
کتاب رهبر عزیز
نگاهی به درون کره شمالی
انتشارات:
گروه انتشاراتی ققنوس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
egghead
۴
ضربالمثلی کرهای میگوید، اگر دروغی را صد بار تکرار کنید، حتی کسی هم که دروغ را ساخته در آخر آن را باور خواهد کرد. در بت کیم، رهبر، قدرت مطلقه نامحدود است و کیم جونگایل به قدری بت کیم را برای مردم کره شمالی تحکیم کرده که خودش هم سزاوار قدرت مطلق بودن را باور کرده است
amirabt77
۳
«پس از پشت سر گذاشتن هزار کیلومتر رنج، دههزار کیلومتر شادی در انتظارتان است!»
Sedighe
۳
به کسانی که در سرزمینهای آزاد متولد میشوند آزادی رایگان داده میشود، در حالی که دیگران باید برای آزادی جانشان را به خطر بیندازند. در کشوری آزاد ممکن است معنی کلمه آزادی خیلی معمولی و پوچ باشد، اما دوست من، یانگمین، در رؤیای آن خودش را از صخره به پایین پرتاب کرد.
Sedighe
۳
آزادی وطن من است
Sedighe
۳
مبهم سخن گفتن و شفاف نبودن دو ستون مهم از ستونهای قدرت رژیم کره شمالی است.
eli
۲
اما این اشکها فقط مال من نبودند و من نمیتوانستم جلوی آنها را بگیرم. با سکوت از ته قلبم فریاد زدم: زنده باد آزادی. زنده باد آزادی. زنده باد آزادی.
eli
۲
به کسانی که در سرزمینهای آزاد متولد میشوند آزادی رایگان داده میشود، در حالی که دیگران باید برای آزادی جانشان را به خطر بیندازند. در کشوری آزاد ممکن است معنی کلمه آزادی خیلی معمولی و پوچ باشد، اما دوست من، یانگمین، در رؤیای آن خودش را از صخره به پایین پرتاب کرد.
Sedighe
۱
آیا انسانهای خاصی وجود داشتند که آزادی برای آنان کنار گذاشته شده بود؟ یا آزادی سرنوشتی از پیش تعیینشده بود که من هیچ حقی برای لذت بردن از آن نداشتم؟
Sedighe
۱
اما دیکتاتوری خاندان کیم فقط بر پایه دیکتاتوری فیزیکی و اعمال ترس استوار نیست بلکه حکومت آنها در کوچکترین و خصوصیترین قسمت زندگی افراد وارد شده و البته حضورش را در آن قسمتها طبیعی جلوه داده است.
Sedighe
۱
در تمامی کشورهای تمامیتخواه از مکانیزمهای مشابهی استفاده میشود. حاکمان تمامی این کشورها با استفاده از عوامل مختلف مانند ملیت، ایدئولوژی سیاسی و ... شیوه تفکر مورد نظرشان را شکل میدهند و سایر تفکرات را سرکوب میکنند.
Sedighe
۱
در چنین نظامهایی، نهاد قدرتْ خودش را در جایگاهی بالاتر از مردم قرار میدهد و مدام به آنان یادآوری میکند که نیازمندش هستند و باید نحوه تفکرشان را تغییر دهند و در غیر این صورت سزاوار مجازاتاند.
egghead
۱
بهسادگی میشد ایالات متحده آمریکا را به امپریالیسم و کاپیتالیسم فاسد مربوط کرد و بدین وسیله کره شمالی خودش را حریف ضعیف و البته جسور و مصممی نشان دهد که از ابرقدرتی نافرمانی میکند و او را به مبارزه میطلبد. اما چین، که قرار بود ملت سوسیالیستی همقطار باشد، چالشهای بیشماری را متوجه قدرت کیم جونگایل کرد. چین، که حتی از لحاظ ایدئولوژی هم دشمن خطرناک ایدئولوژی اتکا به خودِ جوچه به حساب میرفت، با ثمرات اصلاحات و ارتباطات با جهان، مردم منزوی کره شمالی را وسوسه میکرد.
