جملات زیبا از متن کتاب پیرمرد و دریا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیرمرد و دریا

کتاب پیرمرد و دریا

۳.۹(از ۵۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۸۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چه‌کار می‌توانی بکنی.
cherry🍒
۳۶
هر روز روز تازه‌ای است. بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
cherry🍒
۲۴
و رنج خود را، چنان‌که می‌آمد، می‌پذیرفت،
نرگس خیرالهی
۱۵
با خود گفت باید دردش را همان‌جایی که هست نگه دارم. درد من مهم نیست. اختیارش دست خودم است، اما درد او ممکن است دیوانه‌اش کند.
رسول شعبانی
۱۵
به او نشان می‌دهم که آدمیزاد چه کارها می‌تواند بکند و چقدر تاب می‌آورد.
نرگس خیرالهی
۱۴
«ولی آدم را برای شکست نساخته‌اند. آدم ممکنه از بین بره، ولی شکست نمی‌خوره.
cherry🍒
۱۴
در آن زمان می‌کوشیدم بنویسم و گذشته از دانستن اینکه آدم به‌راستی چه حس می‌کند، نه اینکه چه قرار است حس کند و چه به او آموخته‌اند که حس کند،
نرگس خیرالهی
۱۱
همه‌چیز پیرمرد کهن بود، مگر چشم‌هایش، و چشم‌هایش به رنگ دریا بود و شاد و شکست‌نخورده بود.
Fafa
۷
کاش می‌دیدمش. کاش یک بار هم شده می‌دیدمش تا بدانم با کی طرفم.
نرگس خیرالهی
۶
بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
sara_kmz
۶
اما خدا را شکر که این‌ها به‌اندازهٔ ما، که می‌کشیمشان، عقل ندارند، هرچند از ما نجیب‌تر و تواناترند
کاربر saeid
۴
به پهنهٔ دریا نگریست و دانست که چقدر تنهاست، ولی بازی نور را در آب ژرف و تیره و ریسمان کشیده را در پیش رو می‌دید و بالا و پایین‌رفتن شگفت دریای آرام را می‌نگریست.
کاربر saeid
۲
و با خود گفت می‌چرخد و می‌خوردش. این را بلند نگفت چون که می‌دانست اگر آدم چیز خوبی را بر زبان بیاورد، آن چیز ممکن است روی ندهد.
sara_kmz
۲
با خود گفت مغزم روشن است، خیلی روشن، به‌روشنی این ستاره‌ها که برادران من‌اند، اما باید بخوابم. ستاره‌ها هم می‌خوابند، ماه و خورشید هم می‌خوابند، حتی دریا هم بعضی روزها می‌خوابد ___ روزهایی که جریانی نیست و آب آرام و صاف است.
sara_kmz
۲
بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
Alijed
۱
خوب است که لازم نیست ماه و خورشید و ستاره‌ها را بکشیم. کافی است که خوراکمان را از دریا بگیریم و برادران خودمان را بکشیم.
n.k
۱
نفهمیدم امروز نتیجهٔ مسابقهٔ بزرگ بیسبال چه شد. چقدر خوب است که آدم موقع کار رادیو داشته باشد. بعد با خود گفت همیشه در فکرش باش. همیشه در فکر کارت باش. یک‌وقت حماقت نکنی.
Alijed
۰
با خود گفت البته ظلم است، ولی به او نشان می‌دهم که آدمیزاد چه کارها می‌تواند بکند و چقدر تاب می‌آورد.
Alijed
۰
از خود پرسید این ماهی خوراک چند تا آدم را می‌دهد؟ آیا آدم‌ها لیاقت خوردن او را دارند؟ نه، هرگز ندارند. این‌جور که از رفتار و از وقارش پیداست، هیچ‌کس لیاقت خوردن او را ندارد. با خود گفت من از این چیزها سر درنمی‌آورم، ولی خوب است که لازم نیست ماه و خورشید و ستاره‌ها را بکشیم. کافی است که خوراکمان را از دریا بگیریم و برادران خودمان را بکشیم.
Amirhesam
۰