جهان اجتماعی بدن را بهشکل یک واقعیتِ تعریفشده برحسب جنس، و بهشکل مخزن اصول نگرش و تقسیمبندی، که تعریفکنندگی آنها برحسب جنس است، برمیسازد. این برنامهٔ اجتماعی دربدننهفتهٔ ادراک برای همهٔ اشیای جهان و، پیش از همه، برای خود بدن و واقعیت زیستی آن به کار میرود. همین برنامه است که تفاوت زیستشناختی بین دو جنس را مطابق با اصول نگرشی اساطیری به جهان برمیسازد که ریشه در رابطهٔ قراردادی سلطهٔ مردان بر زنان دارد که خود، همراه با تقسیم کار، در واقعیت نظم اجتماعی نهفته است.