
بریدههایی از کتاب سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
۳٫۴
(۱۵)
در دروازهی مرگ زندگی میکرد. مکانی تنگ در حاشیهی ورطهای تاریک برای زندگی درست کرده بود. نقطهای بسیار خطرناک، لب پرتگاه تلوتلو میخورد، طوری که اگر در خواب غلت میزد، به عمق پوچی سقوط میکرد. بااینحال نمیترسید. تنها چیزی که به آن فکر میکرد این بود که ویران شدن چهقدر راحت است.
آذیــن؛
«منظورم این است که اگر ورزشکار باشی باید یاد بگیری چهطور بازندهی خوبی باشی.
koreame mo
لمل دو پی. به زبان فرانسه است. معمولاً دلتنگی یا مالیخولیا ترجمه میشود. اگر خوشبینانه نگاه کنی، چیزی شبیه ناراحتی بیدلیل است که با دیدن منظرهای طبیعی در دل کسی ایجاد میشود.
Saba
. هیچوقت کسی را ندیده بود که احساس کند میخواهد بهتر بشناسدش
hasti5
آن موقع متقاعد شده بود که اگر صرفاً به چیزی که در درونش میگذرد متمرکز شود، در نهایت قلبش از آهنگ میافتد. که اگر دایم احساساتش را، مثل ذرهبینی که روی کاغذ گرفته شده و آن را آتش میزند، روی نقطهای خاص متمرکز کند، قلبش دچار آسیب بزرگی خواهد شد. اما ماهها گذشت، و برخلاف پیشبینیهایش، قلبش نایستاد. اینطور که پیدا بود، قلب به این سادگیها از کار نمیافتاد.
آذیــن؛
بعضی حرفها را فقط باید رودررو زد.
hasti5
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخورد. هیچ سکوتی بدون فریاد اندوه وجود ندارد، هیچ بخششی بدون خونریزی، هیچ پذیرفتنی بدون مسیری میان فقدان شدید. این چیزی است که در بن هماهنگی واقعی نهفته است.
نگاه
که اگر دایم احساساتش را، مثل ذرهبینی که روی کاغذ گرفته شده و آن را آتش میزند، روی نقطهای خاص متمرکز کند، قلبش دچار آسیب بزرگی خواهد شد
کاربر ۹۱۰۵۰۰۶
«دنیا به این آسانی زیرورو نمیشود. مردمش هستند که زیرورو شدهاند.»
koreame mo
ما نجات پیدا کردیم. تو و من. و کسانی که نجات پیدا میکنند وظیفهای دارند. وظیفهی ما این است که نهایت سعیمان را بکنیم تا زنده بمانیم. حتا اگر زندگیهایمان کامل نباشد.
koreame mo
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخورد. هیچ سکوتی بدون فریاد اندوه وجود ندارد، هیچ بخششی بدون خونریزی، هیچ پذیرفتنی بدون مسیری میان فقدان شدید. این چیزی است که در بن هماهنگی واقعی نهفته است
مریم قاسم پور
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخورد. هیچ سکوتی بدون فریاد اندوه وجود ندارد، هیچ بخششی بدون خونریزی، هیچ پذیرفتنی بدون مسیری میان فقدان شدید. این چیزی است که در بن هماهنگی واقعی نهفته است.
نگاه
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخورد. هیچ سکوتی بدون فریاد اندوه وجود ندارد، هیچ بخششی بدون خونریزی، هیچ پذیرفتنی بدون مسیری میان فقدان شدید. این چیزی است که در بن هماهنگی واقعی نهفته است.
نگاه
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخورد. هیچ سکوتی بدون فریاد اندوه وجود ندارد، هیچ بخششی بدون خونریزی، هیچ پذیرفتنی بدون مسیری میان فقدان شدید. این چیزی است که در بن هماهنگی واقعی نهفته است.
نگاه
قلبها فقط به وسیلهی ریتم بههم وصل نمیشوند. بلکه در عوض با زخمهاشان است که باهم ارتباط پیدا میکنند. درد با درد و شکنندگی با شکنندگی پیوند میخو
کاربر ۹۱۰۵۰۰۶
«ایدهها مثل ریش هستند. مردها تا وقتی بزرگ نشوند آن را ندارند. یکی این را گفته بود اما یادم نمیآید کی.»
مرد جوان گفت: «ولتر» چانهاش را مالید و لبخند دوستانه و بیریایی زد. «البته ولتر احتمالاً دربارهی من اشتباه کرده. من تقریباً اصلاً ریش ندارم اما از بچگی عاشق فکر کردن بودم.»
koreame mo
میتوانی روی خاطرهات سرپوش بگذاری، اما نمیتوانی تاریخ را پنهان کنی
koreame mo
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه
حجم
۲۵۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه
قیمت:
۵,۰۰۰
تومان