egghead
۱
اگر رژیم در انبار مهماتش قتل، فریب و بمب هستهای دارد، من هم به واقعیت مسلحم.
eli
۱
خبری از اشک نبود، فهمیدم زمانی اشک سرازیر میشود که دست شخص دیگری برای پاک کردنش وجود داشته باشد.
eli
۱
برای من وطنم کشوری نبود که در آن به دنیا آمده بودم، یا مردی که از او اطاعت میکردم، بلکه جهانی بود که میخواستم در آن به خاک سپرده شوم؛ پس، از نظامی که در آن از ادبیات فقط برای مشروعیتبخشی به یک نفر استفاده میشد فرار کردم.
Sedighe
۰
یکی از دلایلی که کره شمالی نمیتواند به دنبال اصلاحات باشد و درهایش را بیشتر به روی جهان باز کند این است که چنین کاری این خطر را به دنبال دارد که معلوم میشود اصول کلیدی این کشور مندرآوردیاند.
Sedighe
۰
آنجا اردوگاه ایدئولوژیک بیرحمی است که در آن یگانه واقعیت مهم در کره شمالی بازآموزی میشود: وفاداری به رهبر عزیز شهرت میآورد و نافرمانی از او مرگ.
Sedighe
۰
«اگر کره شمالی دروغ میگوید و سلاح هستهای دارد، من حقیقت و نوشتن را دارم.»
egghead
۰
آمریکا برای یه موضوع دیپلماتیک مذاکره میکنه تا سر یه مسئله به یه موضع مشترک برسه؛ اما وقتی کره شمالی میآد پای میز مذاکره، داره یه عملیات ضداطلاعاتی انجام میده. به زبون دیگه، کره شمالی از صحبت کردن به عنوان وسیله فریب استفاده میکنه نه مذاکره، هدفش هم حفظ اعتماد نابجای طرف مقابله. و چرا این کار رو نکنه؟ عدم شفافیت کره شمالی بزرگترین منبع قدرتشه. همین عدم شفافیت به کره شمالی اجازه انجام هر کاری رو میده، در حالی که بقیه کشورا تصور میکنن اون چیزی که کره شمالی ادعا میکنه، واقعیت داره. در حقیقت، کیم جونگایل برای ارتباط با جهان خارج سه تا اصل داره: اگر هر دروغی را به صورت منطقی ارائه دهیم، ایالات متحده آن را باور میکند`؛ ژاپن تحت تأثیر تبلیغات احساسی قرار میگیرد`؛ و به کره جنوبی هم میشود اهمیتی نداد و از آن کشور اخاذی کرد`.
egghead
۰
در آن زمان، بالاترین اولویت حزب به دست آوردن حداقل منابع لازم برای حفظ کنترل رو به کاهشش بر مردم بود. اما در آن زمان هم، درست مانند امروز، اولویت از این قرار بود که نیازهای اقتصادی کشور با حداقل سطح لازم برای ثبات قدرت پاسخ داده شوند و همچنین اطمینان یافتن از اینکه افراد از طریق کانالهای حزب به تمام این موقعیتها دسترسی پیدا میکردند. به همین دلیل پس از اینکه قدرت تسلط تا حدی به کیم جونگایل برگشت، او میبایست بر اولویت بعدی تمرکز کند: لازم نباشد کره شمالی، در مقابل کمک بیقید و شرط و سرمایهگذاریهای مشترک، خواستههای جهان خارج را قبول کند یا به آنان پاسخ بدهد.
egghead
۰
کیم جونگایل برای مقابله با کاهش کنترل حزب، که در سالهای قحطی ایجاد شد، میبایست بهسرعت کمک کالایی و سرمایهگذاری کره جنوبی را میپذیرفت. اما اگر کیم دائهجونگ فشار مخالفانش را میپذیرفت و اصل معاملهبهمثل را به کار میگرفت، این احتمال وجود داشت که کیم جونگایل به اجبار کمک را رد کند و خطر افزایش تمرکززدایی قدرت را به جان بخرد.
