق میشود.»
hazratsaadi
۰
نیما (ادامه میدهد): «همین الآن، همین پاریس پُرادعا و نابغهپرور رفته سمت افراط در تولید ایماژ، شاعرانشان. مهمترین عنصر زیباییشناسیک البته تصویر است. مثلاً شعر همین سیدالشعرا (اشاره به شهریار) هم در سیاق سنت و هم در اسلوب و تیپِ نو رودست ندارد.