بلا ما را سنگین میکند، دلمان را میگیرد و خسته میشویم. اینجاست که از حق جدا میشویم؛ از حق میبریم و پیوندهامان را از او قطع میکنیم؛ و همین نشان این است که بلا را نفهمیدهایم؛ وگرنه اهل بلا در برابر بلا جزع ندارند، صبر هم ندارند، بلکه بالاتر، شاکرند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ شُکرِی لَک عَلیٰ ما زَوَیْتَ عَنِّی اَوْفَرَ مِنْ شُکرِی اِیّاک عَلیٰ ما خَوَّلْتَنِی»؛ خدایا! شکر من در برابر بلا، در برابر آنچه از آن محروم شدهام، بیشتر و وافرتر باشد از شکرم برای آنچه که به من رسیده است. باید شکر بر بلا، اوفر از شکر بر عطا باشد؛ چون در هر بلا، نِعَمی وجود دارد که عبارت است از: نقطهضعف من مشخص میشود، وابستگیام قطع میشود، باعث تمحیص من میشود.