«من غرق خواهم شد، در حالی که مانند پس مانده از خود، دو یا سه استعاره به جای خواهم گذاشت»
kimia
انسانها کمابیش در پشت نامههایشان پنهان میشوند
kimia
البته که یک نامه، چیزی به اندازهی کافی پوچ است. منظورم این است که یک نفر شبه ایدههایی را که از کلّهاش گذر میکند، یادداشت میکند و این در صورتی است که، اگر یک ساعت قبل یا بعد، همان نامه را بازنویسی کند، چیز متفاوتی از آب در میآید. بیآنکه گیرنده بتواند در مقابل داربستکهای کلامیِ فردِ قلم و کاغذ به دست، لب از لب بگشاید. البته یک نامه، میتواند چیزی متعالی و عرفانی نیز باشد. (نامه۲۵)
kimia
«شقیقههای خاکستری و چشمان خاکستری/ که بیهوده در شیشهها در جستوجویاش هستم»
kimia
«اگر از من خواسته میشد مهمترین رویداد زندگیام را انتخاب کنم، میگفتم که این رویداد کتابخانهی پدرم بود»
kimia