
فائزه اسماعیلی
۲۹
من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
Autumn
۱۲
دیگر مورد اعتمادتر از من چه کسی را پیدا خواهند کرد؟! انسانی که با اعمالی مطلقاً کثیف آغاز میکند و پیشنهاد میکند که تا پایان هم یک هیولا باقی بماند.
ᶜʳᶻ
۱۰
من خودم از همان ابتدا اقرار خواهم کرد که در زمستان ۱۸۵۰، پدر بزرگم را، که مبتلا به رماتیسم بود، در بالای درختی شکار کردم. میدانید پدر بزرگ دیگر پیر شده بود و نمیتوانست از درخت بالا برود، اما من با خشونتی حیوانی، که صفت اصلی من است، او را با همان لباسخوابی که به تن داشت بهزور تفنگ از خانه بیرون انداختم و وادارش کردم که از درخت اَفرا بالا برود و سراسر شب را در آنجا بماند. بعد هم پاهایش را به گلوله بستم. راستش همهی این کارها برای آن بود که از شرِّ خروپفهایش خلاص شوم. من اگر باز هم پدر بزرگ داشته باشم، با او همین کار را خواهم کرد.
ᶜʳᶻ
۹
این شایعه حقیقت دارد که من زنعموی مردهام را، در زیر درخت تاک، خودم دفن کردم. درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم.
هانا F
۶
این شایعه حقیقت دارد که من زنعموی مردهام را، در زیر درخت تاک، خودم دفن کردم. درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم. آیا برای همین یک کار من واقعاً شایستهی ریاست جمهوری نیستم؟
طاغی
۵
راستش من از آدمهای فقیر هیچ خوشم نمیآید. من به این موضوع اعتقاد دارم که آدمهای بیچیز، باتوجه به وضعیت کنونیشان، موجودات بیمصرفی هستند. این جور آدمها، بهصورت قطعه قطعهشده و کنسرو شده، شاید به درد چاقشدن بومیهای آدمخوار جزایر دورافتاده بخورند. در این صورت، میتوانند تجارت خارجی ما را با این مناطق رونق ببخشند. در اولین جلسه، من قانونی را در همین باره پیشنهاد خواهم کرد. شعار محوری من این خواهد بود: «کارگران فقیر را خشک کنید و از آنها کالباس بسازید!»
_SOMEONE_
۵
میدانید پدر بزرگ دیگر پیر شده بود و نمیتوانست از درخت بالا برود، اما من با خشونتی حیوانی، که صفت اصلی من است، او را با همان لباسخوابی که به تن داشت بهزور تفنگ از خانه بیرون انداختم و وادارش کردم که از درخت اَفرا بالا برود و سراسر شب را در آنجا بماند. بعد هم پاهایش را به گلوله بستم. راستش همهی این کارها برای آن بود که از شرِّ خروپفهایش خلاص شوم.
y_d.h
۴
من خودم را توصیه میکنم. دیگر مورد اعتمادتر از من چه کسی را پیدا خواهند کرد؟! انسانی که با اعمالی مطلقاً کثیف آغاز میکند و پیشنهاد میکند که تا پایان هم یک هیولا باقی بماند.
Autumn
۴
این شایعه حقیقت دارد که من زنعموی مردهام را، در زیر درخت تاک، خودم دفن کردم. درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم. آیا برای همین یک کار من واقعاً شایستهی ریاست جمهوری نیستم؟
بلاتریکس لسترنج
۴
شعار محوری من این خواهد بود: «کارگران فقیر را خشک کنید و از آنها کالباس بسازید!»
هانا F
۳
من خودم از همان ابتدا اقرار خواهم کرد که در زمستان ۱۸۵۰، پدر بزرگم را، که مبتلا به رماتیسم بود، در بالای درختی شکار کردم. میدانید پدر بزرگ دیگر پیر شده بود و نمیتوانست از درخت بالا برود، اما من با خشونتی حیوانی، که صفت اصلی من است، او را با همان لباسخوابی که به تن داشت بهزور تفنگ از خانه بیرون انداختم و وادارش کردم که از درخت اَفرا بالا برود و سراسر شب را در آنجا بماند. بعد هم پاهایش را به گلوله بستم. راستش همهی این کارها برای آن بود که از شرِّ خروپفهایش خلاص شوم.
lover book
۳
این شایعه حقیقت دارد که من زنعموی مردهام را، در زیر درخت تاک، خودم دفن کردم. درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم.
کتابخوان🤓
۳
اگر کشورم مرا انتخاب نکند، من قهر نخواهم کرد و به هیچ کشور دیگر هم نخواهم رفت. اما من خودم را توصیه میکنم. دیگر مورد اعتمادتر از من چه کسی را پیدا خواهند کرد؟! انسانی که با اعمالی مطلقاً کثیف آغاز میکند و پیشنهاد میکند که تا پایان هم یک هیولا باقی بماند.
