جملات زیبای کتاب پیرمرد و دریا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیرمرد و دریا

کتاب پیرمرد و دریا

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۵۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
cherry🍒
۳۰
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چه‌کار می‌توانی بکنی.
cherry🍒
۲۰
هر روز روز تازه‌ای است. بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
نرگس خیرالهی
۱۳
و رنج خود را، چنان‌که می‌آمد، می‌پذیرفت،
نرگس خیرالهی
۱۳
به او نشان می‌دهم که آدمیزاد چه کارها می‌تواند بکند و چقدر تاب می‌آورد.
cherry🍒
۱۲
«ولی آدم را برای شکست نساخته‌اند. آدم ممکنه از بین بره، ولی شکست نمی‌خوره.
رسول شعبانی
۱۱
با خود گفت باید دردش را همان‌جایی که هست نگه دارم. درد من مهم نیست. اختیارش دست خودم است، اما درد او ممکن است دیوانه‌اش کند.
نرگس خیرالهی
۱۰
در آن زمان می‌کوشیدم بنویسم و گذشته از دانستن اینکه آدم به‌راستی چه حس می‌کند، نه اینکه چه قرار است حس کند و چه به او آموخته‌اند که حس کند،
Fafa
۶
همه‌چیز پیرمرد کهن بود، مگر چشم‌هایش، و چشم‌هایش به رنگ دریا بود و شاد و شکست‌نخورده بود.
sara_kmz
۵
بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
نرگس خیرالهی
۴
کاش می‌دیدمش. کاش یک بار هم شده می‌دیدمش تا بدانم با کی طرفم.
کاربر saeid
۴
اما خدا را شکر که این‌ها به‌اندازهٔ ما، که می‌کشیمشان، عقل ندارند، هرچند از ما نجیب‌تر و تواناترند
sara_kmz
۲
و با خود گفت می‌چرخد و می‌خوردش. این را بلند نگفت چون که می‌دانست اگر آدم چیز خوبی را بر زبان بیاورد، آن چیز ممکن است روی ندهد.
sara_kmz
۲
با خود گفت مغزم روشن است، خیلی روشن، به‌روشنی این ستاره‌ها که برادران من‌اند، اما باید بخوابم. ستاره‌ها هم می‌خوابند، ماه و خورشید هم می‌خوابند، حتی دریا هم بعضی روزها می‌خوابد ___ روزهایی که جریانی نیست و آب آرام و صاف است.
کاربر saeid
۱
به پهنهٔ دریا نگریست و دانست که چقدر تنهاست، ولی بازی نور را در آب ژرف و تیره و ریسمان کشیده را در پیش رو می‌دید و بالا و پایین‌رفتن شگفت دریای آرام را می‌نگریست.
Alijed
۱
بهتر آن است که بخت یاری کند، ولی تو کارت را میزان کن. آن‌وقت اگر بخت یاری کرد آماده‌ای.
n.k
۱
خوب است که لازم نیست ماه و خورشید و ستاره‌ها را بکشیم. کافی است که خوراکمان را از دریا بگیریم و برادران خودمان را بکشیم.
Alijed
۰
نفهمیدم امروز نتیجهٔ مسابقهٔ بزرگ بیسبال چه شد. چقدر خوب است که آدم موقع کار رادیو داشته باشد. بعد با خود گفت همیشه در فکرش باش. همیشه در فکر کارت باش. یک‌وقت حماقت نکنی.
Alijed
۰
با خود گفت البته ظلم است، ولی به او نشان می‌دهم که آدمیزاد چه کارها می‌تواند بکند و چقدر تاب می‌آورد.