
بریدههایی از کتاب پیرمرد و دریا
۳٫۸
(۳۵)
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چهکار میتوانی بکنی.
cherry🍒
در آن زمان میکوشیدم بنویسم و گذشته از دانستن اینکه آدم بهراستی چه حس میکند، نه اینکه چه قرار است حس کند و چه به او آموختهاند که حس کند،
نرگس خیرالهی
هر روز روز تازهای است. بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آنوقت اگر بخت یاری کرد آمادهای.
cherry🍒
با خود گفت باید دردش را همانجایی که هست نگه دارم. درد من مهم نیست. اختیارش دست خودم است، اما درد او ممکن است دیوانهاش کند.
رسول شعبانی
به او نشان میدهم که آدمیزاد چه کارها میتواند بکند و چقدر تاب میآورد.
نرگس خیرالهی
و رنج خود را، چنانکه میآمد، میپذیرفت،
نرگس خیرالهی
«ولی آدم را برای شکست نساختهاند. آدم ممکنه از بین بره، ولی شکست نمیخوره.
cherry🍒
همهچیز پیرمرد کهن بود، مگر چشمهایش، و چشمهایش به رنگ دریا بود و شاد و شکستنخورده بود.
Fafa
بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آنوقت اگر بخت یاری کرد آمادهای.
sara_kmz
کاش میدیدمش. کاش یک بار هم شده میدیدمش تا بدانم با کی طرفم.
نرگس خیرالهی
به پهنهٔ دریا نگریست و دانست که چقدر تنهاست، ولی بازی نور را در آب ژرف و تیره و ریسمان کشیده را در پیش رو میدید و بالا و پایینرفتن شگفت دریای آرام را مینگریست.
کاربر ۶۹۸۸۹۱۰
اما خدا را شکر که اینها بهاندازهٔ ما، که میکشیمشان، عقل ندارند، هرچند از ما نجیبتر و تواناترند
کاربر ۶۹۸۸۹۱۰
و با خود گفت میچرخد و میخوردش. این را بلند نگفت چون که میدانست اگر آدم چیز خوبی را بر زبان بیاورد، آن چیز ممکن است روی ندهد.
sara_kmz
با خود گفت مغزم روشن است، خیلی روشن، بهروشنی این ستارهها که برادران مناند، اما باید بخوابم. ستارهها هم میخوابند، ماه و خورشید هم میخوابند، حتی دریا هم بعضی روزها میخوابد ___ روزهایی که جریانی نیست و آب آرام و صاف است.
sara_kmz
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۵
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۵
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
قیمت:
۱۳۲,۰۰۰
تومان