اقدامات تنشزای نظامی میتوانست از وقوع چنین سناریوهایی جلوگیری کند، چون از طریق آنها کره شمالی پای میز مذاکره قدرت چانهزنی داشت و میتوانست از کارت توقف عملیاتهای نظامی استفاده کند. بهعلاوه، اگر بحث امتیاز دادن و امتیاز گرفتن مطرح میشد، نهتنها جایگاه ما تقویت میشد بلکه، به محض اینکه کمک بیقید و شرط سیاست طلوع به سمت کره شمالی سرازیر میشد، تهدید درگیری نظامی پنهانی حتی میتوانست دوام این سیاست را تضمین کند.
egghead
۰
«در مقابل خشم چین دیگه چی کار میتونست بکنه؟ اگه اونا تصمیم بگیرن که رژیممون باید بره، میره. وقتی ژانویه ۲۰۰۱ ژانرالمون به پکن احضار شد، هیچ چارهای نداشت جز اینکه سفر رو تکرار کنه. دعوت از طرف خود چینیها بود، اما اونا ژنرال و هیئت همراهش رو چند روز بیرون شهر منتظر نگه داشتن. آخرسر، ژنرالمون مجبور شد خودش رو تحقیر کنه و بره از منطقه اقتصادی ویژه پودونگ۱۶۴ شانگهای دیدن کنه و بگه اصلاحات اقتصادی چین رو تحسین` میکنه. بعد تمام رسانهها این سفر رو در قالب علاقه ژنرالمون به اصلاحات سبک چینی گزارش دادن. اونا واقعا میدونن چطور ضربهشون رو بزنن. میدونی ماهایی که توی چین برای ژنرالمون کار میکنیم چی میگیم؟ ژنرال بزرگمون یه بار با هارت و پورت رفت سفارت چین، اما برای مجازات دو بار تا چین کشوندنش.»
egghead
۰
در پیونگیانگ، پایتخت و پایگاه قدرت حزب، هدف هیچکدام از رهگذرانی که در تاریکی شب بیرون آمده بودند خوشگذرانی نبود. بلکه همه آنان، از جمله کودکان، دانشجویان و سربازان، شهروندانی بودند که برای مراسم سیاسی یا جلسات آموزشی مثل «تجمع یکمیلیونی پیونگیانگ»، «بازیهای همگانی آریرانگ»۱۶۶ یا «سان دیدن از نیروهای نظامی» در حرکت بودند
egghead
۰
از نظر جهان خارج، رژیمی خطرناک بر کره شمالی حکومت میکند، اما در خود کشور رژیم دیگر قیمت یک تخممرغ را هم تعیین نمیکند. وقتی به آینده کره شمالی مینگریم، در کنار واقعی بودن قدرت کره شمالی، این واقعیت را هم باید به یاد داشته باشیم: سازمان برنامهریزی و راهنمایی به میل خودش مصالحه نخواهد کرد، اما تا زمانی که فراهم کردن ضروریات زندگی و موقعیتها ورای کنترلش قرار دارند قدرتش کم خواهد شد. ما باید به مردم کره شمالی ایمان داشته باشیم، نه به رژیمی که آنان را زندانی میکند.
eli
۰
فقط یک بعدازظهر را با آن زنان اهل کره شمالی گذراندیم، زمانی کوتاه اما مهم بود. در آن چند ساعت، تجربیات شخصیمان از زندگی در کره شمالی را با هم به اشتراک گذاشتیم و دیگر خودمان بهتنهایی آنها را به دوش نمیکشیدیم. مهمتر از همه، مدتی که با زنان گذراندیم، به من و یانگمین نشان داد دروغهایی که حکومت استبدادی کیم جونگایل بر پایه آنها بنا شده است تا ابد از بازرسی در امان نخواهند ماند. وقتی درون نظام بودیم، به نظر میرسید دستورات قدرت مطلقه او تنها و قدرتمندترین تجلی حقیقت در جهان هستند. اما آن قدرت چقدر رذل و لجباز بود که ما را حتی در خارج از مرزهایش هم تعقیب میکرد.