_SOMEONE_
۳
این شایعه حقیقت دارد که من زنعموی مردهام را، در زیر درخت تاک، خودم دفن کردم. درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم.
طاغی
۲
من ایدههای مالی درخشانی هم دارم، اما شاید پیش حامیانِ تورم زیاد مهم جلوه نکند و چیزی بر محبوبیّت عمومی من نیفزاید. اما من اصرار دارم که باید به نوعی برتر بود. و این برتری ربطی به داشتن اسکناس و سکه ندارد. اصل پایهای و راهنمای عمل من در زندگی این است: «هر وقت توانستی، بردار!»
کتابخوان🤓
۲
در اولین جلسه، من قانونی را در همین باره پیشنهاد خواهم کرد. شعار محوری من این خواهد بود: «کارگران فقیر را خشک کنید و از آنها کالباس بسازید!
کتابخوان🤓
۲
راستش من از آدمهای فقیر هیچ خوشم نمیآید. من به این موضوع اعتقاد دارم که آدمهای بیچیز، باتوجه به وضعیت کنونیشان، موجودات بیمصرفی هستند. این جور آدمها، بهصورت قطعه قطعهشده و کنسرو شده، شاید به درد چاقشدن بومیهای آدمخوار جزایر دورافتاده بخورند
Fatemeh Afsharmanesh
۲
البته این را هم باید در نظر داشت که من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
ارغوان صادق
۲
من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
Mahdiyeh
۱
مورد اعتمادتر از من چه کسی را پیدا خواهند کرد؟! انسانی که با اعمالی مطلقاً کثیف آغاز میکند و پیشنهاد میکند که تا پایان هم یک هیولا باقی بماند.
Paniz
۱
من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
Paniz
۱
میخواهم خودم را به کشورم معرفی کنم. اگر کشورم مرا انتخاب نکند، من قهر نخواهم کرد و به هیچ کشور دیگر هم نخواهم رفت. اما من خودم را توصیه میکنم. دیگر مورد اعتمادتر از من چه کسی را پیدا خواهند کرد؟! انسانی که با اعمالی مطلقاً کثیف آغاز میکند و پیشنهاد میکند که تا پایان هم یک هیولا باقی بماند.
جواد
۰
راستش من از آدمهای فقیر هیچ خوشم نمیآید. من به این موضوع اعتقاد دارم که آدمهای بیچیز، باتوجه به وضعیت کنونیشان، موجودات بیمصرفی هستند. این جور آدمها، بهصورت قطعه قطعهشده و کنسرو شده، شاید به درد چاقشدن بومیهای آدمخوار جزایر دورافتاده بخورند. در این صورت، میتوانند تجارت خارجی ما را با این مناطق رونق ببخشند. در اولین جلسه، من قانونی را در همین باره پیشنهاد خواهم کرد. شعار محوری من این خواهد بود: «کارگران فقیر را خشک کنید و از آنها کالباس بسازید!»
Arman Rezaei
۰
من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
nikooo
۰
من باید باز هم اعتراف دیگری بکنم. راستش من از آدمهای فقیر هیچ خوشم نمیآید. من به این موضوع اعتقاد دارم که آدمهای بیچیز، باتوجه به وضعیت کنونیشان، موجودات بیمصرفی هستند. این جور آدمها، بهصورت قطعه قطعهشده و کنسرو شده، شاید به درد چاقشدن بومیهای آدمخوار جزایر دورافتاده بخورند. در این صورت، میتوانند تجارت خارجی ما را با این مناطق رونق ببخشند. در اولین جلسه، من قانونی را در همین باره پیشنهاد خواهم کرد. شعار محوری من این خواهد بود: «کارگران فقیر را خشک کنید و از آنها کالباس بسازید!»
الهام حمیدی
۰
من ایدههای مالی درخشانی هم دارم، اما شاید پیش حامیانِ تورم زیاد مهم جلوه نکند و چیزی بر محبوبیّت عمومی من نیفزاید. اما من اصرار دارم که باید به نوعی برتر بود. و این برتری ربطی به داشتن اسکناس و سکه ندارد. اصل پایهای و راهنمای عمل من در زندگی این است: «هر وقت توانستی، بردار!»
Tina
۰
من از ته دل آرزو میکردم که کسانی باشند که بتوانند سرزمین مادری مرا را نجات دهند، اما ترجیح میدادم که این «کسان» آدمهای دیگری باشند نه من.
Tina
۰
اصل پایهای و راهنمای عمل من در زندگی این است: «هر وقت توانستی، بردار!»
Mahdiyeh
۰
اصل پایهای و راهنمای عمل من در زندگی این است: «هر وقت توانستی، بردار!»
Ali haji
۰
درخت تاک به کود احتیاج داشت. زنعموی من هم لازم بود که به گور سپرده شود و من او را در راه این هدف عالی تقدیم کردم. آیا برای همین یک کار من واقعاً شایستهی ریاست جمهوری نیستم؟